گزيده اشعار محمد بشيريه منتشر شد
گزيده اشعار محمد بشيريه با عنوان «زنده عشق» از سوي موسسه انتشاراتي نگاه معاصر به چاپ رسيده است. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) در اين گزيده كه مجموعهاي از شعرهاي مقاطع مختلف سني شاعر را دربرميگيرد، غزلها، قطعهها و چند قصيده از محمد بشيريه(بشيري همداني) گرد آمدهاند.
غزلهاي بشيري، زباني روان و بياني ساده و در عين حال، تاثير گذار دارند. ايرج بشيريه فرزند شاعر در مقدمهاي كه بر اين كتاب نوشته، آورده است: شعر پدرم را شايد بتوان به تعبيري محدود و فردي، شعر رهايي خواند، رهايي از چنگال قيد و بندهايي كه عشق و روح فرديت را به اسارت ميكشند و زندگي را از معناي غايي و نهايياش تهي ميسازند.
در واقع درستي آنچه فرزند شاعر درباره شعر پدرش گفته، با مطالعهاي نه چندان عميق در اين شعرها كاملا اثبات ميشود. بشيري در غزلي ميگويد:
اين منم يا كه تويي يا كه تويي اين كه منم يا هواي دگري هست در اين جان و تنم من ندانم خزفم يا گهري در صدفم صخرهام يا كه شميمي ز گل نسترنم نيستم گر ملكوتي چه بود تركيبم ور ز خاكم چه بود از ملكوتي سخنم عرضم يا كه وجودم شعفم يا كه غمم طربم يا تعبم من كه در اين انجمنم از عدم آمدهام باز روم سوي عدم ز عدم بازشناسيد وجودي كه منم
و در غزلي ديگر ميگويد:
بيا و از دلم اي شعله هوس برخيز ببين چه سان ز هوس ميزنم نفس برخيز تو آن كبوتر آزاد گلشن عشقي چگونه خانه گرفتي در اين قفس برخيز هماي را چه زني طعنه در سپهر بلند گزاف و لاف دگر بس كن اي مگس برخيز شب است و رهزن و عيار جمله بيدارند به خواب ناز چرا رفتي اي عسس برخيز به داد كس نرسد هيچ كس در اين عالم به غير خويش نداري تو دادرس برخيز بشير زهدفروشان پليد و مكارند بيا ز مجلس اين قوم بوالهوس برخيز
تغيير نگرش اين شاعر همداني و برخاسته از طبيعت خشن آن ديار، از لطافتهاي شعر طربناك جوانانهاش تا شعرهاي بينشمدار و انديشهمحور دوران كهنساليش، به بهترين شكل در اين دفتر بازنموده شده است. مقدمه گوياي ايرج، فرزند شاعر نيز در روشن شدن ويژگيهاي شخصيتي او به كار مخاطب خواهد آمد. بشيري شاعر خوش قريحهاي است كه گفته است: دوباره مرد كسي را كه زنده كرد عيسي/ زمانه زنده عشق تو را فنا نكند.
«زنده عشق» در شمارگان 1100 نسخه از سوي موسسه انتشاراتي نگاه معاصر منتشر شده است.
کد مطلب : 10266 |