موسي بيدج در مراسم اختتاميه جشنواره داستان كوتاه عربي: گسست ميان ادبيات ايران و عرب را از بين ميبريم
موسي بيدج در مراسم اختتاميه جشنواره ترجمه داستانهاي كوتاه عربي، فراخوان برگزاري اين مسابقه را تمريني براي برطرف كردن گسست ميان ادبيات ايران و عرب دانست و مهمترين هدف اين مسابقه را كشف استعدادهاي جوان بيان كرد. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، بيدج در مراسم اختتاميه جشنواره «ترجمه داستان كوتاه عربي به فارسي و بالعكس»، كه عصر ديروز(چهارشنبه، 7 بهمن)، با حضور استادان زبان و ادبيات عرب دانشگاههاي ايران، سوريه و مصر در سالن همايشهاي مركز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري برگزار شد، گفت: همه ما هنرجويان ترجمه هستيم و انتشار فراخوان اين مسابقه نيز تمريني بود براي برطرف كردن گسست ميان ادبيات ايران و عرب؛ اين در حالي است كه اولين اهداف حوزه هنري، نه ايجاد ارتباط با خارج از كشور، بلكه كشف استعدادهاي جوان است.
دبير اين جشنواره خاطرنشان كرد: تاسيس دفتر ادبيات ايران و عرب هم به منظور به سرانجام رساندن اين گونه فعاليتها بود؛ چرا كه شاعران و نويسندگان ايراني نقش بسيار زيادي در شكلگيري ادبيات عرب ايفا كردهاند. اين مترجم با بيان سابقه ترجمه ادبيات عرب در سالهاي اخير گفت: در چهل سال گذشته، ما فقط 200 كتاب از ادبيات عرب در موضوعات مختلف ترجمه كردهايم و اين تاسفآور است.
بيدج اضافه كرد: بعد از فراخوان اين جشنواره، حدود 115 اثر به دستمان رسيد كه از آن ميان، 75 داستان بررسي شد كه تعدادي هم براي بخش پاياني مسابقه گزينش شدند؛ طبيعي است كه در اين قبيل مسابقهها برخي خوشحال و بعضي ناراحت شوند؛ ولي واقعيت اين است كه اين حركتها نمادينند و فقط وجه معنوي و حرفهاي كار اهميت دارد.
وي در ادامه با تقدير از استاداني كه كنار جوانترها آثارشان را به اين جشنواره ارسال كرده بودند، گفت: اميدوارم در آيندهاي نزديك بتوانيم آثار بيشتر و بهتري را در زمينههاي داستان و شعر، از عربي به فارسي و بالعكس ترجمه كنيم و به چاپ برسانيم.
سخنران ديگر اين نشست آذرتاش آذرنوش، استاد ادبيات عرب و عضو مركز فرهنگي سوريه بود.
وي كه در سخنانش به موضوع ترجمه در تاريخچه ادبيات ايران و عرب و بررسي موضوع ترجمه نزد دانشمندان و بزرگان ايراني از سالهاي گذشته پرداخت، گفت: سراسر ادبيات عربي زاييده ترجمههايي است كه از ديرباز شده و بخش زيادي از شكوفايي زبان فارسي هم به دليل ترجمههايي است كه در موضوعات مختلف فقه و ادبيات و طب و داروشناسي، وارد اين زبان شد.
وي تصريح كرد: در صورتي كه اين ترجمهها نبود، زبان فارسي تا اين حد عظمت نمييافت. در اين ميان، اين موضوع كه گذشتگان ما تا چه حد از قالبهاي ترجمه آگاهي داشتند، اهميت داشته؛ چرا كه در سراسر تاريخ ما حتي يك دانشمند هم به بررسی شيوههاي ترجمه نپرداخته است. وي افزود: تنها كسي كه درباره شيوههاي ترجمه صحبت كرده، «اسفرایني» است. او ميگويد ترجمه شعر به زبان خارحي محال است و شعر ترجمهپذير نيست. او همچنين درباره شرايط ترجمه هم سخن گفته و اشاره كرده كه اولين كار مترجم آن است كه معني كلمه را به درستي دريابد.
صادق خروشا، استاد زبان و ادبيات عرب دانشگاه علامه نيز درباره ويژگيهاي ترجمه و جايگاه مترجم گفت: مترجم بالاتر از نويسنده است، ولي اين ترفيع در مورد ترجمه به كار نميرود و مقالات ترجمهشده از نظر دور ميماند.
اين استاد دانشگاه كه بخشی از سخنان خود را به عربي ميگفت و سپس ترجمه ميكرد، توضيح داد: حيف است كه مدينه فاضله سعدي و غزليات حافظ و شاهنامه ما كه ادبياتي جهانياند، ترجمه نشوند و به راستي چه كسي ميتواند آنها را ترجمه كند. وي كه بر اهميت كار مترجم فارسي تاكيد كرد، گفت: به راستي چه كسي ميتواند شطحيات مولانا را به عربي ترجمه كند؛ اگر ايراني نباشد. ما اميدوارم ترجمه اين آثار به گونهاي صورت گيرد كه ادبيات ما كه ادبياتي جهاني است را به جهانيان بشناساند.
اين استاد دانشگاه با اشاره به نياز به بازبيني آثار معتبر ادبي و هنري خاطرنشان كرد: متاسفانه ما غير از ترجمه «بنداري» ترجمه ديگري از شاهنامه به عربی نداريم؛ اين در حالي است كه هر اثر معتبر را ميتوان بعد از 20 سال دوباره حلاجي كرد. مسلما شاهنامه و بسياري ديگر از آثار ادبيات ما نياز به بازبيني و ترجمه دارند.
وي تصريح كرد: البته ترجمه نادرست، اثر را از بين ميبرد. اين آثار بايد با حس ملي ايرانيان دوباره و چندباره به زبان عربي ترجمه شوند. کد مطلب : 61099 |