علیاصغر شیرزادی به مناسبت 73 سالگی بهرام صادقی گفت: صادقی، روایتگر عمیق تحولات بیوقفه بود
علیاصغر شیرزادی، در آستانه سالروز تولد بهرام صادقی، او را به لحاظ نوآوری در ساختار و مضامین داستانی، درخشانترین چهره داستاننویسی ایران، بعد از صادق هدایت دانست و گفت: صادقی تحول بیوقفه را عمیقا میبیند و درک میکند و در آثارش علاوه بر مناسبات انسانی، عمق مضحکه اندوهوار استبدادزدگی را بازگو میکند؛ بیآنکه لازم بداند سیاسی، ایدئولوژیک یا فلسفی ببیند. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، 18 دی سال 1315 روز تولد بهرام صادقی، داستاننویس پیشرو ایرانی است. علی اصغر شیرزادی درباره وجوه شخصیتی و شاخصههای آثار این داستان نویس به «ایبنا» گفت: صادقی با بیست و چند داستان کوتاه و یک داستان بلند، شاید به لحاظ کمی، یکی از کمکارترین نویسندگان معروف ایرانی به شمار آید؛ ولی به لحاظ نگاه چند ساحتی و چند سویهای که در داستانهایش جاری است و درنگ عمیق او در موضوعات و به کارگیری ساختار و مضامین داستانی، بعد از صادق هدایت، درخشانترین چهره ادبیات داستانی معاصر ایران است.
این داستان نویس با برشمردن وجوه تفاوت آثار صادقی با هدایت، توضیح داد: داستانهای صادقی از نظر یکپارچگی و نوع نگاه شاخص هنری با کارهای هدایت تفاوت دارد؛ چرا که در آثار هدایت پراکندهکاریهایی دیده میشود، ولی نوع برداشت صادقی در آثارش منظم و به دور از آشفتگی و پراکندگی است.
این برگزیده جایزه بیست سال ادبیات داستانی ایران، در ادامه درباره دیدگاههای فکری صادقی گفت: صادقی، شاید یکی از نخستین داستان نویسان دیالکتیسین است. او تغییر و تحول بی وقفه را می بیند و عمیقا آن را درک می کند و در داستانهایش علاوه بر مناسبات انسانی، عمق مضحکه اندوهوار و بنیان های استبدادزدگی آسیایی را در طول قرنها نشان داده است؛ بی آنکه لازم بداند سیاسی، ایدئولوژیک یا فلسفی ببیند.
شیرزادی با اشاره به نبوغ مثالزدنی این نویسنده در طنزآوری توضیح داد: صادقی رابطه بین دال و مدلول، به مانند کسی که بارقههایی از نبوغ دارد را درک کرده و به خوبی بیان میکند و قدرت شگرفی در طنزپردازی به معنای واقعی آن دارد.
خالق رمان «هلال پنهان» درباره تعاریف نادرستی که این روزها از طنز ارایه میشود، تصریح کرد: طنز صادقی با آنچه این روزها به عنوان طنز تلویزیونی، یا رادیویی میبینیم که در حقیقت می توان آن ها را تنها فکاهه دانست و یا در مقامی نازل تر دستهبندی کرد، بسیار متفاوت است.
این نویسنده با برشمردن همتایان جهانی بهرام صادقی و وجوه اشتراک نگاه طنزآمیز این نویسنده با آنان توضیح داد: برای صادقی می توان همتایانی مانند آنتوان چخوف و یا مارک تواین قایل شد، ولی شاید بتوان گفت که طنز او به لحاظ مفهومی بیشتر به طنز چخوف شبیه است؛ طنزی که زهرخند به لب میآورد و آشکارگر دهشت، مضحکه و اندوه است و از این نظر ما نظیر صادقی را نه قبل و نه بعد از او میبینیم.
نویسنده رمان «طبل آتش» درباره وجه مهم شخصیت این نویسنده در داستاننویسی گفت: یکی از شاخصههای مهم و قابل احترام شخصیتی این نویسنده آن است که او به محض آنکه دید دیگر نمیتواند در اندازه خودش بنویسد، قلم را کنار گذاشت و خودش را تکرار نکرد و این امتیاز بزرگی است.
این نویسنده همچنین با اشاره به جریان های سیاسی و فکری تاثیرگذار در زمانه بهرام صادقی گفت: شگفتا که صادقی در دوران خودش که همان سال های 30 و 40 است، عمیقا نوگرا و مدرن است؛ در دوره ای که براساس نگرش های توده، خیلی ها معتقد بودند که رئالیسم سوسیالیستی بنویسند، تنها بارقههایی از نبوغ می توانسته به چنین نویسندهای کمک کند تا این قدر با قدرت به این جریان ها بیاعتنا باشد.
شیرزادی در پایان گفت: به اعتقاد من آثار بهرام صادقی هنوز هم به لحاظ ابعاد مختلف محتوایی و ساختاری، مانند الماس تراش خورده ادبیات معاصر ماست.
بهرام صادقی، متولد 1315 نجف آباد اصفهان، داستان نویس معاصر ایرانی و از مهمترین چهرههای جنگ اصفهان است.
صادقی از سن بیست سالگی همزمان با تحصیل در رشته پزشکی، داستانهایش را در مجلات ادبی منتشر کرد و «ملکوت»، تنها داستان بلندش را در بیست و پنج سالگی به چاپ رساند.
مجموعه داستان کوتاه «سنگر و قمقمههای خالی» و داستان بلند «ملکوت» از آثار داستانی بهرام صادقی است که برای ما به یادگار مانده اند.
این نویسنده در شامگاه دوازدهم آذر سال ۱۳۶۳ به دلیل ایست قلبی در منزلش در تهران درگذشت. کد مطلب : 59153 |