خاطرهنويسي "نو"
| 9 ارديبهشت 1389 ساعت 11:40 |
محمود عباديان، نويسنده و فلسفهپژوه: صفت بارز خاطرهنويسي نو همانا پيوند به نسبت مستقيم آن با رويدادهاي پيرامون جنگ و نقش فرد در آن رابطه ميباشد. خاطره بيشتر مايه گزارشي ـ تأملي داشته و بري از صنايع ادبي و آرايههاي آن است... خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، محمود عباديان، نويسنده و فلسفهپژوه: حركت زندگي آدمي نه تنها ژانرهاي (انواع) [ادبي] زيست كرده را سپري ميكند، بلكه در عين حال ژانر مقتضي با گرايشها و نيازهاي خود را ميپروراند.
ژانرهاي نوظهور در بزنگاهها و حركتهاي اجتماعي وجوب مييابند. يكي از بروزهاي آن، پيدايش يك نوع ادب جديد در سالهاي اول جنگ دفاعي ايران با عراق بوده است. منظور "خاطره"نويسي مبارزان جبهه و پشت جبهه در اثناي جنگهاي هشت ساله ميباشد.
"خاطره" يك نوع ادب (ژانر) نوظهور در ادبيات جنگ است. اين ژانر از لحاظ حجم بيش از همه به داستان كوتاه ميماند، بيآنكه از نظر مصالح و درونمايه چندان نزديكي به آن داشته باشد. بديهي است كه خاطره را نبايستي با "خاطرات" كه يكي از ژانرهاي وقايعنگاري است، به اشتباه گرفت.
صفت بارز خاطرهنويسي نو همانا پيوند به نسبت مستقيم آن با رويدادهاي پيرامون جنگ و نقش فرد در آن رابطه ميباشد. خاطره بيشتر مايه گزارشي ـ تأملي داشته و بري از صنايع ادبي و آرايههاي آن است. نكته يا رويداد يادشده در خاطره بدون پيچيدگي آنچنان به درج آمده كه وقايع آنچناني ميتواند بر ذهن شركتكننده متعهد و معتقد به امري كه درگير آن است، خطور كند.
سبك خاطره خودجوش مينمايد و بيانگر هدفي است كه از نگارش آن در ميان بوده است: گزارش و ثبت بازتاب رويداد پيشآمده در ذهن نويسنده، واكنش فردي نسبت به آن و ارايهي آن به همگنان خود.
رونق خاطرهنويسي در سالهاي جنگ بيشتر بود، با اين همه بعيد مينمايد كه اين دستاورد فرهنگي نتواند كاربرد ادبي پيدا كند و از خصلت زنده و ساختار و سبك سادهي آن بهرهوري بعدي نشود. __________________________________________________________________ ـ به نقل از:"انواع ادبي"/ محمود عباديان/ پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي/ 1379. کد مطلب : 68146 |
 |
|