مهدي كاموس در نشست نقد كتاب «نگران نباش» در سراي اهل قلم گفت: لذت رو به تباهي ويژگي اصلي «نگران نباش» است
مهدي كاموس در نشست نقد كتاب «نگران نباش» گفت: «نگران نباش» جامعهاي آسيب ديده را با زبان مخفي و زبان مردم كوچه و بازار نشان ميدهد. در اين جامعه آدمها لذت رو به تباهي را تجربه ميكنند كه بخشي از اين لذت، اعتياد، و از همگسيختگي خانوادگي است. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، مهدي كاموس در نشست نقد و بررسي كتاب «نگران نباش»، نوشته مهسا محبعلي كه عصر ديروز(يكشنبه،4 بهمن) با حضور احسان عباسلو و نويسنده كتاب، در سراي اهل قلم برپا شد، فضاي كلي اين رمان را جامعهاي آسيبديده و شخصيتهاي آن را افرادي مستاصل و بزهكار توصيف كرد.
وي درباره اين كتاب گفت: «نگران نباش» جامعه آسيب ديده را با زبان مخفي و زبان مردم كوچه و بازار نشان ميدهد. در اين جامعه، محرم و نامحرم وجود ندارد و همه فقط ميخواهند به هر طريقي كار خود و يكديگر را راه بيندازند.
اين منتقد اضافه كرد: شخصيتهاي اين رمان در واقع لذتي رو به تباهي را تجربه ميكنند و برخي شخصيتها ما را به فضاي داستاني و سينمايي سالهاي گذشته ميبرند.
وي افزود: نويسنده، اين لذت به زعم من رو به تباهي را در «نگران نباش»، اعتياد، روابط نامشروع و از همگسيختگي خانوادگي نشان ميدهد و در واقع ميخواهد بگويد كه اتفاقهاي بدي در حال وقوع است.
كاموس تصريح كرد: شخصيتها در اين كتاب غالبا در عشق بيوفا هستند و انگل و معتادند؛ اين در حالي است كه زلزله 8 ريشتري هم در حال وقوع است و در حقيقت براي همه آنان اتفاق ميافتد.
اين منتقد با بيان توضيحاتي درباره توصيف نمادين شخصيت اصلي در اين رمان گفت: هر بار كه شخصيت اصلي داستان مواد مخدر مصرف ميكند، قورباغهها از كف پاهايش بالا ميروند و نوعي لذت مازوخيستي به او دست ميدهد. در پايان، اين شخصيت ميميرد و در يك مرداب قرار ميگيرد كه پر از بچه قورباغههايي است كه دارند بزرگ ميشوند.
كاموس تصريح كرد: در حقيقت انگار شخصيت او با مرداب يكي ميشود؛ البته خواننده با اين شخصيت ارتباط بهتري برقرار ميكند؛ چرا كه او از بقيه وفادارتر و انسانيتر است.
در ادامه اين نشست احسان عباسلو نيز درباره ارجاعات به كار رفته در اين كتاب توضيح داد: نويسنده در اين كتاب از ارجاعات به خوبي استفاده كرده. ارجاع يا همان تلميح در فارسي، معمولا براي توسيع يا تعميق معني به كار ميرود. البته با توجه به كيفيت ارجاعات به كار رفته در اين كتاب، من مخاطب «نگران نباش» را مخاطب خاص ميدانم.
وي افزود: از آنجا كه ارجاعات كاربرد زيادي در ادبيات ما دارند، ميتوان گفت كه يك نويسنده خوب ميتواند از آنها استفاده كند.
اين نويسنده همچنين با اشاره به جايگاه معنا و مفهوم در اثر ادبي گفت: خواننده همواره با منظور مشكل دارد و معمولا معنا را ميفهمد. در ادبيات ما فاصله ميان معنا و مفهوم كم است و از اين حيث به اين موضوع بيتوجهي ميشود.
سپس مهدي كاموس درباره ويژگيهاي ديگر رمان محبعلي توضيح داد: طبعا ما در داستان مدرن با يك پايان محتوم مواجه نيستيم؛ اين در حالي است كه شخصيتهاي اين اثر توانستهاند در ذهن ما زندگي كنند و اين نشاندهنده قوت آن است.
وي شاخصه ديگر اين كتاب را استفاده نويسنده از خردهروايتها دانست و گفت: استفاده از خردهروايتها سبب ساخته شدن تصاوير متعدد در ذهن خواننده است كه از قوتهاي اين كتاب به شمار ميآيد. اين خردهروايتها با وجود كوتاهي اين رمان، سبب جذابيت آن شده است.
اين نويسنده با اشاره به موضوع انتخاب راوي توضيح داد: به اعتقاد من نويسنده ميتوانست زاويه ديد ديگري را انتخاب كند. براساس دادههاي اثر، وسوسه، نويسنده را به سمتي برده كه راوي اول شخص را برگزيند و با وجود اين، از دايره واژگاني خاص و زبان مخفي يا نئولمپنيزم كه اين روزها رواج پيدا كرده، به خوبي در اثر استفاده شده است، ولي اگر راوي اول شخص نميبود، روايتها در خردهروايتها شكل كاملتري پيدا ميكرد.
وي در پايان گفت: چندلايه بودن و استفاده از وجوه گوناگون در ماجراها و شخصيتهاي اين رمان، به گونهاي است كه ما ميتوانيم ديدگاههايي از فرويد تا لاكان را در آن ببينيم و به همين دليل اين اثر در حوزه نقد روانشناختي نيز كاربرد دارد و شايد از اين طريق كليدهاي زبان لمپنيزم نيز در آن پيدا شود. کد مطلب : 60749 |