انتشارات؛ صنعتي فرهنگي اقتصادي
رضا حاجيآبادي، مدير مسوول نشر هزاره ققنوس: بیش از 8000 ناشر در ایران به امر انتشار آثار مکتوب مشغولاند که از این میان فقط 1000 ناشر هستند که به صورت حرفهای در این صنعت فعالیت میکنند._ خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، رضا حاجيآبادي، مدير مسوول نشر هزاره ققنوس: بیش از 8000 ناشر در ایران به امر انتشار آثار مکتوب مشغول هستند که از این میان فقط 1000 ناشر هستند که به صورت حرفهای در این صنعت فعالیت میکنند. برابر آمار اعلام شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سال 1386 حدود 56000 هزار عنوان كتاب در شمارگان 215 ميليون نسخه چاپ شده است. اين يعني متوسط تيراژ كتاب در ايران به مرز 4000 نسخه براي هر عنوان رسيده است.
هنگامي كه ناشران ايراني در فاصله شمارگان 1000 تا 5000 نسخهاي آن هم براي يكسال دست و پا ميزنند، كتاب غير ادبي و نه چندان با ارزشي نظير هري پاتر در عرض چند هفته نزديك 3 ميليون نسخه فروش ميرود.
بخش خبرنامه كتاب به نقل از روزنامه نيويورك تايمز گزارش داده است كه ناشر كتاب رمان «جا مانده از راه» تمام 9/1 ميليون چاپ اول دوازدهمين رمان اين مجموعه پيش خريد شده است.
شايد يكي از دلايل اصلي اين فاصله تيراژ، بين ايران و ساير كشورها حتي كشورهاي همسايه، شناخت نامناسب دست اندركاران اين صنعت از فعاليتي كه انجام ميدهند، باشد.
به نظر مي رسد تمامي افراد درگير با اين صنعت از نويسنده و ناشر و ليتوگراف و چاپخانه دار و كاغذ فروش گرفته تا مسئوولان و فروشگاهها و موسسات پخش كتاب و اتحاديهها و انجمنها و نهايتا مخاطبان كتاب تعريف درست و مشخصي از فعاليت انتشارات ندارند.
اغلب افراد دولتي اين مجموعه به مقوله نشر كتاب به عنوان يك فعاليت فرهنگي نگاه ميكنند تا اقتصادي، همچنين برخي از فعالان عرصه خدمات نشر كلا صنعت نشر را يك فعاليت اقتصادي مي دانند. به راستي صنعت نشر كتاب يك فعاليت اقتصادي است كه بايد از آن سود كسب كرد ، يا يك فرآيند فرهنگي كه بايد به آن همواره يارانه داد؟
كمي از تاريخچه كتاب و چاپ در ايران با ساخته شدن اولین دستگاه چاپ در سال 1436 میلادی توسط گوتنبرگ، دنیای رسانهای کتاب وارد مرحله تازهای شد. پیش از این کتابها در تيراژ محدود و به صورت خطی و دستنويس در جوامع بشری وجود داشت، البته همين تعداد محدود نيز فقط در اختیار عده خاصی قرار داشت. اما پس از اختراع دستگاه چاپ، تیراژ کتابها به نسبت قبل خیلی بیشتر شد و همچنین تمامی افراد جوامع بشری توانستند به آن دست پیدا کنند.
اولین دستگاه چاپ در سال 1611 میلادی وارد ایران شد، اما اولین کتاب 27 سال بعد یعنی در سال 1638 میلادی چاپ شد که اتفاقاً این کتاب به زبان فارسی نبود، چرا که اولین کتاب چاپ شده در ایران انجیل كتاب ديني مسيحيان بود.
در باره كتاب به عنوان يك رسانه کتاب در گذشتههای دور نقش یک منبع اطلاعاتی و آموزشی معتبر را برای انسان داشته است. در اهمیت کتاب همین نکته بس که پیامبران الهی را به دو گروه صاحب کتاب و بدون کتاب تقسیم میکنند و درباره معجزه پیامبراسلام نیز چیزی نمیگوییم چرا که همه این معجزه الهی را میشناسند.
برخي کتابها از نظر اطلاعات خیلی زود کهنه میشود. برای مثال وقتی شما به کتب علمی 20 سال قبل نگاهی بیندازید، میبینید که برخی از اطلاعات علمی کتابها ناقص و حتی مسخره به نظر میآید.
استفاده از کتاب نیاز به داشتن سواد، درآمد، اوقات فراغت و آشنایی با فرهنگ مطالعه دارد. همچنین گرانی، وجود رسانههای دیگر مثل تلویزیون و نبود فرهنگ کتابخوانی باعث میشود انسان کمتر از آن استفاده کند.
آخرین نکته اینکه چون معمولاً کتاب در خلوت و تنهایی مطالعه میشود در نتیجه مخاطب خود را به شکل عمیق تحت تأثیر قرار میدهد تا جایی که حتی رفتار او را نیز تغییر میدهد. برخی از شما حتماً تجربه خواندن چنین کتابی را دارید. کتابی که ماهها بعد از مطالعه آن کلماتش در ذهنتان نقش بسته است.
آمار كتاب درايران برابر آمار اعلام شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد در سال 1386 حدود 55 هزار عنوان كتاب در شمارگان متوسط 3902 نسخه چاپ شده است. اين يعني در اين سال 215 ميليون نسخه كتاب كه حدود 80 درصد آن تاليفي است چاپ شده .اگر بپذيريم تمام جمعيت 60 ميليون نفري بالاي 9 سال داراي سواد خواندن كتاب هستند بايد گفت در طول اين سال براي هر ايراني با سواد تنها 10 كتاب چاپ شده است. به عبارت سادهتر اگر قرار باشد تمام كتابهاي چاپ شده سال 1386 در همين سال توسط جمعيت باسواد ايراني خريداري و خوانده شود ، هر ايراني باسواد فقط هر ماه كمتر از يك كتاب ميخواند. ....
كتاب و مخاطبان كتاب بايد بكار مردم بيايد تا آن را بخرند، به عبارت ديگر مردم تا به چيزي احساس نياز نكنند به دنبالش نيستند . شايد كتابهاي چاپ شده در اين مرز و بوم همه آن چيزهايي نباشد كه مردم ما بدان احساس نياز ميكنند.شايد هم عدم تبليغ پيرامون كتاب در رسانههاي گروهي و مطبوعات سبب شده مردم از چيزي كه به دردشان ميخورد و منتشر شده بيخبرند.
وقتي در تلويزيون اين پر مخاطبترين رسانه قرن بطور مدام تبليغ چيپس و پفك و بانكهاي مختلف پخش ميشود ديگر مخاطبان به سراغ كتاب نميروند.
اگر حتي براي دقايقي برخي از اين مخاطبان تحت سلطه رسانه ميدانستند كه براي مثال، كتابي به بازار آمده است كه در آن به طور مفصل و با شواهد و مدارك دقيق علمي تحريفات عاشورا را توضيح داده است براي خريدن آن سرو دست ميشكستند. چون مردم ما تشنه دانستن هستند.
امروز شايد مردم براي شنيدن سخنراني فردي مثل دكتر شريعتي به حسينيه ارشاد نروند اما حتما كتاب مجموعه سخنرانيهاي او را اگر به صورت مناسب چاپ شده و با تبليغ مناسب در اختيارشان گذاشته شود را ميخرند.
فرهنگ يا اقتصاد ؟ چندي پيش دكتر پرويز با اشاره به وجود 9 هزار ناشر در ايران كه تنها 4 هزار مورد از آنان فعالند،گفته است: براي جلوگيري از بروز مشكلات توسط ناشر براي مولفان و پديدآورندگان، از اين پس پروانه دائمي نشر براي هيچ ناشري صادر نميشود و با استفاده از يك راهكار جديد، پروانههاي نشر را زماندار كردهايم .به اين معني كه با توجه به بازده ناشران، پروانههاي يك، پنج و ده ساله برايشان صادر ميكنيم و تمديد آن را منوط به فعاليت ناشر كردهايم ....
اينكه برخي از 9 هزار ناشر حال حاضر ايران فعال نيستند و به اين فعاليت به عنوان يك حرفه نگاه نميكنند درست است، اما معاون محترم فرهنگي وزارت ارشاد بايد بداند صنعت نشر يك فعاليت فرهنگي و اقتصادي است و سرمايهگذاران اندكي حاضر ميشود براي يك صنعت زماندار و موقت سرمايهگذاري كنند.
البته بايد گفت در ميان ناشران و مولفان هم عده اي نمي دانند كه نشر يك صنعت آن هم صنعت فرهنگي – اقتصادي است . تصور برخي از دست اندركاران حوزه فرهنگ مكتوب اينست كه چون كار فرهنگي انجام ميدهند در نتيجه بايد از يارانه و حمايتهاي دولتي برخوردار باشند، در حالي كه در ساير كشورها از اين صنعت درآمدهاي سرشاري عايد متوليان صنعت نشر ميشود.
اگر ديدگاه اصحاب فرهنگ و هنر به مقوله نشر از يك فرآيند فرهنگي صرف، به سوي يك فعاليت فرهنگي – اقتصادي تغيير يابد، بدون شك درآينده شاهد توليد آثار فاخر ادبي كه با تيراژهاي بالا منتشر ميشوند خواهيم بود.
همچنين اگر اهالي بخش خدمات اين صنعت يعني ناشر و ليتوگراف، چاپخانهدار، كاغذ فروش، موسسه پخش كتاب، كتاب فروشيها و ... با يك نگاه فرهنگي وارد اين صنعت اقتصادي شوند، بدون شك كمتر شاهد آثار بيكيفيت در انتظار حمايت هاي دولتي خواهيم بود.
کد مطلب : 58867 |
 |
|