در نشست «دويدن ميان زندگان» مطرح شد: شكاف عميقي ميان ادبيات عامهپسند و تجربه وجود دارد
محسن فرجي در نشست نقد رمان «دويدن ميان زندگان» با بيان اينكه در ايران شكاف عميقي ميان ادبيات عامهپسند و تجربي ديده ميشود، اين رمان را در زمره ادبيات بدنه به شمار آورد و گفت:
نويسنده در اين كتابميتوانست با بهرهگيري از زبان، قصهاي محكمتر خلق كند. با وجود آنكه اين داستان قادر است مخاطب جدي را جذب كند و در عين حال با طرح كليشههاي عام، رضايت خاطر مخاطب عام را نيز فراهم آورد. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، عليالله سليمي در نشست نقد رمان «دويدن ميان زندگان» نوشته مهيندخت حسنيزاده، كه عصر ديروز(دوشنبه، 8 شهريور) با حضور محسن فرجي و آرزو خمسه در سراي اهل قلم برپا شد، گفت: شخصيت اصلي اين رمان «هما» نام دارد. او در جواني متوجه بيمارياش ميشود و در ادامه داستان يادآوري از مرگ در ذهن او پررنگ است و اين احساس او را از اطرافيانش دور نگاه ميدارد، تا زني به نام «زيور» به او اميد دوباره به زندگي ميدهد و در نهايت، كلنجار اين دو شخصيت پيكره اصلي قصه اين كتاب را تشكيل ميدهد.
وي افزود: محور اصلي اين داستان در وهله اول، مرگانديشي است و در پايان داستان، اميد به زندگي در آن پررنگ ميشود. در حالي كه در بخشهاي نيز باورپذيري داستان مشكل به نظر ميآيد.
فرجي نيز پس از ارايه توضيحاتي درباره دو نوع ادبيات (پيشه و تجربي)گفت: در اين رمان نويسنده با هوشمندي از پايانبندي شاد و يا سوزناك امتناع كرده است و ما نوعي عدم قطعيت را در پايان رمان شاهديم و اين يكي از دلايل فاصلهگيري نويسنده از ادبيات عامهپسند است.
وي با توضيح درباره عملكرد ديالوگها در اين اثر و تفاوت آنها با نوع ديالوگ در ادبيات تجاري گفت: در اين داستان ديالوگها مبتني بر منطق واقعي و غير شعارياند، در حالي كه در ادبيات تجاري ديالوگها شعاري و كليگويند.
اين روزنامهنگار خاطرنشان كرد: نزديك شدن نويسنده در اين كار به شخصيتسازي به جاي تيپسازي، از ديگر دلايلي است كه اين كتاب را از ادبيات عامهپسند دور ساخته است، ضمن آنكه فاصله گرفتن نويسنده از ورود به جهان پر سوز و گداز ملودرام نيز نشان ديگري است كه اين رمان را از جرگه ادبيات عامهپسند جدا ميكند.
فرجي در ادامه، گزينههايي در اين كتاب كه آن را به ادبيات بدنه نزديك كرده است را برشمرد و گفت: كمتوجهي به زبان و شتاب در روايت، سير داستان در فضايي فانتزي و عاري از نابهنجاري و شر، از مواردي است كه اين داستان را به ادبيات بدنه نزديك ساخته است. ضمن آنكه در اين داستان غير از شخصيتپردازي ،تيپسازي هم ميبينيم.
اين منتقد تصريح كرد: در مجموع وقتي نويسنده در اين كتاب موفق شده مخاطب جدي را جذب كند و در عين حال با بهكارگيري كليشههاي عام، رضايت خاطر مخاطب عام را نيز فراهم آورد، ميتوانست با بهرهگيري از زبان، قصهاي محكمتر خلق كند.
در ادامه اين جلسه نقد آرزو خمسه نيز گفت: با موضوع اين كتاب نميتوان عامهپسند برخورد كرد. به نظر من موضوع اين داستان نويسنده را نجات داده است و اين طور به نظر ميآيد كه نويسنده سوژه كارش را آگاهانه انتخاب كرده تا در اين ورطه نيفتد.
وي افزود: درونمايه اين رمان داراي تعليق است و مخاطب را به چالش ميكشد. در عين حال اين اثر ما را با موضوعات فلسفي نيز مواجه ميكند و مرگآگاهي موضوعي است كه به گونهاي متفاوت در آن مطرح شده.
وي تصريح كرد: استفاده از ديالوگهاي فراوان اتفاق مثبتي در اين كار به شمار ميآيد. در حالي كه اين داستان خوانش راحتي دارد و هر طيفي ميتواند آن را به راحتي بخواند. قضاياي طرح شده در داستان خيلي پيچيده نيست و به مساله مرگ نيز به شكلي دور از ذهن پرداخته نشده است.
اين منتقد با توضيح درباره پارهاي ضعفهاي ساختاري اين رمان گفت: به نظر ميآيد نويسنده در بخش توصيف موفق نبوده و از اين حيث در بخشهايي از زبانش دچار مشكل ميشود. در قسمتهايي از كار نيز حس ميكنيم كه زبان از خط داستاني خارج و وارد صحنهپردازيهاي نمايشگونه شده است.
در ادامه گفتههاي خمسه، فرجي نيز توضيح داد: به نظر من پرداخت داستاني نويسنده كار را نجات داده؛ نه موضوع و سوژه. نويسنده در اغلب بخشهايي كه به دنياي دروني شخصيت اصلي نزديك شده، موفق بوده است. پرداخت نمايشي در اين كار ميتوانست كمتر باشد و نويسنده بيشتر بر دغدغههاي دروني قهرمان داستان متمركز شود.
رمان «دويدن ميان زندگان» نوشته مهيندخت حسنيزاده امسال(89) از سوي انتشارات نيلوفر سپيد منتشر شده است. کد مطلب : 79972 |