نشست «در ستايش سعدي» عصر ديروز با حضور عزتالله فولادوند، حسين معصومي همداني، عباس كيارستمي، غلامحسين ابراهيمي ديناني، احمد سميعي گيلاني، طهمورث ساجدي و احمد جلالي در شهر كتاب مركزي برگزار شد. فولادوند در اين نشست گفت: سعدي، برخلاف پيشينيان خود، نكات غيرعملي اخلاق را كنار ميگذارد؛ زيرا بر آن است كه اندرز بايد به مسائل عقل عملي و مربوط به زندگي عادي پاسخ دهد._
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «عزتالله فولادوند» در آغاز سخنان خود در اين نشست گفت: انديشه سعدي نيز چون هر هنرمند و متفكر بزرگ ديگر از افلاطون تا فردوسي، از مولوي تا شكسپير و از حافظ تا گوته، ابعاد و لايههاي مختلف دارد. فردوسي را حكيم ميگوييم نه تنها به دليل سرودن حماسه ملي ايران و فراهم آوردن سند هويت و مالكيت ما بر اين سرزمين، بلكه به دليل ديد عميق او به انسانيت و سرنوشت آدمي.
اين مترجم در ادامه با بيان اين كه اندرزگويي نخستين جنبهاي است كه در مطالعه آثار سعدي با آن مواجه ميشويم، افزود: مهمترين آثار سعدي كه آوازه جهانگير او مرهون آنهاست، بوستان و گلستان و قصايد و غزليات است كه در همه آنها، جايجاي و به مناسبت، سعدي

سياست، خانواده و تهذيب نفس سه محور اندرزگويي سعدي است
زبان به نصحيت ميگشايد. نصحيت و نصحيتگري هيچگاه چنانكه ناصحان اميدوار بودهاند، عموما با حسن قبول و گوش شنوا مواجه نبوده است، و در عصر ما به علت دگرگونيهاي شگرف يكي دو قرن اخير در احوال دنيا و به خصوص نزد جوانان، مزهاي ناخوش به خود گرفته است.
فولادوند به محورهاي اندرزگويي سعدي اشاره و خاطرنشان كرد: سياست، خانواده و تهذيب نفس سه محور اندرزگويي سعدي است. موضوع مورد توجه سعدي همهجا مبتني بر بهترين سنتهاي اخلاقي ايرانيان و صورت كمال يافته آنهاست. مكتب و راي او در اخلاق بر محور عدالت استوار است، و عدالت به سلطان بستگي دارد كه سنگ بناي جامعه است و بنابراين، تربيت و آموزش او در صدر اولويتهاست.
وي سپس به شرح اعجاز بياني سعدي پرداخت و يادآور شد: هنر و بسا اعجاز سعدي در اين است كه حتي مكررترين و واضحترين نصايح را چنان با استادي

هيچكس، مگر بيذوقترين و خشكمغزترين افراد، از اندرزهاي سعدي احساس خستگي و بيزاري نميكند
در لفافي از الفاظ دلاويز بيان ميكند كه هيچكس، مگر بيذوقترين و خشكمغزترين افراد، از آن احساس خستگي و بيزاري نخواهد كرد.
فولادوند سعدي را مردي حكيم خواند كه از تجربه دنيا برخوردار است. اين مترجم ادامه داد: او اين تجربه را در تنهايي درويشي كسب كرده است و، بنابراين، در سياست و اخلاق از هر فرد ديگر برتر است. در افلاطون، كمال مطلوب آن است كه حكيمان شاه شوند؛ در حالي كه در اخلاق ايراني، حكيم و پادشاه در مقابل يكديگر جاي ميگيرند.
وي بزرگترين خصيصه اخلاق سعدي را واقعنگري او دانست و اظهار داشت: در آثار سعدي چنين نيست كه دنيا و اهل دنيا به هيچ گرفته شوند و عدالت همه كارهاي جهان منوط به تصميمهاي عالم بالا باشد. بلكه سعدي، برخلاف پيشينيان خود، نكات غيرعملي را كنار ميگذارد؛ زيرا برآن است كه اندرز بايد به مسائل عقل عملي و مربوط به زندگي عادي پاسخ دهد. براي تأمين اين مقصود، زباني كه او به كار ميبرد نيز زباني ملموس

سعدي تجربه دنيا را در تنهايي درويشي كسب كرده است
و كاملاً نزديك به زبان مردم و فارغ از تكلف و تصنع است.
فولادوند با بيان اين كه سعدي نيز مانند همه بزرگان هنر جهان، همواره فرهنگ جامعهاي را كه در آن ميزيسته پاس داشته است، اضافه كرد: گلستان و بوستان آيينه ارزشهاي پسنديده و فرهنگ مقبول ايران آن روزگار است و هيچچيز در آنها نميبينيم كه در دنياي معاصر سعدي مردود و مطرود بوده باشد.اما آنچه به اخلاق سعدي ژرفا ميبخشد، در آميختگي آن، در عين التفات تام به واقعيت، با شاخصههاي تصوف است.
وي در پايان با اشاره به دو ويژگي اساسي و بنيادين آثار سعدي، تصريح كرد: دو خصيصه بارز آثار سعدي يكي واقعنگري يا رئاليسم است؛ يعني توجه به آنچه در اين عالم خاكي بهواقع هست و از آن گريز يا گريزي نيست. ديگري، آرمانخواهي يا ايدهآليسم است؛ به معناي آنچه بايد باشد و بايد در عالمي ديگر و بالاتر به جستوجوي آن رفت.