نشست نقد و بررسي كتاب «آرزوهاي يك چوب» اثر بهروز رضايي كهريز ديروز سهشنبه 23 تير در سراي اهل قلم خانه كتاب برگزار شد. اين كتاب داستان كوتاه براي گروه سني «ب و ج» نوشته شده و برگزيده جشنواره گام اول خانه كتاب است./
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در نشست نقد و بررسي اين كتاب، علاوه بر نويسنده، نرگس افروز و رويا بختياري نيز بهعنوان منتقد حضور داشتند.
در ابتداي جلسه عليالله سليمي كه اجراي برنامه را عهدهدار بود گفت: آثاري كه در دايره داوري قرار ميگيرند، آثاري اند كه شاخصههاي مختلفي دارند.
نويسنده نيز پيش از خواندن داستان «آرزوهاي يك چوب» براي حاضران، درباره برگزيده شدن اثرش در جشنواره گام اول، تاكيد كرد: جاداشت در اين جشنواره محدوده سني در نظر گرفته ميشد تا نويسندگان جوانتر فرصت بيشتري براي ارايه آثارشان داشته باشند.
وي ادامه داد: اين داستان كار اول من نبوده ولي شانس اين را داشت كه پيش از آثار ديگرم چاپ شود. دو كتاب از من با نامهاي «ارزش دوستي» و «جنگل قورباغهها» كه اولي ترجمه و دومي تاليف است، در دست چاپ اند.
رضايي همچنين گفت: من بيش ازاينكه داستاننويس باشم، مطبوعاتي بودهام و از سال 66 در مطبوعات كودك و نوجوان فعاليت داشتم.
در ادامه جلسه و پس از خواندن داستان، نرگس افروز درباره كتاب، گفت: اين كتاب براي كودكان تهيه شده و جلد و حجم آن براي كودكان مناسب است. همچنين قلم مناسبي براي متن كتاب انتخاب شده و رنگ جلد و صفحات كتاب نيز با سوژه مطابقت دارد.
اين نويسنده كودك و نوجوان، ادامه داد: چون ما در اينجا با مخاطبي سروكار داريم كه دنياي شادي دارد، تصويرسازي كتاب براي گروه سني مخاطبش مناسب نيست. تصويرساز ميتوانست تصاوير زندهتري انتخاب كند، هرچند كه سوژه داستان چوب مردهاي است. در صفحه 12 و 14 كتاب نيز متن، بسيار طولاني شده و از حوصله كودك خارج است.
وي همچنين گفت: چون من منتقد نيستم و نويسندهام، بيشتر با عمق داستان سروكار دارم. سوژهاي كه براي داستان انتخاب شده، بسيار عميق است. ما ظاهرا با يك تكه چوب سروكار داريم ولي اين چوب مثل انساني كه در آستانه مرگ است و قبل از تبديل شدن به حرارت و مردن ميخواهد كارهاي مثبت انجام دهد و آرزوهاي خود و پيرمرد را برآورده كند.
افروز، ادامه داد: در اينجا چوب مثل انسانها در شرايط ثابت نميماند و مدام در حال تغييركردن است. اين داستان خلاقيت را در كودكان پرورش و به آنها ياد ميدهد از اشياي دمدست خود بهگونههاي مختلف استفاده كند.
رويا بختياري منتقد ديگر اين نشست نيز به ذكر نكاتي درباره اين كتاب پرداخت و گفت: اين داستان داراي سه شخصيت است، چوب كه مدام در حال تغيير است، هيزمشكن كه مدام به خواستههاي چوب عمل ميكند و ماهيگير كه شخصيت فرعي داستان است.
وي ادامه داد: نويسنده، اين داستان را با اين سهشخصيت با ديدگاهي فلسفي بيان ميكند و بايد توجه كنيم كه گروه سني مخاطب ما ظرفيت پذيرش و درك اين ديدگاه فلسفي را دارد يا نه؟ مثلا وقتي

افروز: اين داستان كاملا فلسفي است و مراحل سير و سلوك يك انسان را بهنمايش ميگذارد. اين سوژه قابليت اين را داشت كه تبديل به يك رمان شود. ولی بهنظر من اين قصه در حد يك طرح باقي مانده است
كه در صفحات پاياني چوب ميگويد: از زمين خسته شدم، آيا كودك ميتواند خستگي از زمين را درك كند؟
اين نويسنده همچنين درباره تصويرسازي و انتخاب رنگ كتاب، گفت: با توجه به مسالهاي كه نويسنده در باره دخالت نداشتنش در شكل ظاهري كتاب به آن اشاره كرد، نميتوان از اين نقطه ضعف كتاب عبور كرد. در حاليكه امروز ميبينيم براي تصويرسازي كتاب كودك، به اندازهاي كار ميشود كه از متن كتاب فراتر ميرود و گاهي براي كودكان، اين تصاوير بسيار جذابتر و آموزندهتر ازمتن كتاب است. مهآلودگي تصاوير اين كتاب نوعي در خواب بودن يا رويا ديدن را القا ميكند؛ ولي مناسب نبودن رنگها به اين ويژگي هم ضربه ميزند.
بختياري در ادامه به يكي ديگر از ويژگيهاي اين اثر اشاره كرد و گفت: اين داستان زمان و مكان خاصي ندارد و اين از ويژگيهاي قصه است و در داستان بايد زمان و مكان تعريفشده باشد. اين داستان افسانهگونه بهنظر ميرسد و من اينرا نقطه ضعف تلقي نميكنم و آنرا از ويژگيهاي اين اثر ميدانم.
وي به داستان پرواز اشاره كرد و ادامه داد: تمام پيشرفتهاي بشري به دليل تخيل بوده است. تخيل اين داستان نيز ذهن كودك را به خود معطوف و به پرورش خلاقيت او كمك ميكند. در پايان كتاب نيز صفحهاي در نظر گرفته شده كه كودك ميتواند آرزوهاي خود را در آن بنويسد و يا آنها را نقاشي كند و اين از نقاط قوت كتاب است.
در ادامه، افروز، مجددا به نقد اين داستان پرداخت و گفت: اين داستان كاملا فلسفي است و مراحل سير و سلوك يك انسان را بهنمايش ميگذارد. اين سوژه قابليت اين را داشت كه تبديل به يك رمان شود، ولی در حد يك طرح باقي مانده است. نويسنده شخصيتها را آورده ولي هيچ استفادهاي از آنها در طول داستان نمي كند و هيچ تحرك و جنبوجوشي در داستان نيست.
بختياري نيز گفت: شخصيت اين چوب منفينگر و بهانهگير است و هيزمشكن بدون هيچ ايستادگي به درخواستها و بهانههاي او پاسخ مثبت ميدهد. اين مقوله بر روي كودكان در ادبيات تعليمي كودك و نوجوان تاثيرخوبي ندارد. بهتر بود در طول داستان به ويژگيهاي مثبت اشيا اشاره ميشد.
وي ادامه داد: البته در بعد ديگر داستان كه افسانهگونه بودن آن است اينكه چوب به سرنوشت اصلي خود رضايت ميدهد و به رستگاري ميرسد و روند طبيعي زندگي و مرگ خود را طي ميكند و از چيزي كه در ابتدا از آن فرار ميكرد احساس رضايت ميكند، بسيار نكته مهمي است؛ حتي اگر براي مخاطب قابل درك نباشد.
رضايي در ادامه نظرات منتقدان، گفت: يكي از بدترين اتفاقاتي كه براي اين كتاب افتاد تصويرسازي كتاب است و من در اين مورد كاملا با دوستان موافقم، با اينكه فضاي داستان براي تصويرگري بسيار متنوع است.در اين راستا نيز پيشنهادي براي ساختن انيميشن بر اساس اين داستان دريافت كردهام.
در انتهاي نشست پرسش و پاسخي نيز ميان حاضران، نويسنده و همچنين منتقدان صورت گرفت.
نشست نقد و بررسي كتاب «آرزوهاي يك چوب» نوشته بهروز رضايي كهريز، برگزيده جشنواره گام اول خانه كتاب، سهشنبه 23 تير در سراي اهل قلم با حضور نويسنده كتاب، منتقدان و جمعي از نويسندگان كودك و نوجوان برگزار شد.