پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی خبر ايبنا نوجوان

گفت‌وگو با «محبوبي» نويسنده‌ي داستان‌هاي زندگي پيامبر(ص)

  خدایا قوم مرا ببخش،‌اين‌ها نمی‌دانند، نادان‌اند!

12 بهمن 1389 ساعت 15:33
«دندان پيامبر شكست. لب تشنه‌اش شكاف برداشت. باز ناله‌اي کرد و دست به آسمان برد. پسر ابي‌وقاص ترسيد. فكر كرد پيامبر مي‌خواهد او را نفرين كند. مي‌دانست كه اگر پيامبر نفرين كند، چه پيش خواهد آمد. اما پيامبر نفرين نكرد. دعا كرد و فرمود: «خدايا! قوم مرا ببخش،‌اين‌ها نمي‌دانند، نادان‌اند!» اين بخشي از داستان «مهربان‌ترين» اثر «مجيد محبوبي» است.

ايبنا نوجوان: در آستانه‌ي سال‌روز رحلت پيامبر (ص) به سراغ يكي از نويسندگاني رفتيم كه درباره‌ي آن حضرت و ساير معصومان (ع) بسيار نوشته است. نخستين داستان «مجيد محبوبي» در سال 1374 در نشریه‌ي «سلام بچه‌ها» منتشر شد. از آن زمان تاكنون داستان‌هاي مختلفي از اين نويسنده در نشریات کودک و نوجوان به چاپ رسيده است. او دبير تحريريه‌ي ماهنامه‌ي قرآني – هنري باران است.

تا كنون بیش از 20 کتاب از نويسنده‌ي «هديه» منتشر شده و نزديك 15 اثر او اين روزها در دست چاپ است. سال گذشته، کتاب «ملاقات در شب مهتابی» رتبه‌ي برتر کتاب سال حوزه را به خود اختصاص داد و در سال 86، کتاب «آن روز، آن مهمانی» نامزد دریافت کتاب سال جمهوری اسلامی شد.

«مجيد محبوبي» درباره‌ي انگيزه‌اش از نگارش داستان‌هايي درباره‌ي زندگي و شخصيت حضرت محمد(ص) گفت: «از مدت‌ها پيش علاقه‌مند بودم درباره‌ي معصومان(ع) داستان‌هايي بنويسم. چند نفر از دوستان خوبم اين راه را رفته بودند و داستان‌هاي خوبي نوشته بودند. من هم با علاقه‌ي ذاتي و انگيزه‌هاي معنوي كه داشتم به عنوان يك طلبه، اين كار مهم را در برنامه‌ي خودم گنجاندم و بعد از برنامه‌ريزي، طرح خود را از حضرت پيامبر (ص) آغاز كردم. شايد بتوان گفت من خودم نخستين کسی بودم كه تحت تأثير اين داستان‌هاي خوب رحمةٌ للعالمين قرار گرفتم و بعدها 14 داستان در اين باره نوشتم.»

نويسنده‌ي «تربت و دریا» معتقد است با وجود تكرار زندگي پيامبر(ص) در كتاب‌هاي درسي و ... باز هم نوجوانان بايد درباره‌ي زندگي و شخصيت آن حضرت مطالعه ‌كنند. او در اين‌باره

خدا می‌فرماید اگر پیامبر نبود جهان را خلق نمی‌کردم. وقتی این بنده‌ي عزیز خدا این‌قدر برای خدا مهم است، پس نوجوان ما باید بداند که این فرد کیست. باید با زندگی او آشنا شود. با خلق و خوی او آشنا شود
گفت: «پیامبر(ص) ما در بین همه‌ی پیامبران الهی بلکه در بین همه‌ي آدمیان، عزیزترین بنده‌ي خداست. مهربان‌ترین بنده‌ي خداست. تنها کسی است که برای خدا بیش‌تر از دیگران ارزش دارد. خدا می‌فرماید اگر پیامبر نبود جهان را خلق نمی‌کردم. وقتی این بنده‌ي عزیز خدا این‌قدر برای خدا مهم است، پس نوجوان ما باید بداند که این فرد کیست. باید با زندگی او آشنا شود. با خلق و خوی او آشنا شود.»

نويسنده‌ي «دیدار در خانه دوست» در ادامه افزود: «البته نوجوانان ما در کتاب‌های درسی، داستان‌هایی از آن بزرگوار خوانده‌اند. حتی در کتاب‌های دیگری كه درباره آن حضرت نوشته شده است. ولی هر قلمی ويژگي‌هاي خاص خود و هر نویسنده نگاه ویژه‌ي خودش را دارد. به همين دليل است كه داستان‌های تکراری هم خواندنی، شنیدنی، شیرین و جذاب می‌شوند. البته این‌ها به خاطر روح بزرگ آن انسان عظیم‌الشأن است که با دوستداران خودش رابطه‌ي عاطفی برقرار می‌کند.»

«محبوبي» با اشاره به تاثير داستان‌هاي مذهبي بر زندگي‌اش گفت: «من نه تنها در نوجوانی بلکه اكنون هم تحت تاثیر این داستان‌ها قرار می‌گیرم. لحظه لحظه‌ي زندگی حضرت رسول اکرم(ص) برای من شیرین و جالب است. وقتی که از مادر متولد می‌شود، وقتی که به عنوان یک کودک با مادرش سر قبر پدر حاضر مي‌شود، زمانی که زیر درخت خرماست و خرماها تمام شده و درخت خرما برای او رطب‌های جدیدی هدیه می‌کند. یا آن داستانی که حضور او در خانه‌ي حلیمه (دايه‌اش) باعث می‌شود برکت به خانه‌ي آن‌ها بیاید، یا آنجا که در بحبوحه‌ي جنگ که غضب، طبیعت هر انسانی را شعله‌ور می‌كند، او برای دشمنانش هم دعا می‌کند. انسان با خواندن این داستان‌ها به شخصیت فوق‌العاده‌ي آن حضرت پي مي‌برد. او کسی است که براي همه‌ي بشریت دلسوزي مي‌كند، حتی دشمنانش هم او را امین می‌خوانند، پس نه تنها نمی‌تواند آدم بدی باشد، ‌بلکه بسیار مهربان و دلسوز انسان‌هاست.»

داستان «مهربان‌ترين» به زيبايي دل‌سوزي حضرت محمد(ص) را

ما به اندازه‌ي کافی برای شناساندن پیامبر به نوجوانان کار نکرده‌ایم. ما به عنوان نویسنده وظیفه داریم که داستان‌ها را به صورت زیبا و خوب برای نوجوان‌ها ارائه دهیم
نسبت به همه‌ي مردم، حتي دشمنان ايشان نشان مي‌دهد. در بخشي از اين داستان آمده است: «دندان پيامبر شكست. لب تشنه‌اش شكاف برداشت. باز ناله‌اي زد و دست به آسمان برد. پسر «ابي وقاص» ترسيد. فكر كرد پيامبر مي‌خواهد او را نفرين كند. مي‌دانست كه اگر پيامبر نفرين كند؛ چه پيش خواهد آمد؛ اما پيامبر نفرين نكرد، دعا كرد و فرمود: «خدايا! قوم مرا ببخش،‌اين‌ها نمي‌دانند، نادان‌اند!»

نويسنده‌ي «آن روز، آن مهمانی» در بخش ديگري از سخنانش درباره‌ي تلاش‌هاي انجام شده در معرفي پيامبر اسلام (ص) و استقبال نوجوانان از كتاب‌هايي با اين موضوع توضيح داد: «ما به اندازه‌ي کافی برای شناساندن پیامبر به نوجوانان کار نکرده‌ایم. ما به عنوان نویسنده وظیفه داریم که داستان‌ها را به صورت زیبا و خوب برای نوجوان‌ها ارائه دهیم. ولی در این میان وظیفه‌ي ناشران است که از کارهای نویسنده‌های خوب استقبال کنند. متأسفانه ناشران به عنوان همکار ما، بیش‌تر می‌خواهند داستان‌ها را به صورت خام در اختیار نوجوان قرار بدهند؛ چون نمی‌خواهند هزینه‌ي زيادي صرف چاپ كتاب بکنند.»
 
نويسنده‌ي «ملاقات در شب مهتابي» درباره‌ي اين اثر گفت: «خدا را شكر مي‌كنم كه توانسته‌ام درباره‌ي همه‌ي معصومان داستان بنويسم. گزیده‌ي این داستان‌ها در کتاب «ملاقات در شب مهتابی» منتشر شده است؛ ولي به‌زودي کتاب‌هاي مستقلي هم در اين زمينه منتشر خواهد شد. در ضمن، خیلی از این داستان‌ها در نشریات کودک و نوجوان چاپ شده‌اند.»

«بهار در نخلستان» یکی از كتاب‌هاي مجموعه‌ي 14 جلدی معصومان علیهم‌السلام است. «محبوبي» درباره‌ي این کتاب گفت: «يكي از كتاب‌هاي مجموعه‌ی 14 جلدی معصومان(ع) داستاني است كه درباره‌ي امام حسن مجتبي(ع) نوشته‌ام. امروز در سال‌روز شهادت آن حضرت، به نوجوانان خبر مي‌دهم که اين کتاب به همراه کل مجموعه، با نام «بهار در نخلستان» منتشر خواهد شد.»

کد مطلب : 95432
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
خدایا قوم مرا ببخش،‌اين‌ها نمی‌دانند، نادان‌اند!
خبرنگار : آزاده شاکری
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل