نشست نقد و بررسی «اهمیت توماس آکوینی در فرهنگ دیروز و امروز غرب» عصر دیروز( 4 اسفند ماه) در سرای اهل قلم برگزار شد. در این نشست دکتر کریم مجتهدی، استاد فلسفه دانشگاه تهران با تاکید بر این که تصویری از چهره توماس آکوینی در تاریخ باقی نمانده است، توضیح داد: البته تصاویری فرضی از او ترسیم شده است. کتاب «درباره وجوب و ماهیت» هم از آثار بسیار مهم توماس است و کم حجمترین اثر اوست که به تبعیت از فلسفه ابنسینا نگاشته شده است.\
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، این نشست با حضور دکتر کریم مجتهدی، استاد فلسفه دانشگاه تهران، دکتر محمد ایلخانی، دانشیار فلسفه دانشگاه شهید بهشتی و یاسر هدایتی، دبیر جلسه، برگزار شد.
ابتدا دکتر کریم مجتهدی با بیان این که «هیچ فعالیتی همانند فلسفه اصیل جامعه را تعمیق نمی بخشد» عنوان کرد: فلسفه در تمامی رشته ها تاثیرگذار است و جامعه بدون فلسفه دارای فضای سالم فکری نیست. متاسفانه جامعه ایرانی هنوز جامعیت علمی و فرهنگی کامل خود را باز نیافته است.
وی با تاکید براین که «اسامی مختلفی که بر دورههای تاریخی گذاشته میشود، نظیر قرون وسطی؛ نباید عاملی در راستای زیرسوال رفتن ارزش های آن دوره باشد» یادآور شد: بسیاری از مشکلاتی که امروزه در جوامع دیده میشوند، شباهت زیادی به دوران قرون وسطی دارند. بنابراین، نباید هیچ دورهای را بی فایده و بیارزش دانست.
وی «ژان آندره» را نخستين کسی دانست که اصطلاح قرون وسطی را در فرهنگ بشری به کار برد. مجتهدي توضیح داد: ژان آندره اواخر قرن 16 میلادی در جزیره کرس متولد شده و نام قرون وسطی را به دلیل کاستن از ارزش این دوره از تاریخ بشر به کار برد.
مولف کتاب «افکار کانت» با تاکید بر این که تاریخ را نمی توان قطع کرد، اظهار داشت: «بوسوئه» یکی از مورخان قرون وسطی است که اصطلاح قرون وسطی را قبول نداشت. این دوره از تاریخ مسیحیت از اواخر قرن 15 و اوایل قرن 16 میلادی با آغاز دوران حکومت امپراتور مسیحیشده رم باستان در شهر اسلامبول امروزی آغاز شد.
وی ایجاد مدارس(اسکولاست) را یکی از امتیازات قرون وسطی در تاریخ بشریت دانست و عنوان کرد: این تصور که با تعلیمات میتوان تفکر انسان را بهبود بخشید، از این دوران آغاز شد و از قرن 11 به بعد مسلمانان نیز به این روند کمک کردند و مدارس و دانشگاه ها را رونق دادند.
استاد فلسفه دانشگاه تهران با اشاره به این که توماس آکوینی، مدرس دانشگاه پاریس و متولد 1201 میلادی در سیسیل ایتالیاست، بیان داشت: وی در جوانی از یک خانواده متمکن، به دین و عرفان روی آورده و به این علت، مخالفت اطرافيانش را برانگیخت. وي شاگرد «آلبرت کبیر» بود.
وی فلسفه آلبرت کبیر را مبتنی بر تبعیت از عقل دانست و یادآور شد: آلبرت کبیر، 700 سال پیش از فلسفه ابنسینا تبعیت کرد و توانست دانشگاهها را رونق بدهد و در شناخت طبیعت به عنوان منبع عبادت پیببرد.
دکتر مجتهدی تشریح کرد: بسیاری اعتقاد دارند که كتاب «وجوب و ماهیت»

فلسفه در تمامی رشته ها تاثیرگذار است و جامعه بدون فلسفه دارای فضای سالم فکری نیست. متاسفانه جامعه ایرانی هنوز جامعیت علمی و فرهنگی کامل خود را باز نیافته است
تنها کتاب کاملا فلسفی توماس اکوینی است و دیگر آثار او در زمره آثار کلامیاند. این اثر به تفکیک وجوب از ماهیت ميپردازد و زیربنای فلسفه فکری تمامی آثار کلامی آکوینی را تشکیل میدهد.
مولف کتاب «فلسفه در غرب» با اشاره به این که 50 برهان مهم درباره وجود خداوند در این اثر بیان شدهاند، توضیح داد: برخی از آنها نظیر محرک نامتحرک، علیت و ممکنات هستند. آنچه در جهان دیده میشود، ممکن است، اما هر چه ممکن است، وجود خارجی ندارد و این فرضی ذهنی است. پس آنچه توان وجود دادن دارد، وجود دارد، بنابراین خداوند علت وجودی است، نه علت ماهوی.
دکتر مجتهدی یک سال پس از مرگ آکوینی را بحبوحه تفتیش عقاید در دانشگاهها نامید و گفت: این بحبوحه توسط یک فیلسوف ابن رشدی متهم به افکار شرکآلود ایجاد شد. قرن 13 میلادی هم پایانجنگ های صلیبی با مسلمانان و اوج محاکمه فلاسفه در اروپا بود.
در ادامه نشست، دکتر محمد ایلخانی، فارغ التحصیل دانشگاه بروکسل و دانشیار فلسفه دانشگاه شهید بهشتی، تصریح کرد: امروز، توماس آکوینی پرطرفدارترین فلیسوف غرب است و مطرح شدن اندیشههای وی، بهانهای برای طرح مباحث مختلف مربوط به فلسفه در ایران است.
وی جایگاه آکوینی در فلسفه غرب را از دو جنبه بررسی کرد و افزود: اکنون بررسي نقش توماس اکوینی در شکلگیری تفکر غرب و روزآمد شدن آن مطرح است. فلسفه به صورت کلی به دو بخش تقسیم میشود؛ فلسفه به عنوان یک فن که سرآمد آن ارسطوست و فلسفه به عنوان نوعی طریق زندگی، مانند سقراط و افلاطون.
دکتر ایلخانی مساله مهم دوران قرون وسطی را ظهور پولوس(یوحنایی) دانست و توضیح داد: از میان تمامی انواع مسیحیتها، نوعی سنت توسط فردی به نام پولوس بنیان گذاشته شد. آنچه مربوط به فلسفه پولوس است، با ادیان رمزی یونان ارتباط دارد. وی در تقابل میان ایمان و معرفت قرار گرفت و توسط این امر، با فلسفه یونان مقابله كرد، بنابراین این فلسفه وارد غرب شد و توماس آکوینی سعی در هماهنگ ساختن عقل و ایمان در آن كرد.
وی با اشاره به این که توماس آکوینی، عقل فعال را فراتر از ذهن انسان قرار میداد، تصریح کرد: این بخش از فلسفه آکوینی از ابنسینا دور و به فن فلسفه تبدیل و سپس وارد جامعه غربی شد.
نویسنده کتاب «فلسفه در قرون وسطی» یادآور شد: آکوینی به علت متکلم بودنش، او حتی فیلسوف هم محسوب نمیشود، چون طرح مسایلش فلسفی نبود، اما به هرحال فلسفه غرب را به خوبی میشناخت.
وی با بیان این که «یکی از تاثیرات آکوینی بر فلسفه غرب، در تاریخ غرب مشهود است» اظهار داشت: پیش از قرن 19 میلادی، توماس آکوینی برای مدتی از صحنه فلسفه کنار زده و پس از آن توسط کاتولیکها نقش او دوباره پررنگ شد.
نشست «اهمیت توماس آکوینی در فرهنگ دیروز و امروز غرب» عصر دیروز(سه شنبه، 4 بهمن ماه) در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد.