نويسنده كتاب «درباره دموکراسی» تاكيد كرد لزوم انقلابي معنوي در مبارزه با تفكرات دموكراسي اومانيستي
نويسنده كتاب «درباره دموکراسی» جوهره دموكراسي را دادن حق مالكيت به بشر بيان كرد و گفت: تنها راه حل مقابله با تفكرات اومانيستي دموكراسي كه در جهان گسترش يافته است، وقوع انقلابي معنوي و تدريجي در اين عرصه است. شهريار زرشناس در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، درباره مهد دموكراسي و مباني ظهور اين انديشه اظهار كرد: نگاه تاريخي به دموكراسي به جز يونان، جايي ديگري را نشان نميدهد. جوهره دموكراسي را دادن حق مالكيت به بشر تشكيل ميدهد، يعني نفي حاكميت از خداوند و اين مبنا تنها در يونان مطرح بوده است.
وي در توضيح اين مفهوم گفت: در يونان، تفكر ديني و اسطورهاي هر دو در وادي دموكراسي نفي ميشوند و بشر خود به عنوان قانونگذار مطرح است و در اين وضعيت نوعي سكولاريزم ظهور پيدا ميكند.
زرشناس در پاسخ به اين سوال كه «پيشرفت دموكراسي در طول تاريخ چگونه بوده است؟» عنوان كرد: دموكراسي در ادوار تاريخي با تطور مواجه بوده و صورتهاي مختلفي را تجربه كرده است. تحولات تكنولوژيك موجب تطور دموكراسي شدهاند. البته ماهيت آن تغيير نكرده اما كيفيتش تغيير كرده است. اين نوع از دموكراسي كه اكنون در غرب وجود دارد، دموكراسي اومانيستي است كه پس از رنسانس به وجود آمد.
نويسنده كتاب «درباره دموکراسی» يادآور شد: كيفيت دموكراسي از اين جهت تغيير كرده كه وقتي ميخواهد تحقق پيدا كند، وجه اجتماعي و سياسي به خود ميگيرد. با توجه به شئون مختلف بشر كه كيفيتهاي مختلف دارد، دموكراسي پيشرفتي نداشته، بلكه تطور يافته است؛ به گونهاي كه ماهيت آن همان ماهيت اومانيستي است. زرشناس در زمينه عوامل موثر بر اين تغييرات، گفت: دليل پيشرفت تفكر اومانيستي را نيز بايد در حكمت تاريخ جستوجو كرد. اين موضوع به تعبير شهيد آويني، «هبوط تاريخي بشر» نام دارد، يعني ظهور اومانيسم، تجسم هبوط تاريخي بشر است. تعريف مبنايي از دموكراسي در كتاب «درباره دموکراسی» يعني حق حاكميت قايل شدن براي بشر مستقل از خداوند است ـ همان شكل مبتني بر عقل منقطع از وحي كه از شهيد آويني گرفته شده است ـ اگر چه اين مفهوم در انديشه سياسي غرب نيز به شكل مستوري مطرح است.
وي در پاسخ به اين كه سوال كه «رسانهها تا چه حد ميتوانند در تحولات مفهومي و اجرايي دموكراسي نقش داشته باشند؟» متذكر شد: رسانهها از دل تفكر اومانيستي برآمدهاند و همه در صدد تحكيم تفكرات اومانيستياند و اين موضوع در غرب از وظايف رسانه است.
اين نويسنده، راه حل اين مشكل را وقوع يك انقلاب عليه تفكر اومانيستي دانست و اظهار داشت: طليعههاي وقوع اين انقلاب ظاهر شدهاند. اين انقلاب تدريجي رخ ميدهد؛ آنچنان كه قرون وسطي ظرف چندين قرن و بهتدريج منحط شد. راه حل تنها همان انقلاب است كه البته بايد معنوي باشد. راه ديگري در برابر اين تفكر وجود ندارد.
پژوهشگر و استاد فلسفه در مقايسه تاريخي مردمسالاري ديني و تفكر اومانيستي كه از دل آن دموكراسي بيرون ميآيد، اظهار داشت: مردمسالاري ديني مفهومي جديد است كه پيشينه تاريخي مضبوطي ندارد، اما دموكراسي پيشينه تاريخي دارد كه در ادوار گوناگون صورتهاي مختلف پذيرفته است. صورتي از آن در يونان باستان مطرح بوده و صورتهايي نيز در دوره جديد شكل گرفتهاند.
وي افزود: ولي مردم سالاري ديني انديشه جديد و متعلق به دورانگذار در ايران است، يعني دوران گذار از غربزدگي شبه مدرن به سوي چشماندازي ديني و معنوي در حال تغيير است. از اقتضائات اين گذار تاريخي اين است كه بروز هويت سياسي در آن رخ ميدهد كه حالت برزخي و دوگانه دارد، يعني مفاهيمي را از دموكراسي وام گرفته و بنيانش ديني است. اين حالت برزخي، مردمسالاري ديني را ظاهر ميكند كه مبناي آن دين محور است اما به برخي از اقتضائات انديشه و دموكراتيك نيز گردن مينهد، بيآن كه روح اومانيستي انديشه دموكراسي را بپذيرد. زرشناس در ادامه گفت: جوهر وجودي، مردمسالاري ديني است كه به تبع شرايط تاريخي گذرا بوجود آمده است، يعني اگر ما به صورت كامل به تمدن ديني رسيده بوديم ،شايد اصلاً نياز به اين مفهوم نبود. اكنون در دوره گذار تاريخي به سر ميبريم و نظامي كه اين گذار تاريخي را از غربزدگي شبه مدرن به سوي چشمانداز ديني و معنوي ميتواند هدايت كند، مردمسالاري ديني است.
نويسنده كتاب «درباره دموکراسی» دو مفهوم «مردمسالاري ديني» و «دموكراسي» را از لحاظ تاريخي غير قابل مقايسه دانست و اظهار كرد: تنها افقهاي تاريخي اين دو موضوع را ميتوان مقايسه كرد. افق تاريخي مردمسالاري ديني، تفكر ديني است و به تعبير شهيد آويني؛ مردم سالاري ديني، به تعبيري كه اكنون از آن استفاده ميشود، نظر به باطن مدينه پيامبر(ص) دوخته است، يعني مردم سالاري ديني افق تاريخياش را در افق تاريخي مدينه حضرت رسول(ص) جستوجو ميكند، در حالي كه دموكراسي افق تاريخي و مبناي خود را در يك نظام سرمايهداري و جامعه سود محور ميجويد. با اين تحليل مردمسالاري ديني هم نميتواند الگوي مطلقي در برابر دموكراسي باشد.
نظريهپرداز فلسفي و مدرس دانشگاه درباره انتقاداتي كه به دموكراسي ميشود، اظهار داشت: انتقادات وارد بر دموكراسي را برخي از متفكران غرب هم نوشتهاند. بسياري از متفكران غربي، هم پستمدرنها و هم سوسياليستها، انتقادات گوناگوني را به ويژه به دموكراسي ليبرال مطرح كردهاند. اساساً پستمدرنها منتقدان جدي دموكراسياند، بهطور مثال متفكري چون هايدگر، منتقد دموكراسي است.
وي افزود: به سامان رسيدن زندگي بشر از طريق دموكراسي نيست، مسير فطرت بشر از دموكراسي نميگذرد چون اين دموكراسي نفسانيتمدار است و نفسانيتمداري هيچگاه انسان را به سامان نميرساند و زندگي مدرن اساساً نابسامان است.
زرشناس با بيان اين كه در عصر جديد واژه دموكراسي به لحاظ مفهومي تا حدودي تغيير كرده است، خاطرنشان كرد: مفهوم دموكراسي يونان باستان با دموكراسي اومانيستي مدرن يكسان نيست و اين تغيير در جهت بسط سكولاريزم و مرتبط با دوره تاريخي بوده است.
کتاب «درباره دموکراسی» بهار 88 از سوی انتشارات کتاب صبح در شمارگان ۳۰۰۰ نسخه، ۱۳۶ صفحه و بهای ۲۰۰۰۰ ریال روانه بازار نشر شده است. کد مطلب : 44332 |