پيوند عرفان و سياست در «سياست در دامان عرفان»
| 24 شهريور 1388 ساعت 11:25 |
چاپ اول كتاب «سياست در دامان عرفان» نوشته حميدرضا مظاهريسيف از سوي موسسه بوستان كتاب منتشر و روانه بازار نشر شد.\ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اثر حاضر، متشكل از چهار مقاله است كه درباره عرفان و قيام امام حسين(ع) و انديشههاي عرفاني و اجتماعي امام خميني(ره) گردآوري شده تا از ابعاد و زواياي گوناگون، چگونگي پيوند ميان سياست و عرفان را نشان دهد.
بر اساس مطالب كتاب، تاريخ همواره شاهد ظهور انسانهاي بزرگي است كه نداي حق را از ژرفاي وجود ميشنوند و پيامبرگونه، مردم را با حق و باطل آشنا كرده، بر باطل ميشورند و هيبت و هيمنه پوشالينش را فرو ميشكنند و خروش كف مانند آن را فرو مينشانند.
بيترديد، امام خميني(ره) رهبري پيروز و رهنمايي سرفراز از طايفه صالحان و مصلحاني بود كه تداومبخش راه انبيا و پوينده سيره حسيني(ع) بود كه در منبع نور ذوب شد و همچون مشعلي پرفروغ برخاست تا منجي گمگشتگان ديار ظلم و دوران ظلمت باشد. اما در روزگاران تجاوز و توحش كه جانواران انساننما، خداي ظلمت را به تاريخ فرا ميخوانند و اراده خويش و امكانات عالم را به آبشخور ستمگري و سلطهگري بسته و شيطان را متجلي ميسازند و در عصري كه حق، محجوب شده و باطل سايه گسترده است، تفكر امام، حقطلبان و آزادان را فرا ميخواند و بيشك، كشف آيين امام و كوشش در راه پاك و نيك او، الگويي هدايتگر و حياتبخش است.
به عقيده نويسنده، راي و راه امام، رهاييبخش نسلي از انسانهاست كه امروز، مظلومانه گرفتار پندارزدگي و پندارپردازي سياستبازان جهاني شدهاند؛ فرعون صفتاني كه براي زيستن در دنياي سلطهگرانه، شرايط حيات دنياي سلطهپذير را براي مردم رقم زدهاند و راههاي ادراك و تحقق حيات طيبه را غبارآلود كرده و فروبستهاند.
عرفان حقيقي، عارف را به صحنه اجتماع و سياست ميكشاند و در همين وادي، او را به سير و سلوك واميدارد. اينچنين عرفاني در مكتب ائمه معصومين(ع) به ويژه امير مومنان(ع) و امام حسين(ع) آشكارا نمود يافت و درس واقعي عرفان را در ميدان جهاد و سياست به مردم آموخت. در روزگار ما امام خميني(ره) رهبر كبير انقلاب اسلامي، پيوند ميان سياست و عرفان را رقم زد و بندگان خدا را در ميدان حماسه و رزم به عبادت حضرت حق، فرا خواند.
اثر حاضر، متشكل از يك مقاله درباره عرفان و قيام امام حسين(ع) و سه مقاله در مورد انديشههاي عرفاني و اجتماعي امام خميني(ره) است .
محور اين چهار مقاله، چگونگي پيوند ميان عرفان و سياست و فعاليتهاي اجتماعي است. اين رشته پيوسته در محتواي مقالات، آنها را كنار هم گردآورده تا از ابعاد و زواياي گوناگون، همبستگي عزتمندي با معنويتگرايي و عرفان با سياست را نمايان سازد.
در عرفان حسيني حلقه پيوند عرفان با سياست جهاد اصلاحگرانه است. مقاله دوم، كرامت انساني را كانون پيوند عرفان با سياست در آيين و انديشه امام خميني معرفي ميكند و بر الگوگيري امام(ره) از امام حسين(ع) تاكيد ميورزد. مقاله سوم اين پيوند را در قيام لله و مقاله چهارم بر توحيد عملي استوار ميبيند. اينگونه از زواياي گوناگون يك مساله ديرياب و منحصر به فرد در عرفان ناب شيعي بررسي شده، مساله اصلاحطلبي، قيام و خروش اجتماعي كه شاخص برتري عرفان اسلامي از ساير مكاتب عرفاني است، معنويت راستين را از معنويتهاي ستمپذير و خوار متمايز ميسازد.
امروز در روزگاري به سر ميبريم كه عرفان و معنويت نيز دستمايه سرگرمسازي مردمان براي سلطهپذيري و نوعي بازي و پندارپردازي براي عرفان و معنويتي است كه عزت و آزادي را با سرور معنوي بياميزد و زندگي سعادتمندانه را در همه ابعاد به بشر ارزاني دارد. امام حسين(ع) كه الگوي هميشه تاريخ براي عرفان آزاديطلب و معنويت ستمستيز بود، سرمشق امام خميني(ره) شد و در انديشه و آيين روحالله تبديل به درسي زنده و امروزين شد تا راه راست به جهانيان نشان داده شود و سرابها و بيراههها رسوا گردد. پيداست غفلت از سيره خميني(ره) و فراموشي الگوي حسيني زمينهساز بازگشت تمام فريبها و دروغهايي خواهد بود كه هم عزت و آزادي را تباه ميكند و هم معنويت و عرفان را به بازي ميگيرد.
آيتالله سيد علياكبر قرشي در كتاب «قاموسالقرآن» عرفان را اين چنين تعريف ميكند: «معرفت و عرفان، به درك و شناختي گفته ميشود كه از راه تفكر و تدبر به دست ميآيد و اخص از علم است؛ مثلا ميگويند: :فلان "يعرفالله" و نگويند "يعلم الله"، زيرا شناخت بشر از خداوند ـتعاليـ با تفكر در آثار او حاصل ميشود، نه با ادراك ذاتش. بر همين پايه ميگويند: "الله يعلم كذا" و نگويند: "يعرف كذا"، زيرا معرفت از علم قاصرتر است و رتبه پستتري دارد و از تدبر بر ميآيد.»
چاپ اول كتاب «سياست در دامان عرفان» در شمارگان 1500 نسخه، 168 صفحه و بهاي 30000 ريال راهي بازار نشر شد.
کد مطلب : 49847 |
 |
|