پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی مصاحبه چاپ و نشر

گفت‌وگو با قديمي‌ترين کتابفروش شهرك اکباتان

  يك روز عاشق شدم، عاشق كتاب

12 خرداد 1388 ساعت 10:34
«فيروز امرايي» را خيلي اتفاقي در اتحاديه ناشران و كتابفروشان ديدم. وقتي مشغول تشريح برنامه‌هايش در شهرك اكباتان بود، همان زماني كه از تجربه‌هاي يك كتابفروشي كوچك با فعاليت‌هاي بزرگ سخن به زبان مي‌راند و من مبهوت او شده بودم كه چگونه عاشقانه از كتاب‌ها و مشتري‌هايش مي‌گويد، از اولين دقايق حضورش براي افتتاح نخستين كتابفروشي شهرك اكباتان. تجربه‌اي موفق در دل شهركي در غرب تهران.
خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)ـ فیروز امرایی، متولد سال 1330 بروجرد است. به گفته خودش، از 37 سال پيش كه در حوزه فروش کتاب فعالیت می‌کند و پيش از آن ویراستاری کتاب‌های روان‌شناسی و سردبيري نشریات مختلف را تجربه كرده است. نويسنده رمان‌هاي «طلوع برگشت»، «قطره‌‌های سربی» و «سالگرد انقلاب»، شغل‌هاي متفاوتي را هم تجربه كرده است كه با كتاب و كتابخواني هم قرابت دارد: مدیريت مرکز چاپ اداره مهندسی ارتش، اجراي زنده معرفي كتاب در برنامه‌هاي راديويي و ...
 
امرايي در سال 1370 با افتتاح «نشر پارس» در شهرك اكباتان تهران، نخستين كتاب‌فروشي را در اين شهرك راه‌اندازي كرد.

ابتداي راه...

«تازه 10 سالم شده بود كه به خاطر شرايط خانوادگي باید خرج خانواده‌ام را می‌دادم، به همين دليل در يك چاپخانه نزديك خانه‌مان کار می‌کردم. با وجود روزي هشت ساعت كار، دوست داشتم برای مردم جامعه‌ نیز کار مفیدی انجام دهم، به همين دليل در سال 1340 به كمك يكي دو تن از افراد فرهنگي شهر، نشریه‌ «ندای لرستان» را در بروجرد راه‌اندازي كرديم و من سردبیر آن شدم.» امرايي اين جملات را مي‌گويد و ادامه مي‌دهد: «پس از آن به دليل استقبال عموم مردم از اين نشريه، به سمت كارهاي فرهنگي جذب و در فعاليت‌هاي فرهنگي مختلفي مشغول شدم.»

او به برخي از اين فعاليت‌ها اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، به عنوان مسوول انتشارات دانشکده مهندسی ارتش فعاليت خود را آغاز كردم و 16 سال در آن مركز به فعاليت پرداختم، همزمان در
هم‌اكنون مردم اکباتان ماهیانه بيش از 11 میلیون تومان کتاب از 4 كتاب‌فروشي شهرك خریداری می‌کنند
روزنامه‌های مختلف مقاله و مطلب می‌نوشتم.» 

كتاب نخوانده نداريم
كتاب‌فروشي‌اش در مركز خريد اكباتان قرار دارد و اغلب مشتريانش را به نام مي‌شناسد. آن‌ها نيز حتي اگر براي خريد به مركز آمده باشند، براي سلام و عليك حتما به مغازه‌اش سرك مي‌كشند. براي همين در حين مصاحبه، بارها صداي سلام و عليك، صحبت‌هاي ما را قطع كرد.

از او درباره چرايي رفتن به سراغ کتاب را سوال مي‌كنم و پاسخ مي‌دهد؛ «عاشق شدم. عاشق کتاب. بعد از مدتي فعاليت در حوزه روزنامه‌نگاري تصمیم گرفتم در کنار نشریه به سراغ کتاب هم بروم. در مدت كوتاهي چون كتاب را دوست داشتم در كارم نيز موفق شدم، سالی که به اکباتان آمدم و كتابفروشي را افتتاح كردم، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که اینجا اینقدر رونق بگيرد. اما هم‌اكنون مردم اکباتان ماهانه بيش از 11 میلیون تومان کتاب از 4 كتاب‌فروشي شهرك خریداری می‌کنند.»

امرايي با اشاره به تاريخچه‌اي از شكل‌گيري كتابفروشي پارس مي‌گويد: «در آغاز کار براي اين‌كه مردم عادت نداشتند برای کتاب پول بدهند، دو قفسه از این کتابفروشی را به کتاب‌های اجاره‌ای اختصاص دادم، بعد از یک‌سال وقتی اغلب مردم به سمت کتاب و کتابخوانی جذب شدند، فروش کتاب را به صورت جدي‌تر در اين كتابخانه دنبال كرديم.»

در مدتي كه ميهمان كتابفروشي پارس  بودم، ‌دختر امرايي در كنار پدر ايستاده بود و به مشتريان، درباره كتاب‌ها مشاوره مي‌داد. او از اغلب كتاب‌هايي كه در مغازه بود اطلاعات داشت و با تسلط خوبي، موضوع آن‌ها را براي مخاطب توضيح مي‌داد. امرايي كه به دخترش لبخند مي‌زند و به من مي‌گويد: «معمولا مشتريان  خودشان کتاب انتخاب نمی‌کنند، ما باید به آن‌ها کتابي را پيشنهاد كنیم. در اينجا همه کتاب‌ها
اینجا کتاب نخوانده‌ای وجود ندارد، همه كتاب‌هاي اين مغازه قبل از فروش حتما خوانده مي‌شوند تا اگر مشتري به مغازه آمد، مقابلش شرمنده نشويم
خوانده می‌شوند. بخشي از كتاب‌ها را همسرم، بخشي را من و تعدادي ديگر را دخترم مي‌خواند و پس از مطالعه، خلاصه آن را می‌نویسیم و به یکدیگر می‌گوییم تا اگر مشتری به دنبال کتابی آمد اطلاعات خوب و جامعی برای او داشته باشیم.»

او ادامه مي‌دهد: «اینجا کتاب نخوانده‌ای وجود ندارد، همه كتاب‌هاي اين مغازه قبل از فروش حتما خوانده مي‌شوند تا اگر مشتري به مغازه آمد و به دنبال اثري خاص يا ويژه بود، شرمنده نشويم.»

وظايف فراموش شده يك كتابفروش
صحبت‌هايمان به ويژگي‌هاي يك کتابفروش خوب مي‌رسد و امرايي مي‌گويد: «يك كتابفروش خوب بايد باسواد و آگاه باشد ومثل يك روان‌شناس، مردم زا بشناسد و آن‌ها را دوست داشته باشد.»

او ادامه مي‌دهد: « يك كتابفروش بايد آدم مثبتی باشد و به مردم عشق بدهد. امین، کتابخوان و عاشق کتاب باشد و بتواند نیاز مخاطب خود را بشناسد و در عين حال به دنبال ماديات نباشد. شايد عده‌اي بگويند، این کار باید توجیه اقتصادی هم داشته باشد. بله قبول دارم؛ اما بايد بگويم اگر يك كتابفروش به صورت حرفه‌ای عمل کند، از نظر مادی هم خيلي خوب تامين مي‌‌شود.»

وي با بيان اين‌كه کتابفروشی‌هاي محلی جایگاه خود را از دست داده‌اند، مي‌گويد: «در دنياي كنوني، کتابفروش به معناي واقعي نداریم، برخي از كتاب‌فروشي‌ها، در كنار كتاب، نوشت افزار هم مي‌فروشند. کتابفروشي كه تمام وقت خود را براي گرفتن يك فتوکپی یا فروش خودکار صرف مي‌كند، نمي‌تواند كتاب‌فروش خوبي باشد.»

امرايي صحبت‌هايش را اين‌گونه ادامه مي‌دهد: «يك كتابفروش می‌تواند کتابی را بخواند و به مخاطب خود معرفی کند. اين كار دو حسن دارد؛ نخست اين‌كه جامعه را اصلاح کرده است و زمانی را که برای مطالعه کتاب صرف کرده، زمان مثبت زندگي‌اش محسوب می‌شود.»

صف كتاب
در طول اين سال‌ها، امرايي باني خير
عصرها اگر به اينجا بیایید، ‌باید نیم ساعت صبر کنید تا نوبت شما برسد و کتاب بخريد. افرادی که به اینجا می‌آیند، عاشق کتاب هستند
بسياري از فعاليت‌هاي مرتبط با كتاب و كتابخواني، به‌ويژه در شهرك اكباتان بوده كه با حمايت مردم همراه بوده است. برای مثال 12 کتابخانه عمومی برای ساکنان شهرک اکتابان در زير بلوك‌هاي اين شهرك راه‌اندازی شده و افراد با پرداخت حق عضویت سالانه 2000 تومان، عضو اين كتابخانه مي‌شوند. به گفته امرايي، قرار است در 32 بلوک ديگر شهرك نيز اين كتابخانه‌ها راه‌اندازي شوند.

دقايق آخر حضورم در كتابفروشي، با حجم گسترده‌اي از مشتريانش مواجه مي‌شوم. طوري كه مجبور مي‌شوم مصاحبه را قطع كنم. او بعد از راهنمايي افراد دوباره پشت ميز مي‌نشيند. به او مي‌گويم این روزها که روز به روز گستره اینترنت و ماهواره و تلویزیون بيشتر مي‌شود، احساس نمي‌كنيد نقش کتاب کمرنگ شده است؟!

نمي‌گذارد جمله‌ام به پايان برسد و مي‌گويد: «نه! عصرها اگر به اينجا بیایید، ‌باید نیم ساعت صبر کنید تا نوبت شما برسد و کتاب بخريد. افرادی که به اینجا می‌آیند، عاشق کتابند. گرانی کتاب شايد اوايل به چشم بيايد؛ ولي به علت علاقه و عادت افراد به كتاب‌خواني، كم‌كم تاثير خود را از دست مي‌دهد و براي مردم عادي مي‌شود.»

وي ادامه مي‌دهد: «مشتريان ما فقط از شهرك نيستند، ما از محله‌های مختلف، مثل شهرك بيمه، بزرگراه شهيد همت و بلوار فردوس نيز مشتری ثابت داريم، كه 300 ـ 400 نفر مي‌شوند. اين مشتريان ثابت، روزانه، به طور متوسط 20 تا 30 هزار تومان کتاب خریداری می‌کنند.»

امرايي، سخنراني در مدارس مختلف شهرك و تبليغ فرهنگ كتابخواني، برپايي نمايشگاه كتاب در مدارس، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب، شب شعر، ديدار با نويسندگان و ... را ديگر برنامه‌هاي فرهنگي او و همكارانش معرفي مي‌كند و مي‌گويد: «شايد باورتان نشود، اما هيچ آرزويي ندارم جز اين‌كه روزي همه مردم به ارزش واقعي كتاب پي ببرند و به معناي واقعي كتاب بخوانند.»
کد مطلب : 30948
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
فيروز امرايي
فيروز امرايي
خبرنگار : ساره گودرزی
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل