كوتاه درباره مجموعه شعر «تهران برای شعر شدن شهر کوچکی است» پيوند اخوت با نثر
| 24 فروردين 1387 ساعت 17:29 |
داوود ملکزاده، شاعری جوان است و شعرهاي او به خيلي از مسایل جزیی توجه دارند و به هر قشري از افراد اجتماع مربوط ميشوند، شاعر در پرتو کلمات عینی و ملموس و زبانی ساده و محاورهای، شعر خود را بنا مینهد، شعری که عجولانه پدیدههای دنیای تکنولوژی و مدرنیزه را به چالش و تضاد هاي آشكار آن را به سخره مي گيرد./ خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) ـ فيض شريفي: با این وجود، شاعری که به موازات عصر مدرنیسم در حرکت است به طنین دل نواز طبیعت عاشق است و دوست دارد کودکان نیز آهنگ های موزون طبیعت را با گوش جان بشنوند و لذت ببرند.
شعر شاعر معمولا فارغ از پیرایهها و تزئینات صوری است و سادگی که ترکیبی از غریزه ذاتی شاعر و شهود اوست گاهی با تمهیدات و آشنازدایی همراه است.
با وجود آنکه شاعران «فرانو» ناخودآگاه از وجه استعاریزبان میگریزند اما در نهایت شعر این شاعران رنگ استعاری میگیرند و کنش و واکنشهای متن شاعران را به سوی یک نوع تشخص و زبانی استعاری هدایت میکند.
در حالي كه نثر جاندار اين شاعر در شعرهای کوتاه بهتر به دل مینشیند معلوم نيست چرا او در بعضي موارد به حوزه طنزهای روزنامه ای نزديك شده است. شعرهای «توقیف»، «چه عیبی دارد؟»، «سرکاری»، «قدم بزنید لطفا»، «رعایت»، «بحران مخاطب» و ... به شدت با نثر پیوند اخوت بسته اند.
اشاره به اين نكته ضروري به نظر مي رسد كه افراط در نوآوری به همان اندازه مخرب است که گزند و عارضه های عقب ماندگی. شعر باید دارای یک خصیصه و یقینی غریزی و ذاتی همراه با کنشی غیرعامدانه باشد تا دست آوردهای ماندگاري عرضه كند.
به نظر مي رسد هر چه قدر شاعر به شعرهایی چون: «تضمین»، «حیران»، «بار بارز»، «جاذبهها» و «مثل احتیاط گردنه حیران» نزدیکتر شود، شاخههای خلاقیت خود را پربارتر و قو یتر میکند:
پیشانیباز/ روسفید/ مثل احتیاط گردنه حیران/ برمیگردی/ لبخند میزنی/ ولی من که احتیاط سرم نمی شود/ میخواهم/ روی این تابلوها را کم کنم/ لطفا/ از سمت چپ من برگرد/ همینجا بمان/ دلام/ این طوری میخواهد.(ص59 همان)
مجموعه شعر «تهران براي شعر شدن شهر كوچكي است» سال گذشته توسط نشر ايليا به چاپ رسيده است. کد مطلب : 18168 |