فرزام شيرزادي، نويسنده، در اين نشست كه عصر ديروز در سراي اهل قلم برگزار شد، گفت: شخصیتسازی در كتاب «وقايعنگاري بنلادن» از منظر کسی نیست که بر تفكر خاصي تكيه داشته باشد و بخواهد با ساختن فضای طنز، شخصیتها را دست بیندازد. یکی از نقاط قوت این کتاب آن است كه نگارنده، نگاهی آزادانه به شخصیتهاي داستان دارد./
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، فرزام شیرزادی، در نشست نقد و بررسي کتاب «وقایعنگاری بن لادن یا تاریخ عالمآرای طالباني» نوشته «محمد علي علومي» كه عصر ديروز، 5 دي در سراي اهل قلم برپا شد، با بیان اين مطلب، گفت: نوع شخصیتسازي ای که در حال و هوای این کتاب وجود دارد، از منظر کسی نیست که بر تفكر خاصي تكيه داشته باشد و بخواهد با ساختن فضای طنز، آدمهایی را دست بیندازد یا فکر دیگری را برتر بداند. یکي از نقاط قوت کتاب اين است که نگاهی آزادانه به این شخصیتها دارد.
وی با اشاره به دو رویکرد اصلی طنز توضیح داد: طنز سیاسی و اجتماعی دو شاخه اصلی طنزند. ما میدانیم که طنزنویسان سیاسی در روزنامهها کم نبودهاند؛ ولي با مرور زمان به نوعی اين جريان از بین رفته است.
نويسنده «سهشنبه قرقي» در ادامه افزود: این

بخش عمده کارهای این نویسنده مرا به یاد داستانهای بهرام صادقی میاندازد. یکی از نکات مشترك آنها، حضور محتوای برگرفته از نگاهی انسانی است
کتاب در كنار «شاهنشاه در کوچه دلگشا» و «من نوکر صدامم» از آثار آقای علومی، در ژانر طنز اجتماعی قرار میگیرند که از قضا نوشتن در اين ژانر بسیار دشوار است.
اين داستاننويس نگاه انسانی در داستانهای علومی را به آثار بهرام صادقی شبیه دانست و خاطرنشان کرد: بخش عمده کارهای این نویسنده مرا به یاد داستانهای بهرام صادقی میاندازد. یکی از نکات مشترك آنها، حضور محتوای برگرفته از نگاهی انسانی است. این در حالی است که نویسنده آزاد است برای نوشتن؛ ولی طنزنویس آزادتر از نویسنده است.
خالق «روشنتر از آبي» به ناگفته ماندن برخی موقعیتها در این کتاب اشاره کرد و گفت: احساس میکنم نویسنده در نوشتن برخی جمله ها حیا به خرج ميدهد. البته شاید او به دلایلی ناچار بوده بخشی از فضاها را کوتاه کند؛ در حالی که میتوانسته راحتتر و بیپردهتر حرف بزند و شاید این مقداری به اثر لطمه زده باشد.
وی همچنین اضافه کرد: اين کار در نهایت، واقعنما و باورپذیر است و توصیف جزء به جزء عناصر داستانی در آن رعایت شده است.
اين روزنامهنگار در ادامه بر مبتنی بودن ساختار داستان

احساس میکنم نویسنده در نوشتن برخی جمله ها حیا به خرج ميدهد. البته شاید او به دلایلی ناچار بوده بخشی از فضاها را کوتاه کند؛ در حالی که میتوانسته راحتتر و بیپردهتر حرف بزند
از ابتداي داستاننويسي، بر دو عنصر موقعيت و شخصیت اشاره كرد و توضیح داد: در سراسر عمر داستاننویسی، از زمان رمانهايی مانند دن کیشوت سروانتس، داستانها یا داستان موقعیتاند یا داستان شخصیت.
شيرزادي يادآور شد: مثلا در داستانهای کافکا شخصیت اهمیتی ندارد؛ و برعکس، محور داستانهای داستایفسکی شخصیت است.
این داستاننویس داستان «وقایعنگاری بنلادن» را براساس این تقسیمبندی بررسی کرد و افزود: بر این اساس، این رمان، هم شخصیتپردازیاي قوی دارد و هم دارای موقعیتی است که مخاطب خودش را در آن احساس میکند.
وی مهمترین ویژگی اين داستان را واقعنمایی آن دانست و تصریح کرد: مهمترین ویژگی اين داستان علومی، واقعنمایی آن است و از این نظر به داستانهای مارکز بیشباهت نیست.
شيرزادي افزود: حين مطالعه اين كتاب، گاه دلمان به حال بنلادن میسوزد؛ همچنین در این داستان با طنز گزنده و دردناکی مواجهیم كه باعث ميشود گاه نيزبه شخصیتهایی که شهره به خونخواریاند،دل بسوزانيم!
اين نويسنده و منتقد خاطرنشان كرد: نقطه مشترك شخصيتپردازي داستان، شخصيت هاي سرگشتهاي اند كه به دليل قرار گرفتن در موقعيتهاي تراژيك، بلايي به سرشان ميآيد.