احوالپرسي «فريدون عموزاده خليلي»، رياضي، رايانه و بالاخره قصه
يك نويسنده هم مثل همهي ما آدمها زندگي ميكند، از كار خسته ميشود، مشكلاتي دارد و براي به دست آوردن آنچه دوست دارد، تلاش و كوشش ميكند. چه بسا كه مشكلات او بشوند سوژهي قصههايش! ايبنا نوجوان: كوچكتر كه بودم، با خودم فكر ميكردم نويسندهي كتابي كه ميخوانم چه شكلي است؟ چطور توانسته اين همه جمله را سر هم كند و يك كتاب بنويسد؟! اصلا اگر آدم اين همه فكر كند تا كلمهها را درست و سر جاي خودشان بگذارد كه مغزش هنگ ميكند! تازه، اينها كه به يكي ـ دو تا كتاب رضايت نميدهند. كمِ كم سالي يك كتاب مينويسند.... يك بار كه اين حرفها را به دوستم گفتم، توي چشمهايم زل زد و گفت: «تو از كجا ميداني اينها سالي چند تا كتاب مينويسند؟ نكند باباي خودت هم نويسنده است و رو نميكني؟!»
من هم كه همهاش سرم توي كتاب بود و يك كتاب را كم كم 4 بار ميخواندم، بهش گفتم: «نخير، دليل اينكه يك چيزهايي را من ميدانم و تو نميداني، اين است كه من به مطالعه علاقه دارم و كتاب زياد ميخوانم. اما بگذار به يك چيز اعتراف كنم؛ من هم دربارهي فوتبال هيچي نميدانم. اصلا فرق بين يك توپ چهل تكه با توپ پلاستيكي را نميفهمم. فقط يك چيزهايي ميشنوم؛ اما زياد توي نخش نميروم!» اما حالا وضع فرق كرده و «ايبنا نوجوان»ي هست و نوجوانان گلي مثل شما! پس اگر پايه باشيد، ميخواهيم شما را با هنرمندان اهل قلم آشنا كنيم! به خاطر همين هم تصميم گرفتيم با نويسندگان كودك و نوجوان گفتوگويي كنيم و يك آماري از آنها به شما بدهيم!
«فريدون عموزاده خليلي» اولين كسي بود كه قرعه به نامش افتاد. او سال 1339 در شهر سمنان به دنيا آمد و تا سال 1357 در اين شهر زندگي و تحصيل كرد. تحصيلات دانشگاهي او در رشتهي رياضي و علوم رايانه است. حالا چرا شد نويسنده؟ خب، همين سؤال بهانهي خوبي براي شروع گفتوگوست.
خلاصه؛ اين آقاي نويسنده كه الآن ميبينيد، در 21 سالگي اولين كتابش را مينويسد. يعني همان «فرياد كوهستان» كه سال 61 توسط انتشارات «حوزه و انديشه و هنر اسلامي» يا همين «حوزهي هنري» به چاپ رسيد.
حالا با يك حساب سر انگشتي ميفهميم كه آقاي خليلي، 28 سال است براي كودكان و نوجوانان كتاب مينويسد. او يك پسر نوجوان دارد كه براي نوشتن كتابهايش با او مشورت ميكند. آقاي خليلي به ما گفت: «من پسر نوجواني دارم به نام فريد. او يكي از كساني است كه به من مشورت ميدهد تا بهتر داستان بنويسم. با هم گپ ميزنيم و من شخصيت داستان را برايش توضيح ميدهم. فريد هم تا جايي كه بتواند با پدرش همكاري و همراهي ميكند!»
بيخود نيست كه از قديم گفتهاند: «هر سري يك عقلي دارد!» پس چه بهتر كه آدم بتواند عقلش را براي پدرش به كار بيندازد! نويسندهي «دو خرماي نارس»، زماني هم استاد كارگاه قصهنويسي بود: «آن وقتها، داستانهايم را براي نويسندگان تازه كار و علاقهمند به قصهنويسي ميخواندم و از آنها نظرخواهي ميكردم و اگر پيشنهاد خوب و جالبي داشتند، در داستانهايم از آنها بهره ميبردم.»
از آقاي نويسندهي قصهي ما، تا حالا 16 عنوان كتاب و 5 اثر پراكنده منتشر شده كه آخرين آنها «زرد مشكي» نام دارد. اين كتاب، توليد كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان است و داغ داغ! چون پاييز امسال و با قيمت 3000 تومان در قفسهي كتاب فروشيها جاي گرفت.
شخصيت اصلي اين كتاب، يك دوچرخهي قديمي و از كار افتاده است كه اتفاقات زيادي را در جريان داستان از سر ميگذراند. لابد برايتان جالب است بدانيد كه اين سوژهي با مزه از كجا شكل گرفته و چطوري سر و كلهاش در قصهي «زرد مشكي» پيدا شده؟!
اصلاً چه كاري است؟! دليلش را از زبان خود نويسنده بخوانيد: «چند وقت پيش، به دليل بيماري ناچار شدم با دوچرخه به كارهاي روزانهام برسم. مدتي كه به همين روال گذشت، دوست هميشه همراهم، شد سوژهي داستان «زرد مشكي». من در حين ركاب زدن به اين فكر ميكردم كه به اجزاي يك دوچرخه شخصيت بدهم. اين كار را هم كردم و دوچرخه را بردم در جهان آدمها. نياز به عشق، عدالتطلبي، صلح و دوستي و هر آنچه براي ما مهم بود، شد جزيي از زندگي اين دوچرخه.»
با اينكه همه چيز را از آقاي عموزاده پرسيديم، اما مهمترين سؤال از يك نويسنده اين است كه: «بهترين كتابي كه تا به حال خواندهايد كدام است، يا اينكه چه كتابي را براي خواندن به نوجوانان پيشنهاد ميكنيد؟»
ما پرسيديم و او گفت: «من به بچهها توصيه ميكنم كتابهاي «رولد دال»(مثل كتاب آقاي روباه شگفتانگيز)، كتاب «پيرمرد و دريا» (نوشتهي ارنست همينگوي)، «نيكلا كوچولو»(نوشتهي رنه سامپه گوسيني) و كتابهاي با ارزش «دكتر زئوس»(مثل كتاب «فكرش را بكن، اين چيزها را در خيابان مالبري ديدم») را بخوانند. آثار اين نويسندگان بزرگ، گفتوگوهاي قوي و بسيار خوبي دارند و بيشتر به درد نوجواناني ميخورد كه علاقهمند به داستاننويسي هستند.» کد مطلب : 60945 |