پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی تحليل بين الملل

در آستانه هفتمين سالگرد تجاوز نظامي آمريكا به عراق:

  بررسي نقش نهاد رياست جمهوري در ساخت راهبرد كلان آمريكا

21 اسفند 1388 ساعت 15:00
مركز مطالعات وحدت عربي لبنان در تازه ترين آثار خود كتاب "نقش نهاد رياست جمهوري در ساخت راهبرد كلان آمريكا پس از جنگ سرد" را به قلم دكتر "عامر هاشم عواد" منتشر كرده است.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران، به نقل از الجزيره،‌ اين كتاب كه فاصله زماني سال‌های رياست جمهوری جورج بوش پدر تا بوش پسر را در برمی‌گيرد به بررسي وضعيت سياستگذاری و راهبردسازی در آمريكا با توجه به نقش نهاد رياست جمهوری و نهادهاي وابسته و زير مجموعه آن می‌پردازد.

 قانونگزاران آمريكايي در شكل‌دهي نظام سياسي و حقوقي ايالات متحده از ابتدا بنا را بر تفكيك قوا نهادند وسه قوه مجريه، مقننه و قضاييه را تعريف كردند. در اين ميان ـ و با صرفنظر از كاركردهاي قواي مقننه وقضاييه و در ارتباط با قوه مجريه ـ عبارات پيچيده‌اي برای مشخص كردن محدوديت‌ها و اختيارات رييس جمهور به‌ كار گرفته شد تا فضاي وسيع‌تري از اختيارات را متناسب با متغيرات داخلي و خارجي در اختيار رييس جمهور قرار دهد.

اما در كنار رييس جمهور، اشخاص و نهادهاي زير مجموعه رياست جمهوري قرار دارند كه نقش كاملاً تأثيرگذاري در شكل‌گيري راهبرد كلان آمريكا ايفا مي‌كنند. دكتر عامر هاشم عواد در كتاب خود اين نهادها را دسته‌بندي كرده و به بررسي نقش آنها پرداخته است.

اين نهادها عبارتند از:
1. معاون رييس جمهور؛ كه مسئوليت رياست را در زمان نبود رييس جمهور بر عهده دارد.

2. دفتر اجرايي رييس جمهور؛ كه با تشكيل شوراي عمومي، رييس جمهور را در اداره فعاليت‌هاي مختلف ياري مي‌دهد. دفتر اجرايي از چند بخش تشكيل مي‌شود كه عبارتند از: 

ـ دفتر كاخ سفيد؛ متشكل از معاونان رييس جمهور و نمايندگان آنان و معاونان اداري، نويسندگان سخنراني‌هاي رييس جمهور و سخنگوي كاخ سفيد. اين دفتر مسئوليت ابلاغ دستورات رييس جمهور به وزارتخانه‌ها و شوراهاي اجرايي و بررسي پيشنهادها و توصيه هاي كارشناسان و ديوان سالاران را بر عهده دارد و به عنوان حلقه ارتباط نهادهاي اجرايي و قانونگذاري فعاليت مي‌كند. 

ـ دفتر مديريت و خزانه‌داري؛ كه مسئوليت فراهم كردن پيشنهادهاي مالي رييس جمهور و طراحي برنامه هاي مالي و بررسي بودجه را برعهده دارد. 

ـ شوراي امنيت ملي؛ كه مسئول هماهنگي بين سياست‌هاي داخلي و خارجي مرتبط با امنيت ملی است. نويسنده معتقد است كه فعاليت‌هاي اين شورا و گزينه‌هاي پيشنهادي آن به رييس جمهور عنصر بسيار تأثير گذاری در شكل‌گيري راهبرد ايالات متحده محسوب می‌شود. 

ـ سازمان اطلاعات مركزي(سيا)؛ كه مهمترين حلقه فرايند تصميم‌گيري در آمريكا محسوب می‌شود. آنچه بر اهميت اين سازمان می‌افزايد وسعت اطلاعات ومنابع اطلاعاتی، علاوه بر مراكز پ‍ژوهشي زير مجموعه اين سازمان است، به طوری‌ كه جلسات شورای امنيت ملی با خلاصه گزارشی از اين سازمان آغاز می‌شود.

3. وزارتخانه های اجرايی؛ شامل: 
ـ وزارت امور خارجه؛ كه وزير خارجه نقش مشاور اول رييس جمهور در مسايل خارجي را بر عهده دارد و مسئول اجراي گفتگوهاي بين‌المللي است. 

ـ وزارت دفاع؛ كه از مهم‌ترين حلقه‌هاي ايجاد راهبرد در ايالات متحده محسوب مي‌شود و مسئوليت دخالت‌هاي نظامي بين‌المللي آمريكا را برعهده دارد وحضور نظامي آمريكا در نقاط مختلف جهان را اداره مي‌كند. 

ـ وزارت امنيت داخلي؛ كه وزارتخانه‌اي جديد است و پس از حوادث 11 سپتامبر و در پي عدم هماهنگي بين دستگاه‌هاي اطلاعاتي ايجاد شده است. اين وزارتخانه عناصر مختلفي از سازمان‌هاي فدرالي را نيز دربر مي‌گيرد. 

دكتر عامر هاشم عواد پس از ذكر جناح‌هاي مختلف فكري ‌ـ‌سياسي در صحنه تصميم‌سازي سياسي آمريكا، سه مرحله را براي اقدامات سه جناح كلي در امريكا پس از جنگ سرد در نظر مي‌گيرد: 

مرحله اول؛ دوران رياست جمهوري بوش(پدر) بين سال‌هاي 1989 تا 1992 را در برمي‌گيرد كه استرات‍ژي آمريكا در آن زمان بر دفاع از منافع حياتي ايالات متحده همگام با توانايي بالاي نظامي متمركز بود و آمريكا تلاش داشت از عنصر نظامي براي رفع تنازعات بين‌المللي استفاده كند، كه البته به اعتقاد نويسنده، جرج بوش در تلاش خود مبني بر ارتباط بين استراتژي نظامي ودعوت به نظم نوين جهاني با حاكميت صلح، ناكام ماند. 

در اين مرحله نويسنده بين استراتژي جورج بوش و ريگان تفاوت چنداني نمی‌بيند و تنها عنصر تفاوت را "نظم نوين جهاني" مطرح مي‌كند كه به ارائه نظريه‌هايي نظير "پايان تاريخ" و ديدگاه‌هايي مبني بر حاكميت مدل آمريكايي دموكراسي وحكومت بر جهان انجاميد. 

مرحله دوم؛ كه بين سال‌هاي 1993 تا 2000 را در بر مي‌گيرد مرحله‌اي‌ست كه ايالات متحده به نوعي واقعگرايي در اداره نظام بين‌المللي نزديك می‌شود اما به دليل عدم وجود اجماع در سياست خارجي، دولت بيل كلينتون روشي چندگانه را در ارتباط با مسايل بين المللي پي‌می‌گيرد. 

واما مرحله سوم؛ كه شامل سال‌هاي 2001 تا 2008 مي‌شود مرحله‌اي‌ست كه حكومت آمريكا استراتژي جديدي را بر پايه «روش پيشگيرانه» در پي‌مي‌گيرد؛ ودر اين مرحله است كه شعار "هركه با ما نيست، دشمن ماست" از سوي رييس جمهور آمريكا مطرح مي‌گردد. 

عواد معتقد است كه اگرچه نهاد رياست جمهوري همواره درتعامل با كنگره است و رؤساي جمهور با نمايندگان كنگره مشورت و تعامل مي‌كنند اما حوزه اختيارات رييس جمهور در آمريكا از نظر قانوني بسيار گسترده است واين حوزه اختيارات، خصوصاً در حوزه مسايل خارجي، به سبب نبود خط قانوني واضح به اختلافات سياسي می‌انجامد. 

وي سه متغير "اكثريت پارلمان"، "شخصيت رئيس جمهور" و "فضاي سياسي بين‌المللي" را عوامل مؤثري در مانور سياسي رييس جمهور آمريكا می‌داند و معتقد است كه راهبرد‌سازی در آمريكا با متغيرهاي منافع بين‌المللي اين كشور گره خورده است.

كتاب «نقش نهاد رياست جمهوري در ساخت راهبرد كلان آمريكا پس از جنگ سرد» نوشته دكتر «عامر هاشم عواد» توسط مركز مطالعات وحدت عربي در لبنان در 430 صفحه منتشر و با قيمت 12 دلار وارد بازار نشر شده است.   
کد مطلب : 64652
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
طرح جلد كتاب
طرح جلد كتاب
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل