رقابت تماشایی خاطره با ادبیات
در فاصله یك دهه پس از پایان جنگ، آثار ادبی حوزه دفاع مقدس با شكلگیری و قوام نهادهای فرهنگی از حمایتهای بیشتری برخوردار شد و كارهای شایسته و قابل اعتنایی به دست مخاطبان رسید. اما به موازات ادبیات داستانی، خاطره هم در صحنه مكتوبات قد كشید و خودش را در مجلات و كتابها نشان داد... خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)ـ حميد محمدي محمدي، نويسنده و روزنامهنگار: شعری معروفی هست كه میگوید: «هر سخن كز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.» این جمله زمانی بر زبان جاری میشود كه متن دلنشین یا مطلب شفاهی دلپسندی خوانده یا شنیده باشیم. عمدتاً متون و بیاناتی كه از بن جان افراد بر زبان یا قلمشان جاری میشود، چنین واكنشی را در ما پدید میآورند و خاطرات خواندنی در شمار این گونه از مطالب هستند.
پدیدهها و رخدادهای بزرگ كه جمعیت زیادی از انسانها را در شمول خود قرار میدهند، از نظرگاه افراد مختلفی روایت میشوند و فرهنگ، هنر و ادبیات را برای شناساندن خود در قالبهای مختلف به خدمت میگیرند. گاهی پس از سالها، مرور و بازخوانی تأملی یك جریان تاریخی با بهرهگیری از خاطره، داستان، شعر، فیلم، عكس و ... امكانپذیر خواهد بود.
حادثههایی مانند انقلاب اسلامی یا جنگ تحمیلی، بازتاب پردامنهای در فرهنگ، ادبیات و هنر كشور ما داشت و نویسندگان، هنرمندان و پژوهشگران بسیاری با این دو رویداد به جامعه مخاطبان معرفی شدند كه سهم اهالی قلم، تقریباً بیش از سایرین بود.
در فاصله یك دهه پس از پایان جنگ، آثار ادبی حوزه دفاع مقدس با شكلگیری و قوام نهادهای فرهنگی از حمایتهای بیشتری برخوردار شد و كارهای شایسته و قابل اعتنایی به دست مخاطبان رسید.
محمدرضا بایرامی با عقابهای تپه شصت، احمد دهقان با سفر به گرای 270 درجه، مجید قیصری با سه دختر گلفروش، داوود امیریان با ایرج خسته است، رحیم مخدومی با چه كسی ماشه را خواهد كشید، اكبر صحرایی با كانال مهتاب و ... جایی برای خود باز كردند.
اما به موازات ادبیات داستانی، خاطره هم در صحنه مكتوبات قد كشید و خودش را در مجلات و كتابها نشان داد. با وجودی كه این قالب در شمار انواع ادبی تعریف میشود، اما تا یك دهه پس از پایان جنگ، به جز «فرهنگ جبهه» كه بارها تجدید چاپ شده و مورد اقبال مخاطبان قرار گرفته بود، تقریباً آثار قابل اعتنایی انتشار نیافت. ابتدای دهه 80 را شاید بتوان نقطه اوج انتشار خاطرات خواندنی دفاع مقدس دانست كه اغلب با ادبیات آمیخته شده بود. مجموعه كتابهای «نیمه پنهان ماه» كه روایتی دست اول از زندگی شخصی و خصوصی سرداران و فرماندهان دفاع مقدس از زبان همسران شهید بود، از این دست بود و مریم برادران، حبیبه جعفریان و ... این روایتها را با ذوق داستانی خود درآمیختند. اما حوزه هنری كه با شكلگیری دفتر ادبیات و هنر مقاومت، چند ماه پس از فروكش كردن جنگ (آذرماه 1367) انتشار آثار دفاع مقدس را شروع كرده بود، از میانههای دهه 70 تلاش جدیتری را پی گرفت و آثار فاخری را در این حوزه منتشر كرد كه این تلاش در دو سال گذشته منتهی به انتشار آثار مشهوری مانند «دا» و «بابانظر» شده است. «دا» كه مهرماه 87 منتشر شد، تنها در 8 ماه به چاپ پنجاه و پنجم رسید و اكنون خبر میرسد كه سوره مهر برای انتشار 400 چاپ (یعنی شمارگان یك میلیون نسخه) دورخیز كرده و تاكنون آن را به چاپ هشتاد و پنجم رسانده است. «بابانظر» نیز كه روز اول مهر امسال، یعنی یك سال بعد از «دا» رونمایی شد، در كمتر از 20 روز توانست به چاپ دوازدهم برسد كه این ركوردها در كشور، بینظیر و استثنایی است. در حالی كه «سفر به گرای 270 درجه» به عنوان یكی از برجستهترین آثار داستانی حوزه دفاع مقدس، توانسته حداكثر به چاپ دوازدهم برسد. مسابقه تماشایی خاطرات دفاع مقدس با ادبیات جنگ به نفع خاطرهها در جریان است و تردیدها درباره شمارگان منتشر شده از «دا» یا «بابانظر» با هرگونه شائبه تیراژسازی، باز هم نخواهد توانست نتیجه این رقابت را تغییر دهد. به نظر میرسد كه نوشتن از جنگ، اگر با صناعت و خلاقیت همراه باشد، نوعی دستكاری در وقایع آن به شمار میرود و هرچند خواندنی و دلپسند باشد، باز هم اقبال خاطرات بكر دفاع مقدس را نخواهد یافت. خاطرهها، علاوه بر این امتیاز، فرصت تولید آثار خلاق را در خود حفظ خواهند كرد و سالها بعد، نویسندگان و فیلمسازان خواهند توانست از رویدادهای موجود در آنها بهترین استفادهها را ببرند.
کد مطلب : 52088 |