در نشست نقد كتاب «روز هزار ساعت دارد» مطرح شد «فرآيند نوشتن»؛ درونمايه كتاب ملكميان است
عنايت سميعي در نشست نقد كتاب «روز هزار ساعت دارد» نوشته فريدون حيدري ملكميان آن را مبتني بر سه درونمايه «مبارزات چريكي» «زندگي روستايي» و «فرآيند نوشتن» دانست و استفاده از زبان آركاييك را يكي از اختصاصات آن دانست.\ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نشست نقد و بررسي كتاب «روز هزار ساعت دارد» عصرديروز( دوشنبه، 18 آبان) با حضور فرهاد عابديني، يوسف عليخاني، محمدرضا گودرزي و نويسنده كتاب در كانون ادبيات ايران برگزار شد.
عنايت سميعي در ابتدا اين كتاب را داراي سه ويژگي دانست و گفت: اين رمان مبتني بر سه درونمايه مبارزات چريكي، زندگي روستايي و فرآيند نوشتن است. همچنين دغدغه فرم بيش از هر چيز در متن رمان ديده ميشود. وي افزود: استفاده از صناعات و تركيبات ادبي مانند واج آرايي، جناسسازي، و سجعپردازي، بديع و استفاده از زبان معيار، از جمله خصوصيات زباني اين داستان است كه در وهله اول نمودار ميشود.
سميعي در ادامه با اشاره به بهرهگيري نويسنده از نوعي زبان آركاييك توضيح داد: استفاده از زبان آركاييك، نقصان يا امتيازي براي رمان محسوب نميشود. اين رمان مبتني بر حديث نفس است كه از منظر داناي كل نامحدود روايت ميشود. به طوري كه همزمان، هم زمان پيش از تولد راوي و هم تجربه زيستي او را دربرميگيرد.
اين منتقد درباره مشخصات ديگر راوي اين رمان گفت: راوي اين داستان خود را از دعاگردان آيندهبين ميانگارد. در حالي كه اين رمان همچون نمايشنامه بر پيشگويي استوار نيست؛ بلكه گذشته خود را بازسازي ميكند.
اين مترجم با اشاره به ويژگيهاي تكنيكي اين رمان اضافه كرد: در «روز هزار ساعت دارد» نقل و توصيف بر كنش روايتها ارجحيت دارد و در بخش دوم از تمثيل در بيان رويدادهاي تاريخي استفاده شده. درحالي كه چارچوب تنگ تمثيل و متن كهنه، مجالي براي اسباب و علل باقي نميگذارد.
سميعي همچنين درباره سازگاري فرم با مفهوم توضيح داد: در اين داستان دغدغه فرم با محتوا سازگاري نمييابد و با آن پيوند ارگانيك ندارد و در حد كليشههاي مرسوم باقي ميماند. يوسف عليخاني منتقد ديگر اين جلسه نقد نيز در باره رمان حيدري ملكميان توضيح داد: با اولين بار خواندن اين رمان احساس كردم كه داستاني مقدس را پيش رو دارم. اين رمان زباني نمايشي دارد و اجراي نويسنده در خوانش برخي بخشهاي آن، بر اين باور من صحه گذاشت.
وي در ادامه گفت: ملكميان نويسندهاي متفاوت است و به اعتقاد من شايد بر عكس بازار عمل ميكند و يكي از ويژگيهاي رمان او اين است كه از ابتدا اعلام ميكند كه من را بلند بخوانيد و با كلمات پيش برويد.
عليخاني با اشاره به توجه نويسنده به استفاده نوعي خاص از زبان ديلمي گفت: رمان سعي دارد زباني را بهدست بياورد كه برساخته از نوعي زبان ديلمي است. من برخلاف ادعاي نويسنده در كتاب، بيش از صد كلمه ديلمي از آن استخراج كردم.
نويسنده «قدمبخير مادربزرگ من بود» در ادامه اينگونه توضيح داد: ملكميان نويسندهاي است كه از ماههاي ديلمي به فراواني استفاده كرده و توجه او به گاهشماري ديلمي در سراسر رمان ديده ميشود و يكي از نقاط قوت اثر او به حساب ميآيد.
عليخاني همچنين درباره راوي اينگونه توضيح داد: محور اصلي رمان راوي است كه از ملكميان دور مانده و دغدغهاش اين است كه كجا قرار است بميرد.
وي همچنين اضافه كرد: سايه كتابها و نويسندگان معروفي چون پدروپارامو و گابريل گارسيا ماركز نيز شايد از وجوه ديگر اين رمان است كه با نگاهي دقيقتر ميتوان به آن پي برد.
رمان «روز هزار ساعت دارد» از سه بخش «اوكار»، «سرانديب» و «دساتير» تشكيل شده و سال 78 از سوي نشر «افق» به بازار آمده است. کد مطلب : 54517 |