راهکارهای تقویت ادبیات داستانی انقلاب و دفاع مقدس
سیدمحمد میرکاظمی، رييس اداره تاليف بنياد شهيد و امور ايثارگران (نشر شاهد): ماندگاری تاریخ انقلاب و دفاع مقدس نیازمند تألیف و انتشار گونههایی همچون زندگینامههای مستند، کتابهای خاطره و آثار پژوهش محور و ترویج و طراوت فرهنگ ایثار و روحیه مقاومت نیازمند آفرینش ادبیات داستانی است... خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) سیدمحمد میرکاظمی: رييس اداره تاليف بنياد شهيد و امور ايثارگران(نشر شاهد): ماندگاری تاریخ انقلاب و دفاع مقدس نیازمند تألیف و انتشار گونههایی همچون زندگینامههای مستند، کتابهای خاطره و آثار پژوهش محور و ترویج و طراوت فرهنگ ایثار و روحیه مقاومت نیازمند آفرینش ادبیات داستانی است.
اگرچه آثاری در این زمینه تولید و منتشر میشوند، ولی چند و چون آثار، متناسب با دامنه فراخ و پرکشش انقلاب اسلامی و دفاع هشت ساله نیست. براساس آنچه در سالهای پس از دفاع مقدس در کشورمان تجربه شده و آنچه سایر کشورها با آزمودن بدان دست یافتهاند، ميتوان راهکارهایی برای تقویت آفرینش ادبیات داستانی در حوزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس ارايه داد.
برخی راهکارها مورد استفاده ناشران و برخی مربوط به نویسندگانند. اما دستگاههای مسوول و مراکز فرهنگی حمایت کننده نيز باید به راهکارها توجه داشته باشند،زيرا پیشرفت در این زمینه، عزم هماهنگ ناشران، نویسندگان و مراکز حامی را میطلبد. يك ـ ادبیات به عنوان تجارت: براساس پژوهشهای صورت گرفته، رمان تنها نوع ادبی است که تولید انبوه آن سودآور است. ناشران حرفهای با اطمینان از این نوع تجارت، به تولید بیوقفه کتابهای داستانی میپردازند. امروزه درجهان مانعی اقتصادی برای تولید رمان وجود ندارد و موانع فرهنگی نیز به ندرت پیش چشم میآیند.
در طبقه بندی کتابهای پرفروش فرانسه، 6 یا 7 رمان همیشه جایگاههای نخست را اشغال میکنند و معتبرترین جوایز ادبی هم معمولاً نصیب آثار داستانی میشوند. همه اینها مشروط بر این است که تولید رمان به عنوان یک تجارت سودمند مدنظر مؤلفان و ناشران قرار گیرد. این نگاه اقتصادی زمینه را برای تولید و فروش و نهایتاً منافع فرهنگی رمان مهیا میسازد. بیگمان نثر داستانی کتاب "دا" در تولید انبوه و جلب مخاطب بیشترین تأثیر را داشت و این بهانه سطحی را که «خواننده پیدا نمی شود» برطرف کرد.
2 ـ زاویه دید نویسندگان: ضعف یا قوت تألیف در حوزه ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تا حدود زیادی با نوع جهانبینی نویسندگان مرتبط است. نوع نگاه نویسنده به این که بداند در کجای جهان خلقت ایستاده است و از کدام زاویه، با چه چشمی، با چه اطلاعاتی و با چه فرضها و محدودیتهایی به این منشور پیچیده و چند پهلو نگاه میکند، بستگي دارد. تغییر دايمی در زاویه نگاه و تشتت فکری، نویسنده را از آفرینش اثر ادبی ماندگار و مخاطب پذیر بینصیب میکند. این نکته آن قدر مهم است که امروزه توجه به جهانبینی نویسنده در نقد آثار ادبی از اهمیت والایی برخوردار است.
3 ـ ورود زنان به حوزه رمان جنگ: نقش زنان در انقلاب اسلامی و جنگ هشت ساله و عرصههای مختلف مبارزه به مراتب بیشتر از نقش آنها در عرصه تولید آثار ادبی بوده است. متأسفانه دامنه پراحساس داستان از ذوق لطیف و طبع ظریف بانوان بهره وافر نبرده است و به همین اندازه هم دنیای داستان ما تهی مانده است.
4 ـ نمادسازی: نکته قابل اعتنا در ساختار داستانها، به ویژه داستانهای جنگ، استفاده چشمگیر از نماد است. متأسفانه بازار ساخت و پرداخت نمادهای انقلاب و جنگ مدتهاست که از رونق افتاده و نمادهای پیشین بارها مورد استفاده آفرینندگان آثار ادبی قرار گرفته و به اصطلاح کلیشه و گاه نخنما شدهاند. اینک لازم است نمادهایی به جز پرنده، خورشید، آتش و گل، دستمایه کار نویسندگان قرار گیرند.
5 ـ زندگی به جای مرگ: ادبیات در هر شکل و گونهای، نشانگر زندگی و بیانگر ارزشها و ویژگیهایی است که زندگی فردی و اجتماعی را میسازد. ادبیات هر ملتی انسان را از دو منظر با زندگی پیوند میدهد. از گذرگاه عاطفی، زمانی که متن خوانده میشود و از گذرگاه خردورزی آنگاه که در آن اندیشه ميكند. رمان و داستان کوتاه در غرب، نتیجه پایان یافتن جنگهاي جهانی و پدیدآمدن نظام سرمایهداری است. بنابراین آنچه از داستانها و روایات جنگی و توصیف جنگجویان برمیآید همه یکسره خشونت و تعارض نیست. بلکه روی دیگر این سکه مشتمل بر مردانگی و شجاعت برای رسیدن به صلح و زندگی است. یک مبارز خود را به کشتن میدهد تا صدها و هزاران تن دیگر زنده بمانند. پس کشته شدن او زایش زندگی است. یعنی همان چیزی که رماننویس به آن نیاز دارد. شاهنامه هم وقتی قصه میگوید میخواهد تاریخ ملتی را زنده نگه دارد، نه این که حکایت مردن و کشته شدن چند شخصیت را به تصویر بکشد.
6 ـ آزاداندیشی نویسندگان: ادبیات داستانی و آزادمنشی همواره ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و حیات ادبیات و هنر به آزاداندیشی و آزادی از هرگونه وابستگی، بستگي دارد. البته آزاداندیشی به معنای دگراندیشی نیست. نویسندگان باید به این مسأله واقف باشند که تمام جریانهای ادبی در بستر تاریخ، سیاست و فرهنگ کشور و منطقه بومی خود شکل میگیرند و گرتهبرداری از جریانها، مکاتب و تفکرات بیگانه راه به جايي نمیبرد.
7 ـ قصهگویی، پیشزمینه قصهنویسی: رولان بارت، نويسنده فرانسوي میگوید: "هیچ ملتی چه در گذشته و چه اکنون و در هیچ جا بدون قصه یافت نمیشود. علاقهمندی به گفتن و شنیدن قصه امری فطری است. بیشتر قصه هایی که اکنون در دنیا به نگارش درآمده، حاصل نقل سینه به سینه است. همیشه هم این سلحشوران و جنگاوران بودهاند که توانستهاند نقشهای اصلی را در عرصه داستانی به عهده بگیرند." لذا قصه گویی از جنگ و انقلاب در رادیو و تلویزیون، تولید آثار شنیداری، برگزاری شب خاطره و از این دست در تولید آثار مکتوب داستانی نقش عمدهاي خواهند داشت.
8 ـ دسترسی به ایده و سوژه: واقعیت حاکم بر داستان، زمینه رمان را به وجود می آورد. رمان، میان عنصر خیال و عنصر تفحص در واقعیت تقسیم و صورت واقعیت را مجدداً خلق و صورت ممکن را ابداع میکند. بسیاری از داستانهای مهم براساس کتابهای خاطرات نوشته شدهاند و شمار زیادی از شخصیتهای کتاب خاطرات "ویدوک" در آثار "ویکتور هوگو" دیده میشوند. "ادموند گنکور" هم مینویسد که: "تاریخ رمانی است که واقع شده، ولی رمان تاریخی است که میتواند واقع شود." اینجاست که نقش سازمانهايي که اسناد و منابع مربوط به انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را در اختیار دارند، برای اهتمام به امر سوژهیابی و اطلاعرسانی از این سوژهها برجسته میشود.
9 ـ ورزیدگی، آموزش، تمرین و مطالعه: به اعتقاد پژوهشگران عرصه ادبیات داستانی متأسفانه در کشور ما غالب کسانی که به داستاننویسی روی آوردهاند، خود را در دامن ادبیات داستانی عامهپسند غرق کردهاند. آموزش، پژوهش و آفرینش حلقههای درهم تنیده هستند که یکی بی دیگری منجر به پویایی نخواهد شد. این انتقاد به جاست که رشتههای هنری، از سفالگری و قلمزنی و معرق گرفته تا سایر رشتهها دانشگاهی شدهاند، ولی هنوز رشته داستاننویسی که مدرنترین شیوه فرهنگ سازی است در ایران به رشته دانشگاهی تبدیل نشده. این نکته نیز دردآور، ولی گوشزد آن لازم است که متأسفانه نویسندگان ادبیات داستانی ما اهل مطالعه نیستند. کمتر میخوانند و بیشتر مینویسند. امکان ندارد که نویسنده کم مطالعه بتواند اثر قابلي بیافریند. منظور ازمطالعه هم صرفاً مطالعه سایر رمانها نیست. مطالعه آثار تاریخی، علمی، روانشناسی، اجتماعی و... مدنظر است. اگر شاهنامه امروز سرآمد آثار فاخر ایران است، جز آن نیست که فردوسی صرفاً یک شاعر نبوده است، فردوسی حکیمی بوده که مطالعات تاریخی، علمی و ادبی فراوان داشته و از همه علوم زمان خود، از نجوم و پزشکی گرفته تا سایر علوم شمهای میدانسته و این ذهن مواج و سرشار، آفرینش شاهنامه را موجب گردید.
10 ـ نقش جوایز ادبی و اعتبارات دولتی: برخی سازمانها به جای این که به برنامهریزی مدون و حساب شده براي ارتقای سطح کمی و کیفی ادبیات داستانی حوزه انقلاب و دفاع مقدس بپردازند، به تولید و انتشار این گونه آثار، آن هم در قامتی نه چندان مناسب پرداختهاند. حمایت از داستاننویسان، آن گونه که دغدغه مالی و معیشتی آنان را از میان ببرد یا حداقل کم کند، هیچ گاه مدنظر سازمانهای حمایت کننده نبوده است و بودجه کافی برای این امر اختصاص نیافته. نحوه ارزیابیها و ارايه جوایز ادبی و برگزاری جشنوارههای متعدد، باید یک بار دیگر مورد بازبینی قرار گیرند. کد مطلب : 73760 |
 |
|