نگاهي به مجموعه داستان«يوزپلنگاني كه با من دويده اند »نوشته بيژن نجدي
يك كتاب براي هميشه
19 شهريور 1387 ساعت 14:18
نام بيژن نجدي و مجموعه«يوز پلنگاني كه با من دويده اند»آن چنان در هم گره خورده و مرتبط هستند كه بيشتر كارهاي اين نويسنده را تحت الشعاع قرار داده و اغلب علاقه مندان به آثار اين نويسنده انگار تنها همين يك مجموعه را به رسميت مي شناسند._
خبر گزاري كتاب ايران (ايبنا):مجموعه«يوزپلنگاني كه با من دويده اند»يكي از بهترين مجموعه داستان هاي بعد از انقلاب است كه تاثيري به سزا در رشد ادبيات داستاني داشته است،اين مجموعه كه به لحاظ استفاده از عنصر تخيل و شكار موضوعات بكر و ساخت و ساز بديع فضاهاي داستاني در مقايسه با كارهاي ديگر حرف اول را مي زند به تنهايي توانست نام نويسنده اش را بر سر زبان ها بيندازد و بخشي ديگر از جهان بي انتهاي داستان را به علاقه مندان معرفي كند.
بيژن نجدي نويسنده اي پر حوصله است كه حاصل بيش از پنجاه سال داستان نويسي اش را در همين مجموعه ارائه كرد و اين نكته را به اثبات رساند كه زياده نويسي و توليد انبوه هرگز نمي تواند نويسنده هاي بزرگ تربيت كند.
نجدي در اين مجموعه چند داستان كوتاه پر مايه عرضه كرده كه هر كدام به جهت عمق اصالت داستاني و عبور از مرزهاي مرسوم و شناخته شده در اين حرفه قابل مطالعه اند.
شيوه هاي نفوذ ذهنيت نويسنده دراعماق وجودي انسان ها و كندو كاو دروني آن ها نكته اي است كه در همه داستان هاي اين مجموعه رخ نمايانده و گويي جزئي از دنياي ذهني نجدي هستند،نكته اي كه در داستاني چون «سپرده به زمين» رويه ظاهري بيشتري دارد.
اين داستان كه با يك خبر غافلگير كننده در محيطي روستايي آغاز مي شود آرام آرام شكل و شمايلي روانشناختي به خود مي گيرد وخواننده از خلال همين اتفاق به سمت و سوي شخصيت هايي كشانده مي شود كه درد تنهايي سال ها آزارشان داده است.
نجدي در اين داستان با استفاده از يك اتفاق در محيط بيروني به يك باره سر از دنيايي دروني در مي آورد وماجراهاي غافلگير كننده اي مي سازد كه ريشه در روان آدمي دارند.
شخصيت مليحه در اين داستان به عنوان يك شخصيت مثال زدني با استفاده از تنهايي بچه اي كه در تصادف با قطار كشته شده مرحمي براي تنهايي خود دست و پا مي كند وهمراه با شوهرش تصميم مي گيرد كه با دفن بچه بي پناه از رنج تنهايي خود بكاهد وآرزوهاي بچه دار نشدن خود را به اين شكل پوشش بدهد.
نجدي در اين كار كوتاه موفق به ايجاد فضايي راز آلود شده كه در آن واحد چند چهره را به موازات هم معرفي مي كند،او هر يك از شخصيت هاي تنها را به گونه اي ساخته كه ياد آور يكديگرند و گويي براي كمك به يكديگر دنبال لحظاتي مناسب مي گردند:«خودمون دفنش مي كنيم،بعد شايد بتونيم دوستش داشته باشيم....»
اغلب داستان هاي اين مجموعه داراي قدرت و استحكامي قابل قبول هستند، اما ظاهرا نجدي درداستاني چون«استخري پر از كابوس»بيش از اندازه در قالب شخصيت اصلي نفوذ كرده و بيش از اندازه لازم از زبان او حرف زده است،خواننده در اين داستان به خوبي در نمي يابد كه شخصيت مرتضي با آن روحيه حساس و هوش بالا چرا نمي تواند خود را از اتهام كشتن يك«قو» بر هاند،شخصيت متضاد مرتضي در چند بخش از كار شخصيتي بي دست و پا نشان داده مي شود كه با كليت ماجرا و تصوير هاي اوليه همخواني ندارد،مرتضي گويي در اين كار قصد دارد كه خود را به عنوان يك متهم معرفي كند و بر همين اساس جواب هاي او به مامور پليس جواب هايي عجيب و بدون منطق است.
مرتضي در جواب ماموري كه مي پرسد:«با چي كشتيش؟»جواب مي دهد:«با پارو...فكر كنم با پارو» و دوباره در جواب سوالي كه منظورش از«نمي دانم»چيست مي گويد:«آن جا پر از روغن بود»
نجدي در اين داستان مي توانست عمق احساسات مرتضي را به گونه اي ديگر ارائه و نوع شخصيتي اورا خيلي سر راست تر معرفي كند چون اين ماجرا وشخصيت هايش نيازي به مشكل نويسي ندارند.
يكي ديگر از داستان هاي مجموعه« يوزپلنگاني كه با من دويده اند»داستان سه شنبه خيس است كه در زمره داستان هاي حسي عاطفي جاي مي گيرد،نجدي در اين داستان خواننده را به مرزهاي تخيل و واقعيت مي كشاند و همراه با شخصيت هايي زخم خورده به سفري دور و دراز دعوت مي كند.
اين داستان مربوط به شخصيتي است كه در زندان هاي شاه به شهادت رسيده و خانواده او پس از سر نگوني حكومت به قصد مشاهده بيرون آمدن او از در زندان انتظار مي كشند اماهرگز از«سياوش» اثري نمي بينند وزندگي خيالي«مليحه»با پدرش از همان لحظه آغاز مي شود،پيوند ذهنيت اعضاي خانواده و دوري آن ها با تخيلات شيرين مليحه چهارچوب اصلي اين داستان را شكل مي دهد ونجدي به زيبايي از پس مهار فضا بر آمده است.
«تاريكي در پوتين»،«چشم هاي دكمه اي من»،«شب سهراب كشان»،«خاطرات پاره پاره»،«روز اسب ريزي »و...از ديگر داستان هاي خوب اين مجموعه هستند كه هر يك ظرافت هايي از هنر نويسندگي نجدي را در خود دارند.
چاپ هشتم مجموعه داستان«يوز پلنگاني كه با من دويده اند»سال 1387با شمارگان 3000نسخه و قيمت 2900تومان توسط نشر مركز عرضه شده است.