پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی مصاحبه چاپ و نشر

بيگانه‌اي در ميان ما ـ گفت‌گوهايي درباره كميك استريپ/1

  پرويز اقبالي: اين فضا بايد بشكند

19 مرداد 1387 ساعت 17:02
انديشيدن و در پي آن خيال و وهم و تصور از دير باز آدمي را به اين وا داشته كه براي ثبت اين حس خود، دست به طراحي و رسم نقوش بزند. بررسي سير حركت از طرح‌هاي ابتدايي تا رسيدن به بيان استريپ موضوع اين گفت‌وگوست._

خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)- مهم‌ترين ويزگي انسان امروزي در روزگار ارزش يافتن زمان هاي كمتر از ثانيه، اشتهاي سيري‌ناپذير او به حركت است. امروزه به دليل حركت‌هاي نهفته در دل موضوعات گوناگون، كم‌تر مي توان پويايي را در ظاهر يك اثر ديد. حركت امروز براي بسياري از ما سمبل و نمادي است كه روزگاري بايد بار آن را به دوش مي‌كشيديم و امروز به دليل عدم مشاهده آن نياز به آن در حال فراموشي است. 

در هزاره جديد حتي علاقه مندان و خوانندگان حرفه اي كتاب نيز از حركت هاي انتزاعي كه در دل متن ريشه دارد و تنها با خواندن مي توان با آنها همراه شد، سرخوش نيستند و كشيده شدن آنها به سمت بيان متحرك و گوياي استريپ، نمايانگر همين امر است. 

حجم انبوه و روال صنعتي توليد كتاب‌هاي استريپ در سراسر دنيا، امروز به عنوان مقوله اي جدي، سبك كلاسيك وحتي نوگراي امروز را به چالشي جديد رهنمون مي‌كند. جرياني كه از دل آن يك بازنگري به شيوه هاي روايت داستان متولد خواهد شد. در ايران روش بيان استريپ با وجود سابقه بالاي ما در بيان مصور متون، ناشناخته و مهجور مانده است. 

خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) با طرح اين موضوع و بررسي ابعاد گوناگون آن بررسي جايگاه اين مقوله گفتاري در ايران و جايگاه فعلي و وضعيت مطلوبي كه براي آن مي توان متصور بود، با هنرمندان و فعالان اين حوزه به بحث گذاشته است. اگرچه ژانر كميك استريپ بر خلاف اقبال گسترده در سطح جهان، اقبال و استقبالي را در ميان مخاطبان ايراني به دنبال نداشته است. 

در گفت‌وگو درباره كميك استريپ با پرويز اقبالي، تصويرگر و خالق استريپ «عاشورا»، به بررسي ريشه هايي پرداختيم كه اين مقوله از آن سرچشمه مي‌گيرد. 

پرويز اقبالي سال 1340 در آبادان متولد شد. تحصيلاتش را در همان شهر آغاز كرد و در هنرستان هنرهاي تجسمي به پايان برد. سال 1360 ديپلم نقاشي گرفت. در دوره سربازي، مربي نقاشي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بود. پنج سال بعد به دفتر انتشارات كمك آموزشي رفت و ده سال با مجلات رشد همكاري كرد. همزمان، تحصيلاتش را ادامه داد

در بحث‌هاي استدلالي، كلمه دنياي وسيع تري نسبت به تصوير دارد يعني بار معنايي بيشتري دارد. تصوير چون لباس واقعيت را به خود مي گيرد وسعت و گستردگي كلمه را ندارد و به همين دليل گاهي در برخوردها تصوير نمي تواند وارد عمل شود
و در سال‌هاي 1370 و 1375 به دريافت مدرك كارشناسي و كارشناسي ارشد گرافيك نائل شد. در همين زمان و در كنار فعاليت‌هاي هنري و همكاري با ديگر مجلات، به تدريس در دانشكده‌هاي هنر دانشگاه‌هاي تهران پرداخت. 

اقبالي تصويرگري بيش از پنجاه كتاب را در كارنامه خود دارد و آثارش در نمايشگاه‌هاي داخلي و خارجي به نمايش در آمده و موفقيت‌هايي كسب كرده كه از آن جمله‌اند:
ـ تقديرنامه پنجمين جشنواره كتاب كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان / 1375
ـ ديپلم افتخار ششمين جشنواره كتاب كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان/ 1376
ـ تقديرنامه هفتمين جشنواره كتاب كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان / 1377
 ـديپلم افتخار دهمين جشنواره كتاب كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان/ 1381
ـ برگزيده تصويرسازي متن از طرف كتابخانه ملي مونيخ آلمان/ 2002
اقبالي در هم اكنون معاون پژوهشي دانشكده هنر دانشگاه شاهد است. وي در حال اخذ مدرك دكتراي پژوهش هنر از دانشكده هنر اين دانشگاه است. از جمله آثار او در زمينه استريپ مي‌توان به كتاب «عاشورا» اشاره كرد كه در فايل ضميمه اين خبر، تعدادي از آن‌ها را مي‌توانيد ببينيد. 


قاب اول: كلمه
اقبالي در شروع بحث از جايگاه كلمه و تصوير در پيش هم و نيز هر كدام از آن‌ها به تنهايي براي ما صحبت مي كند. مي گويد:
ـ در هنر بحثي است به نام رابطه ميان كلمه و تصوير. در اين ميان گاهي كلمه به تصوير مبدل مي‌شود و گاهي برعكس، تصوير است كه كلامي را حاصل مي‌كند. رابطه اين دو مقوله مانند رابطه اسم و ذات است و نمي توانيم براي هيچ كدام‌ شأن جداگانه‌اي تعيين كنيم. ميان اين دو آنچه ما را به معنا نزديك‌تر كند برتري دارد.
در بحث هاي استدلالي، «كلمه» دنياي وسيع تري نسبت به تصوير است. يعني بار معنايي بيشتري دارد. «تصوير» چون لباس واقعيت را به خود مي گيرد، وسعت و گستردگي كلمه را ندارد. به همين دليل گاهي در برخوردها تصوير نمي تواند وارد عمل شود.

قاب دوم: تصوير
در ادامه، بحث ما پيوند مي خورد با مقوله اي به نام تصويرسازي و اقبالي نيز در اين باره مي گويد:
ـ وقتي صحبت از تصويرسازي مي شود، رابطه بين كيفيت و كميت مطرح است. كيفيت به معني مفاهيم و معاني است و كميت تصاوير. پل ارتباطي اين دو موضوع علائم تصويري‌اند كه گاهي اين راه مي تواند ما را از كيفيت به كميت برساند و گاهي نه. 

وي منظور خود را اين گونه تشريح مي‌كند:
ـ تصوير، به هرچيز ديدني اطلاق مي‌شود. حتي عكس و سينما و تئاتر هم به نوعي تصوير به حساب مي آيند. به همين دليل گاهي تصوير بايد شكافته شود
هنرمند هم مثل همه ما عنصر خيالپردازي را در ذات خود دارد كار هنرمند تبديل اين خيال به وهم است يعني ايجاد تصوير با ابزارهاي گوناگون تصوير سازي. امروز در توسعه هنر شاهديم كه سينما و عكاسي نيز با هم آميخته شده اند
تا به معنا برسيم. گاهي كيفيت قابليت ترجمه را ندارد. مثلاً ما نمي توانيم مزه يا بو يا سوزندگي آتش را با تصوير نشان دهيم؛ اما تصوير هرآنچه به چشم مي آيد، مي تواند بيان مي‌كند.

به راستي تصوير زاييده كدام بخش از ذهن انسان است و چرا ما امروزه نياز به بيان كلامي آن را احساس مي‌كنيم؟

پرويز اقبالي در اين باره مي‌گويد:
ـ ما در كنار پنج حس اصلي و ظاهري، پنج حس دروني نيز داريم: احساس مشترك، خيال، وهم، عقل و شهود. و خيال يعني تصوير. حتي همين الان كه با هم حرف مي زنيم، ذهن شما تصويري از كلام من در خود مي سازد. هنرمند هم اين حس خيال را در درون خود دارد و در اصل كار او، تبديل اين خيال به «وهم» است؛ يعني ايجاد تصوير با ابزارهاي گوناگون تصويرسازي.

امروز در توسعه هنر، سينما و عكاسي نيز با هم ممزوج شده اند. فناوري‌هاي رايانه‌اي هم به ما كمك مي كنند تا به تصاوير خيالي خود عينيت ببخشيم و همين باعث گرايش بدون محدوديت سن به انيميشن شده است. تصويرسازي و استريپ حاصل لذت آدمي از دنياي درون خود است.

اقبالي در توضيح حد و مرز استتار متن در تصوير مي‌گويد:
ـ به غير از 200-300 سال اخير كه ما تفكر مدرن را در هنر داشته ايم، تصوير هميشه با معني همراه بوده است. هنر مدرن سعي در زدودن معني از تصوير كرد و به سمت فرماليسم گام برداشت. در اين تفكر، هنرمندان مدرن، هنر را تنها براي زيبايي معني كردند؛ بدون آن‌كه فايده اي ديگر براي آن متصور باشند. تصوير بايد معني و محتوي داشته باشد و اين محتوي داستاني است كه تصوير در خود دارد. داستان، داراي زنجيره زماني است و تا به تصوير در نيايد ثبت نمي شود. ابتدا نويسنده ها داستان و متن را در روي آن متن به تصوير كلامي نزديك مي‌كردند؛ اما كم كم خوانندگان به ديدن تصاوير حقيقي ميل كردند و خواستار پايداري و ناميرايي آن شدند.

تصويرسازي ايجاد چندين فريم از داستان است؛ ولي كار استريپ يعني مجموعه تصاوير پشت سر هم و خلق داستان توسط تصاوير. در استريپ، تصاوير داستان را حمل مي كنند و كلمات يا ديالوگ، تنها صحنه را شرح مي‌دهند. استريپ تلفيقي است كه بين زمان و مكان ايجاد مي شود و اين همان رازي است كه امروز به انيميشن هم تسري يافته است.

قاب سوم: تصور
ذهن انسان امروز با كدامين موضوع سازگار است؟ تصاوير مستتر در دل داستان يا شيوه بيان استريپ؟

پرويز اقبالي مي‌گويد:
ـ انسان ذاتاً شيفته هنر است. خيال در كلمه يعني تصوير و تصور. تصوير جزو لاينفك زندگي ماست و ما بدون آن زندگي نمي كنيم. تصويرسازي‌هاي ذهني، از پايه‌هاي اصلي شكل ماست. تا پيش از اختراع خط، بار
تصوير سازي و داستان، همه بستر هنرند هنر يعني بيان محسوس يك امر نامحسوس و با اين فلسفه تبديل يك رمان به استريپ در واقع كمكي است كه ما به درك اين موضوع براي خود كرده ايم
معنايي ذهنيت ما را تصوير به دوش مي كشيد؛ اما كم كم با توسعه و ايجاد خط و چاپ، تصوير حاصل از دل متن نيز رشد زيادي پيدا كرد و به گونه اي نمود يافت كه از آن فيلم و انيميشن به وجود آمد. 

امروز در دوره جديد، انسان‌ها بسيار بي حوصله‌اند و بي طاقت، و اين‌جاست كه تصوير به كمك مي آيد. يعني كلمات هدايت تصويري پيدا كرده و فضا و زمان به آن وارد مي شود. فضاسازي اي كه امروز هم هويت فرهنگي و هم هويت هنري را درك مي كند. تصويرسازي و داستان همه بستر هنرند. هنر يعني بيان محسوس يك امر نامحسوس و با اين فلسفه تبديل يك رمان به استريپ، در واقع كمكي است كه ما به درك اين موضوع براي خود كرده‌ايم.

قاب آخر: استريپ
در ايران از دوره آل‌مظفر تصويرسازي و آنچه امروز استريپ ناميده مي‌شود وجود داشته و هويت ايراني و اسلامي ما را يادآوري مي‌كرده است. در آن دوره در يك سال 7 نسخه شاهنامه تصويرسازي مي شد كه حجم هر كدام 400 تا 500 صفحه بود. 

چند دهه پيش از اين، اعجاز نويسندگان در توصيفاتي بود كه از شرايط و بستر اتفاق داستان در اثرشان به تصوير مي كشيدند، چيزي كه به عقيده برخي امروز در حال كمرنگ تر شدن است.

اقبالي در توضيح اين نكته كه آيا با خواندن متن تصويري يك داستان تمامي وجوه متن به ما منتقل شده است يا نه مي گويد:
ـ خيلي ها معتقدند تصويرهايي كه در سينما و انيميشن يا رمان مي‌آيند، بيانگر كل آن موضوع نيست؛ ولي بايد دانست نوع تخيل موجود در رمان است كه به فضا تبديل مي شود و هر ذهن تصويري خاص از آن دارد. انيميشن و استريپ اما، تنها يك ديدگاه است. در فرانسه در 27 سال گذشته تمام تاريخ كشور به استريپ تبديل شده و در آمريكا نيز تمام اسطوره ها با اين زبان در حال صادر شدن هستند؛ ولي ما امروز دوباره در حال بحث بر سر خوبي يا بدي اين پديده‌ايم.
 
وي در توضيح اين‌ مساله مي‌گويد: شايد اين نوع نگاه به دليل عدم سابقه اين موضوع باشد:
ـ از دهه 40، تصوير سازي در ايران شروع شده است. پس خيلي هم نوپا نيست. بسياري از عناصر فرهنگي ما اين پتانسيل را دارند كه به وسيله انيميشن يا استريپ به دنيا شناسانده شوند. 

به نظر اين تصوير ساز با سابقه، در بازار كتاب از نظر رشد تصويرسازي و استريپ‌سازي بسيار عقبيم. اين در حالي است كه در خارج از ايران براي خلق اين موضوعات، استوديوهاي مجهز و مخصوص ايجاد كرده‌اند. گاهي به واسطه اين‌كه يك مسوول فرهنگي به كاري علاقه‌ هيچ كس مجاز به انجام آن كار نيست. اين فضا بايد بشكند.

کد مطلب : 23955
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
پرويز اقبالي: اين فضا بايد بشكند
خبرنگار : حميد نورشمس
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل