۱۱ مهر؛ سالروز درگذشت عمران صلاحي امینی: طنز، شعر صلاحي را به سايه برد
اسماعيل اميني، شاعر، عمران صلاحي را از جمله شاعران برجسته معاصر ميداند؛ اما معتقد است به علت قدرت زبان طنز در آثارش شعر او به سايه رفته و كمتر شناخته شده است.\ اميني در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) درباره ويژگيهاي كاري و شخصيتي عمران صلاحي گفت: قدرت طنزپردازي و تاثيرگذاري زبان طنز در آثار صلاحي چنان بود كه شاعري او را تحت تاثير قرار داد و در ميان مخاطب عام بيشتر به عنوان طنزپرداز معرفي شد.
وي در توضيح بيشتر اين امر ادامه داد: صلاحي از جمله شاعران برجسته معاصر بود اما به علت حجب و حيا، خصوصيت ويژه شخصيتی او، همواره از معرفي و عرضه خود در عرصه شعر امتناع ميورزيد. اين امر سبب شد تا مخاطباني كه آشنايي كمتري با شعر دارند كمتر با سرودههاي برجسته او آشنا شوند و ارتباط برقرار كنند. از سوي ديگر تحت تاثير مجموعه عواملي كه شعر را در روزگار حاضر به سايه فرستاده كارهاي برجسته صلاحي نيز در زمينه شعر ناديده گرفته شده است.
اميني از تلاشهاي در حال انجام براي معرفي و انتشار سرودههاي صلاحي توسط ياشار صلاحي فرزند او خبر داد و تصريح كرد: البته اين امر به تنهايي صورت نخواهد گرفت و او نيازمند حمايت از سوي ناشران و افراد دستاندركار در اين زمينه است. اگر ما خود را نيازمند شعر بدانيم، جامعه بايد با سرمايههاي بزرگ ملي خود مهربانانهتر و جديتر رفتار كند.
وي درباره رگههاي طنز در سرودههاي صلاحي اظهار داشت: حتي افرادي كه به طنزپردازي شهرت ندارند نيز در آثار و سرودههاي جدي خود نگاهي متفاوت و گاه طنزگونه داشتهاند تا مخاطب خود را بيشتر به فكر وادارند. در سرودههاي صلاحي نيز آثار او رگههايي از طنز را دارند و مخاطب را بيشتر با فضاي شعر درگير ميكنند.
اين شاعر در پايان توضيح داد: صلاحي در مدت حيات خود به علت ويژگيهاي شخصيتي با محروميت و دشواري در شناختن و رسيدن به جايگاه واقعي آثارش مواجه شد. شناخت آثار و حتي درگذشت او نيز در سكوت گذشت. حال بهتر است مجالي براي بزرگداشت، معرفي و بررسي آثار اين شاعر و طنزپرداز بزرگ فراهم شود، شايد با اين اقدام بتوانيم كمي بيشتر او را به جامعه ادبي معرفي كنيم.
عمران صلاحی متولد دهم اسفند سال ۱۳۲۵ در امیریه تهران شاعر، نويسنده، مترجم و طنزپرداز است.
عمده شهرت صلاحی در سالهایی بود که برای مجلات روشنفکری آدینه، دنیای سخن و کارنامه به طور مرتب مطالبی با عنوان ثابت «حالا حکایت ماست» مینوشت و از همان زمان بر اساس این نوشتهها «آقای حکایتی» لقب گرفت. از او آثاری به زبان ترکی آذربایجانی نیز در دست است.
تحصیلات ابتدایی خود را در شهرهای قم، تهران، و تبریز به پایان رساند. نخستین شعر او در مجله اطلاعات کودکان در سال ۱۳۴۰ منتشر شد.
عمران صلاحی نوشتن را از مجله توفیق و به دنبال آشنایی با پرویز شاپور در سال ۱۳۴۵ آغاز کرد. سپس به سراغ پژوهش در حوزه طنز رفت و در سال ۱۳۴۹ کتاب طنزآوران امروز ایران را با همکاری بیژن اسدیپور منتشر کرد که مجموعهای از طنزهای معاصر بود. او شعر جدی هم میسرود و نخستین شعر او در قالب نیمایی در مجله خوشه در سال ۱۳۴۷ منتشر شد.
صلاحی سپس در سال ۱۳۵۲ به استخدام رادیو درآمد و تا سال ۱۳۷۵ که بازنشسته شد به این همکاری ادامه داد. او همچنین سالها همکار شورای عالی ویرایش سازمان صدا و سیما بود. او در سال ۱۳۵۳ با طاهره وهابزاده ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای یاشار و بهاره است.
عمران صلاحی ساعت ۴ عصر ۱۱ مهرماه سال ۱۳۸۵ در بيمارستان توس درگذشت.
«طنزآوران امروز ایران»( با همکاری بیژن اسدیپور)، «گریه در آب»، «قطاری در مه»، «ایستگاه بین راه»، «هفدهم»، «پنجره دن داش گلير»، «روياهاي مرد نيلوفري»، «شايد باور نكنيد»، «يك لب و هزار خنده»، «حالا حكايت ماست»، «گزينه اشعار»، «آي نسيم سحري»، «ناگاه يك نگاه»، «ملا نصرالدين»، «از گلستان من ببر ورقي»، «باران پنهان»، «هزار و يك آينه»، آينا كيمي»(به زبان تركي آذربايجاني)، «تفريحات سالم»، «طنز سعدي در گلستان و بوستان»، «زبان بستهها»، «عمليات عمراني»، «خنده سازان و خنده پردازان»، «موسيقي عطر گل سرخ» و «مرا به نام كوچكم صدا كن» عنوان آثار منتشر شده صلاحي است. کد مطلب : 51133 |