پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی يادداشت روز انقلاب اسلامي

  جلال ‌آل‌احمد، معيار نثر بومي و داستان‌نويسي انقلاب

18 اسفند 1387 ساعت 8:00
اكبر صحرايي، داستان‌نويس: هم عرض با رخ‌دادهاي ادبي غرب و در اوج ادبيات داستاني تقليدي غرب در ايران، جلال ‌آل‌احمد ظهور مي‌كند و مبتكر نثر و زباني متفاوت مي‌شود كه بعدها و در ادامه معيار مي‌گردد براي داستان‌نويسان ادبيات انقلاب اسلامي ايران. نثر و زبان آل‌احمد پيوند خورده بود با نثر بومي مردم ايران. به جرات مي‌توان گفت: جلال نقطه عطف ادبيات داستاني انقلاب اسلامي ايران است._

خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) اكبر صحرايي، داستان‌نويس: هم عرض با رخ‌دادهاي ادبي غرب و در اوج ادبيات داستاني تقليدي غرب در ايران، جلال ‌آل‌احمد ظهور مي‌كند و مبتكر نثر و زباني متفاوت مي‌شود كه بعدها و در ادامه معيار مي‌گردد براي داستان‌نويسان ادبيات انقلاب اسلامي ايران. نثر و زبان آل‌احمد پيوند خورده بود با نثر بومي مردم ايران. به جرات مي‌توان گفت: جلال نقطه عطف ادبيات داستاني انقلاب اسلامي ايران است.
بيشترين و سريع‌ترين تأثير انقلاب بر نظام‌هاي سياسي و اجتماعي يك كشور و در مواردي بر جهان ( مانند؛ انقلاب كبير فرانسه، انقلاب اكتبر روسيه، انقلاب كوبا و انقلاب اسلامي ايران) است. اما رفته رفته تاثير انقلاب بر حوزه‌‌ فرهنگي و ادبي گسترش پيدا مي‌كند و ديدگاه‌ها و مكاتب ادبي نو متولد مي‌شوند. 

با توجه به اين حوادث و اتفاقات ناب، سوژه‌‌هاي بكر و گروتسك، جان مايه‌ ادبيات داستاني است و انقلاب‌ها ذاتاً منبع و مولد اين دست واژه‌ها هستند. بالطبع نويسندگان با الهام از آن‌ها در به تصوير كشيدن حوادث و زواياي مختلف انقلاب‌ها، دست به خلق آثار متعدد مي‌زنند. بر پايه اين استدلال پاي عموم نويسندگان كشور با گرايش‌هاي متفاوت به حوزه ادبيات داستاني باز خواهد شد. 

انقلاب اسلامي ايران هم از اين قاعده مستثني نيست. با پيروزي انقلاب و ايجاد بستر مناسب و آزاد، نويسندگان حرفه‌اي كه پيش از انقلاب اسلامي ايران به بلوغ فكري رسيده بودند، همراه شاگردان جوان خود صحنه ادبي را در اختيار گرفتند و با استفاده از فضاي باز انقلاب و نوپا بودن ادبيات داستاني كه با انقلاب تولد يافته بود، دست به خلق آثاري ‌زدند كه به نحوي به انقلاب و جنگ مرتبط مي‌شد. (مانند؛ رضا براهني، احمد محمود، درويشيان، بزرگ علوي، نادر ابراهيمي، هوشنگ گلشيري، شهريار مندني‌پور، قاضي ربيحاوي و ...) 

توجه شود كه در اين مقوله بحث بر اين نيست كه ماهيت كدام داستان و رمان در تضاد با انقلاب اسلامي هست يا نيست! نويسندگان به نحوي سعي كرده‌اند ادبيات انقلاب را از ادبيات معاصر تفكيك كنند و اصولاً آن را منكر شوند كه البته نه توانسته‌اند و نه اين كار شدني بوده!

براي روشن شدن تاثير انقلاب اسلامي بر حوزه‌ ادبيات داستاني معاصر به ايجاز اشاره‌ مي‌شود به چند مورد از اين تاثيرات و در ادامه، به تولد و رشد آن پرداخته خواهد شد. 

الف - بين سال‌هاي 1358 تا 1370 رمان‌ها و مجموعه داستان‌هاي متعددي منتشر مي‌شود كه نشان‌دهنده رشد كمي و كيفي ادبيات داستاني در اين دوره است. به طوري كه منتقدان از فرا رسيدن عصر رمان خبر مي‌دهند. براي اطلاع بيشتر مي‌توان رجوع كرد به جلد سوم "صد سال داستان‌نويسي" فصل 18 تاليف حسن عابديني. 

ب – ترجمه بيش از 2000 عنوان رمان و مجموعه داستان؛ انقلاب اسلامي و فضاي آزاد آن بر ترجمه آثار خارجي هم تاثير خاص خود را مي‌گذارد. به نحوي كه نويسندگان معاصر دست به ترجمه آثاري با مضامين مبارزاتي و انقلاب كشورهاي اروپايي، روسي و آمريكاي لاتين مي‌زنند. احمد شاملو "بگذار سخن بگويم" "دميتيلادو چونگارا" و نوشته‌هاي متعددي از نويسندگان روس را ترجمه مي‌كند. ديگر نويسندگان رمان‌هايي از‌ "شولوخوف"، "پوله وي" و "ارلبورگ" ترجمه مي‌كنند. 

ج – با اوج‌گيري انقلاب و سپس پيروزي آن، كتابخواني و به تبع آن كارگاه‌هاي داستان‌نويسي و محافل ادبي رواج و رونق خاصي پيدا مي‌كنند و مجلات ادبي فراواني در كشور به چاپ مي‌رسند. 

د- بعد از پيروزي انقلاب اسلامي وابستگان و نزديكان فراري رژيم شاه و همچنين زندانيان و مبارزان سياسي دست به انتشار خاطرات خود زدند. اين دست كتاب‌ها به دليل تشنگي مردم براي دانستن حقايق پشت پرده و ظلم و فساد رژيم سلطنتي به سرعت در ميان خوانندگان كنجكاو كتابخوان و عموم مردم جا باز كرد و تبديل به نهضت خاطره‌نويسي و خاطره خواني شد!

ادبيات داستاني معاصر ايران در سال‌هاي قبل، مدتي دچار ركورد و تكرار مي‌شود و در جاهايي به بن‌بست مي‌رسد. اين حالت را به وضوح در عملكرد و بي‌اشتياقي نويسندگان حرفه‌اي مثل ابراهيم گلستان، ساعدي و به آذين مي‌بينيم. البته اگر مجموعه داستان منتشره شده "مانگديم و خورشيد چهر" (1369) "به آذين" را چشم بپوشيم كه اين مجموعه داستان حاوي افسانه‌هايي است با ساختار و نثري كهنه كه همين اثر، خود دليل اثبات ركود و بي‌اشتياقي است. 

وقوع انقلاب اسلامي جان دوباره‌اي به پيكره نحيف ادبيات داستاني معاصر دميد. حركت مردم و مبارزان و انتقادات و حوادث بكر و ناب چند سال اوج انقلاب تا حد زيادي ادبيات داستاني معاصر را دعوت به بومي‌نويسي كرد. بومي‌نويسي كه متاسفانه در سي سال بعد از پيروزي انقلاب نويسندگان حرفه‌اي كمتر به آن توجه كردند. 

حال مي‌توان از خود پرسيد كه جايگاه ادبيات داستاني انقلاب اسلامي در ادبيات داستاني معاصر ايران كجاست و اصولاً اين حوزه توسط چه كساني متولد شد؟

سطحي‌نگري است اگر تولد اين حوزه را مصادف بدانيم با پيروزي انقلاب اسلامي ايران و ادبيات داستاني انقلاب را فقط شاخ و برگ آن تصور كنيم. بايد عميق‌تر و علمي‌تر در اين مقوله كنكاش كنيم. شواهد و قرائن نشان مي‌دهد كه جرقه ادبيات داستاني مصادف است با تولد انقلاب اسلامي در تاريخ معاصر ايران. 

اگر نطفه انقلاب اسلامي را قيام پانزدهم خرداد سال 42 و حتي سال‌هاي قبل از آن فرض كنيم، بنابراين همگام با خروش مردم ايران به رهبري امام خميني(ره) عليه نظام سلطنت ‌شاه، ادبيات داستاني انقلاب هم رفته رفته عليه نظام ادبيات داستاني منفعل و صرفا مقلدانه غرب، قيام كرد. ادبياتي كه عموماً منفعل از داستان‌ها و رمان‌هاي ترجمه شده اروپا و آمريكا بود! هرچند با تغيير رنگ ظاهري آن. اين ادبيات داستاني به غير از معدودي نوآوري و خلاقيت در اين عرصه بود. 

در حالي كه نويسندگان مي‌توانستند با استفاده از تكنيك و عناصر داستاني كه از غرب وام گرفته بودند و تطبيق و تلفيق آن با باورهاي ملي و مذهبي ايران و استفاده از ذهن و خلاقيت، ادبيات داستاني ايران را در مسير پيشرفت‌ و جهاني شدن قرار دهند. اما متاسفانه فرصت سوزي ادبيات اتفاق افتاد و كار به جايي رسيد كه در اواخر دهه‌ پنجاه ادبيات معاصر به بن‌بست رسيد!

هم عرض با رخ‌دادهاي ادبي غرب و در اوج ادبيات داستاني تقليدي غرب در ايران، جلال ‌آل‌احمد ظهور مي‌كند و مبتكر نثر و زباني متفاوت مي‌شود كه بعدها و در ادامه معيار مي شود براي داستان‌نويسان ادبيات انقلاب اسلامي ايران. نثر و زبان آل احمد پيوند خورده بود با نثر بومي مردم ايران. به جرات مي‌توان گفت: جلال نقطه عطف ادبيات داستاني انقلاب اسلامي ايران است. او با كتاب‌هاي داستاني "مدير مدرسه"، "داستان‌هاي بي‌ملال"، "زن زيادي" و حتي با كتاب غير داستاني "خسي در ميقات" و "غرب زدگي" كليد انقلاب ادبي اسلامي و ملي را زد. ادبيات به ظاهر ساده اما تاثيرگذار و عميق. آل‌احمد خود مدتي را با نويسندگان و سياسيون روشنفكر معاصر به سر برده بود و به خوبي به افكار و اعتقادات و ضعف‌هاي آن‌ها واقف بود. او جامعه روشنفكري غرب زده را با ادبيات داستاني و غير داستاني به چالش مي‌كشد.

استاد مرتضي مطهري و دكتر علي شريعتي ادامه نهضت ادبي انقلاب اسلامي را به عهده مي‌‌گيرند. مطهري با كتاب دو جلدي "داستان راستان" تحولي ديگر در شناخت اين ادبيات ايجاد مي‌كند. دويست داستان اين دو مجموعه برگرفته از تاريخ اسلام و خلفا ست. داستان‌هايي كه به دور از سخت‌نويسي و پيچيدگي‌ متداول، در نوع خود ساده، روان و تاثيرگذار بر مخاطب بودند. كتاب با استقبال خوانندگان زيادي روبه‌رو شد و در سال 1344 جايزه كميسيون ملي يونسكو را نصيب خود كرد. 

دكتر علي شريعتي با كتاب‌هاي ارزشمند اعتقادي "حج" و كتاب سياسي "قصه‌ حسن و محبوبه" گوشه‌اي ديگر از اين ادبيات و نثر اسلامي (البته نه داستاني) را نمايان مي‌كند.

در سال‌هاي نزديك انقلاب تا پيروزي آن، محمود حكيمي با كتاب‌هاي داستاني؛ اشراف‌زاده‌ قهرمان، طاغوت، سلحشوران علوي، نقابداران جوان، وجدان و ...، رضا رهگذر (محمدرضا سرشار) با كتاب‌هاي داستاني؛ اصيل‌آباد، اگه بابا بميره، گرداب سكندر و ... و علي دواني را مي‌توان ادامه دهنده‌ اين حوزه دانست. 

سال‌هاي ابتداي انقلاب چهره‌هايي مثل امير حسين فردي، ابراهيم حسن‌بيگي، محسن مخملباف، محمود گلابدره‌اي، سيد مهدي شجاعي و ... با داستان و رمان‌هاي متفاوت و مختلف خود حوزه ادبيات داستاني انقلاب را پر رنگ و روشن‌تر كردند. 

با آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران در شهريور 1359 و شليك اولين گلوله، ادبيات داستان دفاع مقدس پديد مي‌آيد و جنگ چاشني انفجاري ادبيات داستاني انقلاب اسلامي مي‌شود و اين ادبيات، شكل جديدي به نام دفاع مقدس به خود مي‌گيرد و همه چيز را تحت تاثير قرار مي‌دهد؛ درست مثل خود جنگ! لذا تا پايان جنگ و سال‌هاي بعد ادبيات داستاني دفاع مقدس جاي ادبيات داستاني انقلاب مي‌نشيند.

در ابتداي خلق آثار جنگ، داستان‌هاي دفاع مقدس فاقد نيروي تخيل و تكنيك داستاني اند و بيشتر به تهيج خواننده به دفاع از كشور مي‌پردازند. دغدغه اصلي آن‌ها انتقال مفهومي واژه ايثار و شهادت به خواننده بود كه بيشتر مواقع دچار شتا‌ب‌زدگي در نوشتن متن مي‌شدند و نويسنده در متن داستان دخالت و موضع‌گيري مي‌كرد؛ نكته‌اي كه در سال‌هاي نخست جنگ، اجتناب‌ناپذير بود. چرا كه عمده نويسندگان، رزمندگاني اند كه در جبهه‌ها حضور دارند و مي‌جنگند! در اين سال‌ها به تدريج جنگ، داستان‌نويس جنگ را پيدا مي‌كند. آن‌ها به رغم اين كه فاقد فاكتور تجربه اند، اما با حضور عيني و مستقيم در ميدان جنگ، در معرض سوژه‌هاي بكر و نو قرار مي‌گيرند كه در ادامه، همين تجربه تبديل به فاكتور مهمي مي‌شود براي خلق آثار داستاني ماندگارتر و البته معرفي نويسندگان قابل مطرح در اين حوزه. نويسندگاني مانند؛ محمدرضا بايرامي، داوود غفار زادگان، محمدرضا كاتب، حبيب احمدزاده، احمد دهقان، مجيد قيصري، حسن بني‌عامري، قاسمعلي فراست، سيد ياسر هشترودي و ...
 
بمب‌باران و موشك باران شهرهاي ايران توسط عراق (جنگ شهرها و مهاجرت) حوزه‌ داستان‌ها را به شهر و عامه‌ نويسندگان كشور و حتي خارج از كشور تعميم و بسط داد. داستان‌نويسان حرفه‌اي‌تري هم مثل احمد محمود، هوشنگ گلشيري، قاضي ربيحاوي، نادر ابراهيمي، شهريار مندني‌پور، جواد مجابي، محمد سحابي، اسماعيل فصيح و ... به ميدان آمدند. 

اين گروه از نويسندگان حرفه‌اي‌تر بيشتر در متن داستان و رمان‌هاي خود به فضاي پشت جبهه و شهرها و تبعات جنگ پرداختند. داستان‌ها و رمان‌هايي كه بيشتر منتقدانه بوده و از تبعات، خرابي و ويراني جنگ مي‌گفتند و البته بودند رمان و داستان‌هايي كه در متن به ايثار و دفاع رزمندگان، سربازان و مردم هم پرداختند.

نكته آخر اين كه امروز با توجه به رشد و بالندگي نسبي ادبيات داستاني دفاع مقدس، به نظر مي‌رسد نگرشي وجود دارد كه با استدلال پايان جنگ و همچنين تاليف كتاب‌هاي فراوان، تلاش دارند تا جهت پيكان حركت ادبيات داستاني دفاع مقدس به سمت و سوي ادبيات داستان انقلاب اسلامي بازگردانده شود! حال پرسش اينجاست كه آيا اين كار شدني است؟ تجربه‌ سير حركت ادبيات داستاني انقلاب و تبديل آن به ادبيات داستاني دفاع مقدس نشان داده كه بيشتر اين حوادث و اتفاقات هستند كه مسير اولويت‌بندي موضوعي ادبيات داستاني انقلاب اسلامي را مشخص مي‌كنند و همان‌طور كه اين مسير به دفاع مقدس ختم شد، اگر قرار باشد نوك پيكان تغيير كند، تاريخ و سير حوادث، ضرورت اين كار را انجام مي‌دهد. چرا كه اصولا روح و جنس ادبيات و هنر با تحميل و هدايت سازگاري چنداني ندارد! چنان كه مضامين، فضا، سوژه‌ و حوادث، نويسندگان جوان و حرفه‌اي را به طرف حوزه‌ ادبيات داستاني دفاع مقدس سوق دادند، امروز چه بخواهيم، چه نخواهيم پرچم حوزه‌ ادبيات داستاني انقلاب در دست‌نويسندگان ادبيات داستاني دفاع مقدس است و اين خطايي استراتژيك است اگر بخواهيم نويسندگان را با بخشنامه هدايت كنيم به سمت سوژه‌اي مدنظر متوليان فرهنگي! 

اما مي‌توان با سوژه‌يابي در تاريخ انقلاب و ايجاد بستر مناسبي براي ثبت خاطرات ناب و تبديل آن‌ها به كتاب، منبع غني‌اي براي نوشتن نويسندگان فراهم كرد. كاري كه در حوزه‌ دفاع مقدس تا حدود زيادي صورت گرفته. ضمن اين به اعتقاد نگارنده، امروز ادبيات داستاني انقلاب اسلامي، همان ادبيات داستاني دفاع مقدس است و اصرار بر تفكيك اين دو حوزه از هم مي‌تواند آفتي باشد براي رشد آن! بايد برخلاف نگرش اول، بين اين دو حوزه پيوند و تعامل ايجاد كرد. به طوري كه سوژه‌ها و اتفاقات ناب سي سال انقلاب و دفاع مقدس و حتي پيش از آن در رمان و داستان‌ها تنيده شوند؛ حال مي‌تواند قالب سوژه جنگ يا واقعه‌اي از انقلاب اسلامي باشد.

کد مطلب : 34658
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
اكبر صحرايي
اكبر صحرايي
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل