نگاهی به ترجمه مقامات حریری انتشارات امیرکبیر گدایان؛ قهرمانان هزارساله مقامهها
حامد هاتف؛ دبیر گروه ادب و هنر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): گدا شروع میکند. ماجرای قهرمانیهای یک آدم را برای دیگران نقل میکند و حسابی که همه را در خیالات دور برد، سر بزنگاه دستش دراز میشود که یا ایها الناس... . ترجمه مقامات حریری اثر حریری بصری در پایان سال ۸۷ از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شده. ایبنا با توجه به سابقه مقامهنویسی در ادب عربی و فارسی، نگاهی دارد به این کتاب . خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ حامد هاتف، دبیرو گروه ادب و هنر: «من بر گوشهای از آن هنگامه و بر طرفی از آن مقامه متفکر آن مقالت و متحير آن حالت بودم.» این سطر از مقامات حمیدی(یکی از مقاماتهای فارسی) است. ولی مقامه چیست؟
نگاهی به معانی لغوی و مصداقی مقامه مقامه ژانری در متون عربی است که از اواخر قرن چهارم هجری ابداع شد. نخستین مقامهنویس بدیعالزمان همدانی بود. اصولا ایجاد این فن نوشتاری (میتوان با خیالی آسوده نام ژانر را نیز بر آن نهاد)، مرهون فعالیتهای ایرانیهاست. همینجا روشن کنیم که معمولا هر جا در متون کلاسیک نام «مقامات» آمد، نه جمع «مقام»، که جمع «مقامه» است. مقامات جمع مونث سالم است و بنابراین مفرد آن باید مونث باشد. مقامه مونث و مقام مذکر است. ذکر این نکته از آنجا لازم بود که بارها دیده شده برخی دوستان، حتی در سالهای پایانی دوره کارشناسی، مقامات را جمع مقام تصور میکنند.
«اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابیسعید» شاید معروفترین کتاب برای ایرانیها باشد که در آن واژه «مقامات» به کار رفته است. نمونه دیگر «مقامات ژندهپیل» مربوط به زندگی شیخ احمد جام است.
نکته اینجاست که هیچ یک از این دو کتاب به معنای واقعی و اصلی کلمه، «مقامات» نیستند؛ اگرچه به زبان فارسی، «مقامات» به معنای اصلی آن نوشته شده – نمونهاش «مقامات حمیدی» اثر قاضی حمیدالدین ابوبکر عمربن محمودی بلخی که توسط دکتر رضا انزابینژاد تصحیح و توسط مرکز نشر دانشگاهی منتشر شده است. ولی مقامه به چه معناست که میتوان در نام این دو کتاب(و شمار زیاد دیگری از کتابهای فارسی) نیز از آن استفاده کرد؟
مقامه یعنی نوشتهای ادبی که معمولا دارای صنایع بدیعی، اشعار، و امثال است و در آن یک حکایت اصلی وجود دارد. مانند مقامات حمیدی در ادبیات فارسی و مقامات حریری در ادبیات عربی. همچنین به معنای نوشتهای در بیان سرگذشت کسی یا واقعهای خاص نیز هست. همین کلمه میتواند به مطلق «مجلس» هم اطلاق شود. اگرچه گاه برای افاده معنای «مرتبه، درجه و مقام» به کار میرود. (از فرهنگ سخن ذیل مدخل مقامه).
جمع مقامه، مقامات است. ایرادی که به آن اشاره شد(درباره آن که گاه برخی مقامات را جمع مقام تصور میکنند و نه مقامه)، از تصرفهای پرشمار فارسیزبانها در زبان عربی ناشی میشود. چون فارسیزبانها «مقامات» را در معنای «مقامها» و برای اطلاق بر بزرگان کشوری و لشکری هم به کار میبرند. مثلا میگویند مقامات کشوری. این استفاده به لحاظ اصول زبان عربی غلط است؛ ولی چون در فارسی معمول شده، از نظر بسیاری از کارشناسان مشکلی ندارد.
به هر حال کلمه «مقامات» در معنایی که در این نوشته منظور نظر است، صرفا باید به عنوان جمع «مقامه» در نظر گرفته شود؛ و نه جمع «مقام».
اما مقامه چیست؟ معنای فرهنگ لغتی در بالا مشخص شد. دیدیم که مقامه میتواند به معنای «مجلس» باشد. در واقع مقامهنویسی به نوشتهای پر از اشعار و امثال و صنایع بدیعی و بیانی گفته میشود که موضوع آن، سخنان درگرفته در یک مجلس، یعنی بین گروهی از مردم باشد. این نوع نوشتاری گاه کاملا پهلو به داستان میزند. یعنی گاه میتوان مقامه را به عنوان یک داستان مطالعه کرد و لذت برد.
تاریخچه و برخی ویژگیهای مقامهنویسی همانطور که گفته شد، مقامهنویسی با بدیعالزمان همدانی شروع میشود. او در سال ۳۵۸ قمری در همدان به دنیا آمده و در سال ۳۹۸ درگذشت. در این چهل سال عمر، بدیعالزمان توانست نوع جدیدی از نوشتار را به جهان ادب فارسی و عربی معرفی کند که تا قرنها استفاده میشد. یکی از آخرین چاپهای مقامات بدیعالزمان که چاپ پاکیزهای نیز هست، به ترجمه حمید طبیبیان، در سال ۸۷ از سوی انتشارات امیرکبیر عرضه شد.
به نوشته جواد کامکار بخشایش که از پژوهشگران حوزه ادبیات کهن فارسی است، دو میراث مهم بدیعالزمان برای سایر مقامهنویسها، یکی این بود که او برای مقامههای خود یك راوی تعیین كرد كه قهرمانیها، شگردها و حقهبازیهای قهرمان مقامه را به چشم خود در شهرهای مختلفی كه او گدایی كرده دیده و حال برای جمعی در مجلس روایت میكند(این راوی در «مقامات حریری» فردی است به نام حارث بن همام).
دوم، قهرمانی كه اغلب از مشاغل پست اجتماع بهویژه گدایان انتخاب شده كه با سخنان مسجع و قافیهدار مردم را مجذوب خود کرده و از آنها اخاذی میکند (این گدای قهرمان نیز در «مقامات حریری»، پیرمردی است به نام ابوزید سروجی). غیر از این دو ركن اساسی، ركن دیگری نیز به عنوان سنت مقامهنویسی به وجود آمد: این که تعداد مقامهها در کل کتاب مقامات، به پنجاه مقامه برسد.
همچنین این که بر گدایان و شیوه آنها در گدایی، در نوشتن مقاماتها تاکید میشود، به این دلیل است که در این دوره گدایی با عبارات مسجع برای تاثیرگذاری بر مردم معمول بوده است.
باید نامی از حسین خطیبی و ملکالشعرای بهار آورد که اولی در کتاب «فن نثر در ادب پارسی» و دومی در «سبکشناسی»اش، ویژگیهای اصلی مقامهنویسی را مشخص کردهاند. مثلا حسین خطیبی مینویسد: «مقامات، قسمی است از اقسام قصص که با صرفنظر از تکلفات لفظی و معنوی که در آن هدف اصلی است، از جنبه داستانی هیچگونه ارزش و تنوعی ندارد و مقصود نویسنده از ابداع و انشاء آن این است که بتواند با فراغ بال و وسعت مجال، هر چه بیشتر صنایع لفظی و بدیعی بهخصوص سجع را در آن به کار برده و در لغتپردازی و ترکیبسازی، نهایت هنر خود را در فن نثرنویسی به شیوه معمول در این دوره ارایه دهد ...».
طواق گلدی گلشاهی در مقدمهای که بر ترجمه خود از مقامات حریری تالیف کرده، جدا از نقل قول بالا، به نظرات پروفسور هامیلتون الکساندر راسکین گیپ نیز اشاره کرده است که: «تمام استادیهایی که در طرز پرداخت مقامه به کار میرود، در دستهای با ذوق و هنر خالق آن خلاصه میشود. بعضی از منتقدان جدید گفتهاند که مقامه در ادبیات سامی(که زبان عربی بخشی از آن است)، مرحله اوجی را در ارایه موضوعات ادبی نشان میدهد ... ».
حریری در روزگار حسن صباح و شیخ توسی و چند کلمه درباره ابومحمد قاسم بن علی بن محمد بن عثمان بن حریری حرامی بصری، که «مقامات حریری» اثر اوست. همانطور که از نامش برمیآید از اهالی بصره بوده. در سال ۴۴۶ قمری(یعنی هشتاد و هشت سال پس از تولد بدیعالزمان و چهل و هشت سال پس از مرگ او) در همین شهر متولد شد. مرگ او در ۶ رجب ۵۱۶ قمری رخ داد.
زندگی حریری همزمان با سنایی غزنوی(متولد ۴۷۳ قمری، مرگ در ۵۴۵)، امیر معزی(ملکالشعرای دربار ملکشاه سلجوقی، مرگ بین سالهای ۵۱۸ تا ۵۲۱ قمری)، شیخ توسی(مرگ شیخ توسی در سال ۴۶۰، چهارده سال پس از تولد حریری اتفاق افتاد)، خواجه نظام الملک(متولد ۴۰۸ قمری و مرگ در ۴۸۵)، حسن صباح(متولد ۴۶۴ قمری و مرگ در ۵۱۸ ، دوسال پس از مرگ حریری) و به طور کلی، همزمان با حکومت سلجوقیان در ایران بوده است.
مطابق تقسیمبندیهای تاریخی دورههای مختلف حکومت عباسی، زندگی حریری همزمان بوده با پایان دوره سوم حکومت عباسی(این دوره در سال ۴۴۷ با پایان نفوذ آلبویه در حکومت عباسیان به اتمام رسید) و آغاز دوره چهارم، یعنی آخرین دوره حکومت عباسی که از سال ۴۴۷ تا ۶۵۶ قمری ادامه داشت. این دوره، مقطعی است که در آن ترکان سلجوقی نفوذ اصلی را در ساختار قدرت عباسیان به خود اختصاص میدهند.
مقامات حریری چون دیگر مقاماتها، یک راوی دارد. راوی این کتاب فردی است با نام «حارث بن همام». به نوشته گلدی گلشاهی، او «شیفته نوادر ادب و لطایف ادبی و خطابههای شیرین مسجع» است. اما قهرمان کتاب پیرمردی است به نام «ابوزید سروجی» که «گاه سیمای فرزانگان را دارد و گاه سیمای گدایان، و هنر او جز این نیست که با خطابههای بلیغ خود، همگان را بفریبد و دریوزگی کند». حارث در این کتاب ماجراهایی از ابوزید سروجی را تعریف میکند.
کتابهای مرتبط و چاپهای مقامات حریری از مقامات حریری به جز ترجمه فعلی، ترجمههای دیگری هم منتشر شده. از جمله یک ترجمه کهن که در سال ۱۳۶۳ به چاپ رسیده است. این ترجمه به سعی و تلاش علاءالدین افتخارجوادی به چاپ رسید؛ ولی کتاب نایابی است و حتی در کتابخانه ملی نام ناشر آن ذکر نشده.
علی رواقی نیز پژوهشی بر مقامات حریری را در موسسه فرهنگی شهید محمد رواقی در سال ۱۳۶۵ به چاپ رساند. به زبان عربی نیز چندین شرح از مقامات حریری در کشورهای مختلف چون مصر و لبنان و سوریه، مثلا شرح محمد عبدالمنعم خفاجی در بیروت، منتشر شده که از حوزه بحث ما خارج است.
اما یکی از مهمترین کتابهایی که در ارتباط با مقامات حریری در ایران به چاپ رسیده، «فرهنگ مقامات حریری» است به کوشش ابوالقاسم رادفر و علاءالدین جوادی. این کتاب در سال ۱۳۸۲ توسط انتشارات پازینه منتشر شد. البته متاسفانه چاپ چندان خوبی به لحاظ فیزیکی (اعم از طرح جلد و صفحهآرایی) ندارد؛ ولی در زودتر یافتن معنای بسیاری از اصطلاحات و ترکیبات قدیم زبان عربی که در متن مقامات حریری به کار رفتهاند، بسیار راهگشاست.
درباره توضیحات راهگشای مترجم بر متن مقامات ترجمه «مقامات حریری» طواق گلدی گلشاهی، شامل متن کامل مقامات است. توضیحات ذیل هر صفحه، بخش مهمی از متن اصلی امثال و حکم عربی را که در متن، خواننده تنها با ترجمه فارسی آنها روبرو میشود، در بر دارد.
گلدی گلشاهی همچنین هر جا کلمه یا ترکیب و عبارتی، استعاره، کنایه یا مجاز از مفهوم دیگری بوده، به ذکر دقیق آنها همت گماشته است. توضیحات او در فهم بهتر کتابی هزار ساله بسیار مفید است. نمونه این توضیحات را میآوریم تا دقت کار گلدی گلشاهی بیشتر مشخص شود.
در صفحه ۱۶۹ متن کتاب مربوط به «مقامه فرضیّه» به این جملهها برمیخوریم: «در این موقع بود که خواهش نفسم، مرا با ریسمانهای خود، اسیر کرد و آرزوی خوردن شیر، مرا[در وادی اشتیاق به] چیره شدن بر آن، رها کرد. اما سرگشتهتر از سوسمار و دلمشغولتر از عاشق، در جای ماندم...».
مشخص است که در این قطعه، برای مخاطب ایرانی و فاسیزبان که اصولا با سوسمار و حالات و روحیات او آشنایی چندانی ندارد، عبارت «سرگشتهتر از سوسمار» کاملا مبهم است. گلدی گلشاهی در توضیح ذیل متن مینویسد: «هنگامی که سوسمار از لانه و سوراخش خارج میشود، سنگی را جلوی آن میگذارد تا (خانهاش را) گم نکند. اما وقتی که صیاد، آن سنگ را برمیدارد، سرگشته و حیران میماند و گرفتار میشود». وجود این توضیحات برای فهم متن، بسیار حیاتی است.
و درباره فیزیک کتاب و فهرستهای پایانی این چاپ بسیار پاکیزه است. کاغذ مناسب که شان چنین اثر کلاسیکی را حفظ میکند و حروفچینی خوب که چاپ را بسیار کمغلط کرده، از ویژگیهای آن است. صفحهآرایی نیز کاملا حرفهای است.
گلدی گلشاهی در پایان کتاب، نخست فهرستی از منابع کار خود آورده؛ و سپس، واژهنامهای گنجانده است که مهمترین کلمههای عربی متن اصلی را با ترجمه فارسیشان در بر میگیرد. از آنجا که بسیاری از کلمههای متن اصلی مربوط به عربی قرن پنج هجری است، این واژهنامه اهمیتی دو چندان مییابد؛ چرا که بسیاری از این واژهها طی این هزار سال معنای دیگری به خود گرفتهاند و در فرهنگهای امروزی عربی – فارسی کمتر به آن معناهای اولیه اشارهای شده.
بخش اعلام کتاب نیز، در ۱۷ صفحه، توضیحات خوب و مختصری درباره اسامی خاص مکانها و اشخاص حاضر در متن مقامات حریری به دست میدهد. کد مطلب : 45797 |