ويراستار كتاب «سويههاي تاريخنگاري انقلاب اسلامي»: هنوز تا رسيدن به نقطه مطلوب تاريخنگاري انقلاب فاصله داريم
محمد حسن رجبي، ويراستار كتاب «سويههاي تاريخنگاري انقلاب اسلامي» عصر يكشنبه، 18 بهمن ماه، در مراسم رونمايي اين كتاب كه در سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران برگزار شد، با اشاره به اين كه تا رسيدن به نقطه مطلوب تاريخنگاري انقلاب اسلامي فاصله زيادي وجود دارد، عنوان كرد: تا آن زمان بايد تمامي آثار نگاشته شده با هر ديدگاهي را مطالعه كنيم./ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين مراسم با حضور دكتر غلامرضا عزيزي، رييس پژوهشكده اسناد و كتابخانه ملي ايران، دكتر محمد حسن رجبي، ويراستار كتاب ، عليرضا كمرهاي، قاسم تبريزي، رحيم نيكبخت، ابراهيم ذوالفقاري، علي ططري، نويسندگان مقالات كتاب «سويههاي تاريخنگاري انقلاب اسلامي» برگزار شد.
ابتدا محمد حسن رجبي، ويراستار كتاب، با بيان اين كه «اين اثر با همت موسسه خانه كتاب در زمان كوتاه و فشردهاي تاليف شد» تصريح كرد: 32 مقاله از ميان 55 مقاله ارسال شده به همايش «تاريخنگاري انقلاب اسلامي» انتخاب و در كتاب منتشر شدهاند.
وي با اشاره به اين كه تعداد آثار متعهدانه حوزه تاريخنگاري انقلاب اسلامي، پيش از انقلاب بسيار محدود بودند، يادآور شد: آثار آن دوران مربوط به نيروهايي اغلب غيرمذهبي، ماركسيست و سلطنتطلب بودند و نيروهاي انقلاب اسلامي هنوز كتاب شاخصي تاليف نكرده بودند. خوشخبتانه پس از انقلاب اسلامي آثار زيادي با سمت و سوي فرهنگي و انقلابي در كشور تاليف شدند.
دكتر رجبي با تاكيد بر اين كه اكنون دهها اثر ارزنده در حوزه انقلاب اسلامي نگاشته شدهاند، اظهار داشت: اين تحولات ناشي از تحول انقلاب فرهنگي و بينش افراد بود. البته اين فعاليت آغاز راه است و تا رسيدن به نقطه مطلوب، فاصله زيادي وجود دارد.
وي افزود: در حاشيه مطالعه آثار تاريخي، مولفان بايد مطالعاتي جنبي به صورت مستقيم و غيرمستقيم و همچنين موثر در حوزه تاريخنگاري معاصر و انقلابي نظير فلسفه تاريخ، جامعهشناسي سياسي، انديشه سياسي و روانشناسي اجتماعي داشته باشند.
دكتر رجبي با تاكيد بر اين كه ابزار كار هر تاريخنگار، منابع كتابخانهاي اند، بيان داشت: تاريخ شفاهي نيز كمك زيادي به افراد ميكند و خاطرات افرادي نظير رجال معاصر قبل و بعد از انقلاب ميتوانند مناسب باشند. البته تمامي منابع موجود قابل اعتماد نيستند، بلكه برخي از آثار متاثر از گروه، عوامل سياسي و ايدئولوژياند.
ويراستار كتاب «سويههاي تاريخنگاري انقلاب اسلامي» اسناد ساواك را منابع مهم و قابل استفادهاي براي تاريخنگاران دانست و افزود: براي رسيدن به تاريخنگاري مطلوب بايد سه مرحله؛ موضع انتقادي نسبت به آثار منتشره، حركت به سوي نظريهپردازي و تشكيل جلسات و همايشهايي از اين دست را در نظر داشت.
سپس عليرضا كمرهاي، مولف مقاله «طرحواره روششناسي تاريخپژوهشي انقلاب اسلامي» با اشاره به اين كه فعاليتهاي انقلاب اسلامي بايد بر اساس مطالعات جامع در اين حوزه صورت بگيرد، افزود: هر فعاليت تاريخپژوهشي متاثر از فضاي گفتماني حاكم بر آن است.
وي با تاكيد بر اين كه بخش عمده حوادث انقلاب اسلامي قبل از سال 42 در اسناد و اوراق وجود ندارند، يادآور شد: اسناد ساواك صحت متقن ندارند و بخش متعدد اطلاعاتشان پراكنده يا در معرض فراموشياند. بنابراين براي استفاده از تاريخ شفاهي بايد بر اساس طرحي غني، با افراد مورد نظر گفتوگو شود.
در ادامه اين مراسم، قاسم تبريزي، مولف مقاله «طيفهاي تاريخنگاري معاصر ايران و مراكز تاريخپژوهي» تاريخنگاري پس از انقلاب اسلامي را به دليل انتشار اسناد بسيار زياد، گنجينهاي از خاطرات و منابع دانست و توضيح داد: اسناد ساواك به دليل ماهيت اطلاعاتي و امنيتي از اعتبار بالايي برخوردارند، البته متون بدون اشكالي هم نيستند.
وي افزود: اسناد آيتالله طالقاني و شهيد بهشتي و رجال پهلوي نمونه اين اسناد معتبرند. اگر اسناد انقلاب اسلامي از سالهاي 58 تا 65 منتشر شوند، بسياري از مسايل درباره رجال، احزاب و گروهها نظير مجاهدين خلق و چريكهاي فدايي روشن ميشوند.
همچنين ابراهيم ذوالفقاري، نويسنده مقاله «مروري بر خاطرات دكتر علي اميني» با اشاره به تفاوت ميان تاريخنگاري و تاريخسازي، گفت: موسسات مختلفي كه در زمينه اسناد انقلاب فعاليت ميكنند، بايد نقشه راهي را طراحي كنند تا بتوانند مجموعه كاملي از اين آثار را تهيه كنند.
وي با اشاره به اين كه بسياري از خاطرات موجود دستخوش تغيير شدهاند، يادآور شد: اين اسناد بايد در اختيار محققان قرار گيرند. متاسفانه خاطرهنويسي در ايران در اوايل انقلاب اسلامي انجام نميشد و اكنون تا حدودي رواج يافته است.
سپس رحيم نيكبخت، نويسنده مقاله «درآمدي بر نوعشناسي منابع تاريخنگاري انقلاب اسلامي» گفت: در جريان مبارزات انقلاب، منابع مختلفي ميان مردم و امام خميني(ره) نظير اعلاميهها، شبنامه، نوار كاست و منابع مكتوبي مانند بيانات امام(ره) تبادل ميشدند كه اين اسناد اكنون جمعآوري شدهاند. با توجه به اين كه در دهه چهارم انقلاب اسلامي قرار داريم، بايد به تاريخ انقلاب بيشتر توجه كنيم.
در ادامه، محسن كاظمي، نويسنده، منتقد و پژوهشگر با بيان اين كه «اگر كتابي نقد نميشود، به معناي اين نيست كه قابل نقد نيست» عنوان كرد: بحث تاريخشناسي با خاطره نگاري متفاوت است. خاطره خود خميرمايه اصلي تاريخ شفاهي است و تاريخ شفاهي نيز در خدمت تاريخنگاري و يك تكنيك است.
وي با اشاره به اين كه بسياري از معماها در تاريخ دفن ميشوند، توضيح داد: اغلب آنچه در كشور به عنوان تاريخ شفاهي مطرح ميشوند، سويه دولتي دارند. البته در خارج از كشور نيز وابستگيهاي سياسي مشهودند، اما با كنار هم قرار گرفتن اسناد، تاريخ از تاريكي خارج ميشود.
در انتهاي اين نشست، علي ططري، رييس مركز اسناد و كتابخانه مجلس شوراي اسلامي و نويسنده مقاله «آسيبشناسي تاريخنگاري انقلاب اسلامي» با اشاره به اين كه فعاليت تاريخنگاري انقلاب در كشور كمتر صورت گرفته است، تصريح كرد: يكي از مشكلات كنوني كتابخانه مجلس با مركز اسناد كتابخانه ملي، عدم ارايه اسناد از ابتدا تا سال 57 است.
وي در تشريح مقالهاش گفت: اين مقاله به دو دسته «خاطرات تاريخ شفاهي» و «منبع پژوهشي» تقسيم و اين آثار از چهار جنبه اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي بررسي ميشوند. کد مطلب : 62079 |