پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی خبر بين الملل

  آكادمي نوبل و نويسنده فرانسوي

18 مهر 1387 ساعت 20:54
در حالي كه منتقدان و كارشناسان ادبي، وضعيت ادبيات فرانسه را در سال‌هاي اخير نامناسب ارزيابي مي‌كردند، حال يك نويسنده فرانسوي جايزه ادبي نوبل را از آن خود كرده است. آكادمي نوبل، رمان «انقلاب» "ژان ماري گوستاو لوكلزيو" را به دليل «خاطره، تبعيد، بازيابي دوباره جواني و محتواي فرهنگي» مورد توجه قرار داد، و رمان «آفريقايي» را «بازسازي دوباره زندگي پسري كه در سايه مردي قدرتمند، رشد مي‌كند.» توصيف كرد.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به نقل از خبرگزاري فرانسه، «ژان ماري گوستاو لوكلزيو»، نويسنده فرانسوي كه براي «سفرهاي گسترده در عالم كلمه از شعر گرفته تا نثر»، جايزه ادبي نوبل 2008 را از آن خود كرد، از سوي آكادمي نوبل به عنوان «نويسنده نوآوري‌هاي جديد، ماجراهاي شعري و شور و حال حسي، كاشف فراسوي بشريت و پايين‌ترين لايه‌هاي تمدن موجود» مورد تحسين قرار گرفت.

لوكلزيوي 68 ساله كه در چند سال اخير براي دريافت جايزه نوبل از سوي آكادمي مورد توجه بود و امسال سرانجام همه توجه داوران را معطوف خود كرد، به راديو سوئد گفت: «از شنيدن اين خبر تكان خوردم.»

اين نويسنده فرانسوي كه شهرت جهاني دارد، متنوع‌ترين موضوع ها را در آثارش مورد توجه قرار داده است. آكادمي نوبل، رمان «انقلاب» او را كه در سال 2003 منتشر شد، به دليل «خاطره، تبعيد، بازيابي دوباره جواني و محتواي فرهنگي» مورد توجه قرار داد، و رمان «آفريقايي» را در سال 2004 كه داستان زندگي پدر نويسنده است، «بازسازي دوباره زندگي پسري ناميد كه در سايه مردي قدرتمند كه شيفته‌ اوست، رشد مي‌كند.»

لوكلزيو يك مسافر مشتاق است و داستان هايش مي‌تواند از مكزيكو گرفته تا صحراهاي

لوكلزيو يك مسافر مشتاق است و داستان هايش مي‌تواند از مكزيكو گرفته تا صحراهاي آفريقا و پاريس و لندن رخ دهد. او اولين رمانش با عنوان «صورت‌جلسه» را در سال 1963 و وقتي تنها 23 سال داشت منتشر كرد و از اولين افرادي است كه به جنبش رمان نو كه توسط «آلن روب گريه» مطرح شد، پيوست
آفريقا و پاريس و لندن رخ دهد. او اولين رمانش با عنوان «صورت‌جلسه» را در سال 1963 و وقتي تنها 23 سال داشت منتشر كرد و از اولين افرادي است كه به جنبش رمان نو كه توسط «آلن روب گريه» مطرح شد، پيوست. اما او بعد در برابر طبقه بندي راحت رمان مقاومت كرد و به سرعت به نويسنده‌اي با هواداران خاص خود تبديل شد، يك رويدادنگار منفرد كه به ندرت در پي بيانيه صادر كردن براي مردم است و به مخاطرات زندگي مدرن، خصوصا در تنوع زندگي شهري مي‌پردازد.

او كه خود از تحسين‌كنندگان دو هميشه مسافر بزرگ ادبيات، يعني «رابرت لوييس استيونسن» و «ژوزف كنراد» است، جايزه «رنودو» را در سال 1963 براي «صورت‌جلسه» دريافت كرد كه پس از گنكور، دومين جايزه معتبر ادبي فرانسه به شمار مي‌آيد.

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، لوكلزيو كه مدتي در نيجريه زندگي كرده و سه سال هم در ميان قبايل سرخپوست به سر برده، با رمان «بيابان» به چهره‌اي جهاني تبديل شد. اين همان رماني است كه آكادمي نوبل از آن به عنوان «دربرگيرنده تصاوير خيره‌كننده از فرهنگ فنا شده در بيابان شمال آفريقا كه از چشم يك اروپايي مهاجر توصيف مي‌شود.» نام برد. او يك جايزه ادبي فرانسوي را نيز براي اين رمانش به دست آورده است.

آكادمي نوبل مي‌گويد لوكلزيو از همان روزهاي اول نوشتن متوجه مسايل طبيعي و زيستي بود و در رمان‌هاي «كتاب پروازها»، «جنگ»، «ترا آماتا» و «غول‌ها» به اين مقوله پرداخته است. او چند داستان هم براي كودكان نوشته و كتاب «بالاسينر»اش كه سال گذشته منتشر شد، از سوي آكادمي به عنوان «مقاله عميق شخصي درباره تاريخ هنر فيلم و اهميت فيلم» ارزيابي شده است.

آخرين رمان او «همان داستان قديمي درباره گرسنگي» نيز كه امسال منتشر شد، درباره زندگي فرانسه در دوران
لوكلزيو كه خود از تحسين‌كنندگان دو هميشه مسافر بزرگ ادبيات، يعني «رابرت لوييس استيونسن» و «ژوزف كنراد» است، جايزه «رنودو» را در سال 1963 براي «بازخواست» دريافت كرد كه پس از گنكور، دومين جايزه معتبر ادبي فرانسه به شمار مي‌آيد
جنگ است. اين رمان، داستان زندگي «اتل»، دختر جواني را روايت مي‌كند كه در طبقه بورژواي فرانسه رشد مي‌كند و با جنگ به كشف هستي خود مي‌پردازد.

از ميان بيش از 20 رماني كه او نوشته، «جنگ» در سال 1970، «بيابان» سال 1980، «جوينده» در سال 1985، «آنيتشا» در سال 1991 و «ستاره چرخان» در سال 1992 شهرت بيشتري دارند. در اين ميان، دو كتاب آخري به زبان انگليسي هم ترجمه شده‌اند.

لوكلزيو 13 آوريل 1940 در شهر بندري نيس متولد شد. پدر او انگليسي و مادرش فرانسوي بود و خانواده در بريتاني و جزيره موريتاني در اقيانوس هند ريشه داشت و او در آنجا بزرگ شد. او زماني كه 8 سال داشت همراه خانواده اش به نيجريه رفت، جايي كه پدرش به عنوان يك پزشك در جريان جنگ جهاني دوم در آنجا خدمت مي كرد. او به تحصيل در رشته ادبيات پرداخت و در دانشگاه هاي لندن و بريستول درس خواند. كلزيو كه ازدواج كرده و پدر دو دختر است همراه همسرش بخشي از سال را در آلبوكرك نيومكزيكو، جزيره موريتاني و نيس مي گذراند.

در اوايل امسال او جايزه ادبي داگرمن سوئد را دريافت كرد كه «آلفرده يلي‌نك»، نويسنده اتريشي هم پيش از اين كه جايزه نوبل را در سال 2004 به دست آورد، آن را دريافت كرده بود.

لوكلزيو گفت در نظر دارد 25 اكتبر براي دريافت جايزه‌اش به استكهلم سفر كند و بعد در 10 دسامبر براي دريافت ديپلم نوبل، مدال آن و چك 10 ميليون 4/1 ميليون دلاري در مراسم رسمي حضور يابد. در 20 سال گذشته بيشتر جايزه نوبل به نويسندگان اروپايي اهدا شده است. آخرين نويسنده فرانسوي برنده جايزه نوبل «ژائو ژينگ جيان» متولد چين در سال 2000 بود. پيش از او كلود سيمون در سال 1985 اين جايزه را از آن خود كرده بود.

نيويورك تايمز هم درباره برنده امسال جايزه ادبي نوبل نوشت:
لوكلزيو كه مدتي در نيجريه زندگي كرده و سه سال هم در ميان قبايل سرخپوست به سر برده، با رمان «بيابان» به چهره‌اي جهاني تبديل شد اين همان رماني است كه آكادمي نوبل از آن به عنوان «دربرگيرنده تصاوير خيره‌كننده از فرهنگ فنا شده در بيابان شمال آفريقا كه از چشم يك اروپايي مهاجر توصيف مي‌شود.» نام مي‌برد
كلزيو نويسنده‌اي است كه بسياري از كتاب‌خوانان امروز فرانسه او را به عنوان بزرگ‌ترين نويسنده زنده فرانسوي مي‌شناسند. نيويورك تايمز افزود اين نويسنده بيش از 40 كتاب نوشته كه 12 عنوان از آن‌ها به انگليسي ترجمه شده است.

اين نشريه با يادآوري سخنان سخنگوي هيات داوران نوبل كه نويسندگان آمريكايي را «منزوي و بدون اطلاع از جريان ادبي اروپا» خوانده و اعلام كرده بود هيچ يك از اين نويسندگان شايسته دريافت جايزه نوبل نيستند، نوشت: آقاي لوكلزيو چهاردهمين نويسنده فرانسوي است كه از سال 1901 كه اين جايزه تاسيس ‌شده، آن را به دست آورده و دوازدهمين نويسنده اروپايي است كه از سال 1994 و در ظرف 14 سال گذشته از سوي آكادمي سوئدي انتخاب مي‌شود. در حالي كه آخرين نويسنده آمريكايي، «توني موريسون» بود كه اين جايزه را در 1993به دست آورد.

نيويورك تايمز مي‌افزايد: آكادمي نوبل دو كتاب از اولين كتاب‌هاي «ژان ماري گوستاو لوكلزيو» را بسيار با ارزش مي‌داند؛ زيرا او با اين دو كتاب كارش را شروع كرد. يكي از اين‌ها «صورت جلسه» است كه سال بعد به زبان انگليسي ترجمه شد. همان طور كه «تب» (1966)، «سيلاب» (1967) و «ترا آماتا» (1969) كه به خاطر پرداختن به مسايل اكولوژيك اهميت مي‌يابند نيز به زبان انگليسي ترجمه شده است.

نيكولاي ساركوزي رييس جمهور فرانسه برنده شدن لوكلزيو را «افتخاري براي فرانسه، زبان فرانسوي و فرانسوي زبانان سراسر جهان» ناميد.

اين در حالي است كه ژان پل سارتر، نويسنده مشهور فرانسوي در سال 1964 از پذيرفتن اين جايزه خودداري كرد. او گفته بود: «اين دو، يكي نيستند. اين‌كه من امضا كنم «ژان پل سارتر» يا «ژان پل سارتر برنده جايزه ادبي نوبل»، يكي نيست. يك نويسنده هرگز نبايد اجازه دهد سازمان‌هاي مختلف او را تحت سيطره خود قرار دهند، حتي اگر اين سازمان نوبل و اين جايزه، جايزه معتبري چون نوبل ادبيات باشد.

گزارش: رويا ديانت

کد مطلب : 27141
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
ژان ماري گوستاو لوكلوزيو برنده نوبل ادبيات 2008
ژان ماري گوستاو لوكلوزيو برنده نوبل ادبيات 2008
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل