در نشست رونمايي كتاب «گذار به دموكراسي: ملاحظات نظري و مفهومي» سخنرانان بر خلاء ملاحظات نظري در ادبيات گذار به دموكراسي تأكيد كردند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در نشست مذكور كه ظهر دوشنبه 9 مهر ماه در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران برگزار شد، دكتر مسعود پدرام، دكتر احمد خالقي و محمدعلي كديور به معرفي و تحليل كتاب «گذار به دموكراسي: ملاحظات نظري و مفهومي» پرداختند.
محمدعلي كديور، مترجم كتاب، در آغاز نشست به معرفي اجمالي كتاب و مباحث مطرح شده در آن پراخت و گفت: اين كتاب مجموعهاي از مقالات است كه بزرگان علوم سياسي و انديشه سياسي نگاشتهاند.
وي افزود: مباحث كتاب كه عموماً با ارائه آمار و استدلال به صورت عيني مورد بحث قرار گرفتهاست، به موضوع دموكراسي و نحوه گذار به آن در نقاط مختلف جهان ميپردازد.
كديور در ادامه به موضوعات مطرح شده در فصلهاي هشتگانه كتاب و محورهاي اصلي هر بخش پرداخت و گفت: نكته مهم در مباحث اين كتاب نحوه گذار به دموكراسي و تبيين اصول اين جريان است. اين مباحث با اينكه در ايران به شدت با آنها درگير هستيم، كمتر مورد توجه قرار گرفته تا جايي كه كاستي ملاحظات نظري در ادبيات مربوط به دموكراسي در ايران كاملاً مشهود است.
دكتر احمد خالقي، استاد علوم سياسي دانشگاه تهران، نيز در اين نشست گفت: كتاب «گذار به دموكراسي»، هم از نظر شخصي و هم از نظر يك كارشناس براي من بسيار مهم است. از نظر شخصي، به اين دليل براي من مهم است كه پاسخي مناسب براي يك مسأله زنده و پيچيده به دست داده است و اين از نظر من ماهيت اصلي علم سياست است.
وي افزود: من در نخستين كلاس درس دانشگاه در كلاس مرحوم حميد عنايت حاضر شدم و او در همان جلسه نخست اين موضوع را به من آموخت كه علوم سياسي چيزي جز ايجاد يك ذهن خلاق و پيچيده براي يافتن پاسخهاي مناسب به مسائل پيچيده نيست.
خالقي ادامه داد:

خالقي: نسل من ميخواست با تمام صداقت اوضاع را تغيير دهد و در همين راستا توانست به مسائل پيچيده دوران خود پاسخهايي ساده دهد
وقتي كتاب «گذار به دموكراسي» را خواندم، آن را مصداق حرف عنايت ديدم و از اين نظر به لحاظ شخصي براي من كتاب جذابي است.
اين استاد دانشگاه درباره مزاياي ديگر كتاب خاطر نشان كرد: از نظر كارشناسي نيز كتاب ساختي مناسب و جذاب دارد. مقالات به خوبي انتخاب شده و مترجم نيز ترجمه قابل قبولي از آن ارائه دادهاست.
خالقي درباره اشكالات وارد بر كتاب، توضيح داد: مقالات كتاب به هيچ وجه به تجربه ايران نپرداخته و مترجم نيز در ديباچهاي كه بر كتاب نگاشته اين موضوع را مطرح نكردهاست. شايد بد نبود كه وي در ديباچه تجربه ايران را به صورت موردي مطرح ميكرد. خصوصاً به اين دليل كه خلاء مشهودي در حوزه ادبيات مربوط به گذار به دموكراسي درباره ايران وجود دارد.
وي با بيان اينكه تجربه نسل من كه در دوره انقلاب ايران، عامل اصلي و فعال بوده، تجربهاي ويژه و منحصر به فرد است، تأكيد كرد: نسل من ميخواست با تمام صداقت اوضاع را تغيير دهد و در همين راستا توانست به مسائل پيچيده دوران خود پاسخهايي ساده دهد به همين دليل تجربه ايران از نظر من بسيار مهم است و جا دارد كه به آن پرداخته شود.
خالقي درباره ديگر كاستي كتاب توضيح داد: درباره دموكراسي و تجربه گذار به آن جريانهاي ديگري وجود دارد كه از آن ميان، جريانهاي راديكال اروپايي مانند نگاه ژيژك، آگامبن، بديو و... بسيار مهم و مطرح است. جا داشت در اين كتاب به نظريات اين جريان نيز توجه ميشد تا مباحث به صورت مبسوط و كاملتري مطرح ميشد.
مسعود پدرام، استاد علوم سياسي، نيز سخنان خود را با تأكيد بر خلاء موجود در زمينه آثار مكتوب مربوط به گذار به دموكراسي در ايران آغاز كرد و گفت: ايران از دوران مشروطه در وضعيت گذار به دموكراسي به سر ميبرد. با اين وصف هنوز ادبيات كامل و جريانسازي در اين خصوص در حوزه علوم اجتماعي شكل نگرفتهاست.
وي در پاسخ به خالقي اظهار كرد: به نظر من كتاب چون نماينده يك جريان فكري و گفتمان سياسي در حوزه علوم سياسي است، پس لازم نبود كه جريانهاي ديگر را مطرح

پدرام: از صدر مشروطه تا حال حاضر روند استقرار و پيگيري دموكراسي در ايران حكومتمحور بوده و از عرصههايي چون جامعه مدني و حوزه عمومي غفلت شده است
كند، زيرا در اين صورت بايد به تمامي جريانها ميپرداخت كه اين كار وقت زيادي را طلب ميكرد و حجم كار بسيار زياد ميشد.
اين استاد علوم سياسي كتاب «گذار به دموكراسي» را از نظر آكادميك استاندارد دانست و توضيح داد: ترجمه كتاب خوب و قابل قبول است، اما با اين وصف ترجمه پختهاي نيست. اگر چه مترجم تسلط خوبي به مباحث دارد اما در قياس با كار بزرگاني چون حميد عنايت ترجمه كاستيهايي دارد.
پدرام درباره دموكراسي در ايران گفت: از صدر مشروطه تا حال حاضر روند استقرار و پيگيري دموكراسي در ايران حكومتمحور بوده و از عرصههايي چون جامعه مدني و حوزه عمومي غفلت شده است. اينكه در نبود حكومت كارآمد، چگونه ميتوان جريان دموكراسي را از طريق نهادهاي مدني استقرار بخشيد موضوعي است كه اصولاً به آن پرداخته نميشود.
وي ادامه داد: اصولاً دغدغه اصلي اين است كه چطور ميتوان حكومت را براي استقرار دموكراسي اصلاح كرد يا تغيير داد، اما اينكه چطور ميتوان با ساير ابزار اين خلاء را پر كرد چندان مورد توجه قرار نميگيرد.
در پايان اين نشست نيز كديور به طرح برخي از مواضع نظري مطرح شده در كتاب پرداخت و نظرياتي را كه نحوه گذار به دموكراسي و استقرار آن را تبيين ميكنند معرفي كرد.
كتاب «گذار به دموكراسي: ملاحظات نظري و مفهومي» كه انتشارات گام نو آن را به تازگي منتشر كردهاست در هشت فصل و 334 صفحه تدوين شده است.
علاوه بر پيشگفتار و ديباچه محمدعلي كديور، فصل نخست را كه «آهسته و پيوسته: علم سياست و اصلاحات سياسي» نام دارد، ساموئل هانتيگتون نگاشته است.
«مسائلي چند در مطالعه گذار به دموكراسي»، «گذار به دموكراسي و گذار از طريق مراوده» و «افسانه ميانهروي» از ديگر مقالات اين كتاب است كه به ترتيب آدام پرزورسكي، دونالد شر و نانسي برميو آنها را نوشتهاند.
«نفت و پيمان» را تري لين كارل نوشته و دو مقاله آخر را كه «راههاي مجدد استقرار دموكراسي» و «درباب وظايف يك اپوزيسيون دموكراتيك» نام دارد، آلفرد استپان به رشته تحرير درآورده است.