جدال بر سر اقتباس نظر متفاوت دو کارگردان تئاتر درباره اقتباس از آثار ادبی
نشست «نمايش عروسكي و اقتباس از افسانهها و اساطير» عصر دیروز دوشنبه 10 اسفند در تئاترشهر تهران برگزار شد. اصغر دشتي، کارگردان تئاتر در این نشست، پیشذهنیت را برای تماشاگر یک اثر اقتباسی را لازم دانست، اما ایوب آقاخانی این نظر را قبول ندارد.\ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، سومين نشست تخصصي دفتر توليدات تئاتر عروسكي به موضوع «نمايش عروسكي و اقتباس از افسانهها و اساطير» اختصاص داشت.
در اين نشست كه عصر دیروز دوشنبه 10 اسفند در سالن كنفرانس تئاترشهر تهران برگزار شد، ايوب آقاخاني و اصغر دشتي از هنرمندان حوزه تئاتر سخنراني كردند.
در ابتدا دشتي گفت: در گروه تئاتر «دنكيشوت» طي سالها فعاليت ۶ كار اقتباسي را با همراهي گروه به روي صحنه بردهايم كه چهار نمايش آن مولفههاي مشترک دارند.
وي ادامه داد: نكاتي را كه در گروه تجربه كردهايم تئوري نيست كه فراگير باشد بلكه ادراكي است و ما طي اجراهاي متفاوت به آن رسيدهايم. گروه «دنكيشوت» اقتباس را به عنوان تكنيک و راهكار به خدمت گرفته است.
دشتي افزود: در اين گروه براي اقتباس سرفصلهاي مشخصي داريم كه مهمترين آن، اجراي اثري است كه با بازشناختها (پيش زمينه ذهني نسبت به اثر) به سراغ تماشاگر برود.
وي گفت: تماشاگر براي ديدن نمايش اين گروه بايد كليتي از اثر بداند و با شخصيت اصلي نمايش آشنا باشد. اين آشنايي اوليه راز ارتباطي نمايش با مخاطب است.
دشتي درباره ريشه اين بازشناخت و كشف آن توضيح داد: من ريشه اين بازشناخت يا پيش زمينه ذهني را در تعزيه پيدا كردهام. تعزيه مجموعه آييني و مذهبي است كه مخاطب با پيش زمينه ذهني به سراغ آن ميآيد.
دشتي معتقد است، اقتباس كاركرد ارتباطي دارد و پيش آگاهي رمز اين ارتباط است. به اين ترتيب مخاطب در هنگام ورود به سالن نمايش با ذهنيتي از اثر وارد سالن ميشود ولي پس از پايان نمايش تلاش دارد روايت خود را از اثر پيدا كند.
وي با بيان اينكه مهمترين قصدش از اقتباس ارايه ساختمان و سازهاي جديد از اثر مرجع است، گفت: تلاش داريم فرمهايی كه انتخاب ميشود حامل معاني جديد باشد. وقتی به منابع مكتوب ادبي فارغ از كلمات توجه ميكنيم با شكلهاي هندسی معناداري كه در اين آثار موجود است روبهرو ميشويم كه ما را به سمت توليد متن يا اجرا هدايت ميكند.
وي معتقد است، اقتباس به دو شاخه اقتباس براي توليد متن و اقتباس براي اجرا تقسيمبندي ميشود كه شامل زيرشاخههاي متفاوتي است.
در ادامه آقاخاني با بيان اينكه براي ارتباط با تماشاگر پيش زمينه ذهني لازم نيست، گفت: وقتي اثر نمايشي اقتباسي استقلال داشته باشد ميتواند به اندازه يك كهكشان از اصل اثر دور شود. مهم كليت اثر است.
وي افزود: از آثار مكتوب متفاوت چون داستان كوتاه، شعر، رمان و تمام گونههاي خلاقه كه عنصر روايتگري در آن نقشي دارد ميتوان به شكلهاي مختلف اقتباس كرد. حتي مسايل واقعيتر چون تاريخ و وقايع مستند.
آقاخاني سخن خود را با اين پرسش كه چه بايد كرد، تا نتيجه اقتباس كاربرديتر باشد، ادامه داد. به اعتقاد او، هر اقتباسي قبل از آغاز نوشتن با تخريب اثر اوليه توام است. اين مسئله اجتنابناپذير است حتي اگر اقتباس انتقالي باشد و حداكثر وفاداري در آن رعايت شود.
به گفته وي، در اقتباس بايد اجزاي داستان مرجع را به هم ريخت و دوباره جمع كرد. در اين فرايند چيزهايي به اثر ثانويه اضافه ميشود كه تحريک كننده ذهن نويسنده است.
آقاخاني گفت: اقتباس كننده بايد بداند چه نكتهای او را به اثر نزديک ميكند، شخصيت، ديالوگ يا حادثه. چون هر كدام از اينها راههای مجزا براي نوشتن ميطلبد.
وي ادامه داد: اقتباس كننده بايد بارها و بارها اثر نخست را مرور كند و براي افراد مختلف تعريف كند تا بافتهای اوليه داستان مشخص شود. طي اين تكرار به قرائت معنايي جديدي از داستان ميرسيم و ميتوانيم به توليد اثر بپردازيم.
وي انتخاب زاويه ديد در اقتباس را بسيار مهم دانست و افزود: تغيير زاويه ديد باعث جذاب شدن روايات كهن ميشود.
به اعتقاد آقاخاني، مكان اصلي وقوع داستان بايد آگاهانه انتخاب شود چون كاركرد ويژهاي دارد. کد مطلب : 63860 |