دغدغههاي «ليوتار» فارغ از رويكردهاي پست مدرنيستي
سرپرست گروه مترجمان كتاب «داوري ليوتار» اين اثر را بيانگر دغدغههاي دروني «ژان فرانسوا ليوتار» انديشمند پستمدرن فرانسوي برشمرد و گفت: اين اثر دغدغههاي او درباره عدالت و سياست را دربرميگيرد كه نميتوان آن را داراي رويكردي كاملا پستمدرنيستي دانست.\ محمود اكسيريفرد در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين اثر را نخستين كتاب درباره ليوتار برشمرد و گفت: دلمشغوليهاي ليوتار درباره عدالت و داوري موضوع اصلي اين اثر را تشكيل ميدهند كه در عين به دست دادن نماي كلي از انديشههاي او، به صورت ويژهتري تفكراتش درباره عدالت و داوري را بيان ميكنند.
وي افزود: اين كتاب مجموعه مقالاتي درباره اين انديشمند را شامل ميشود. نخستين مقاله متعلق به او و هشت مقاله بعدي نوشته موافقان و منتقدان اوست. سر ويراستاري اين اثر را «اندرو بنجامين» عهدهدار بود.
اين مترجم «ژان فرانسوا ليوتار» را به عنوان بزرگترين نظريهپرداز پستمدرنيزم معرفي كرد و گفت: بخشي از شهرت او از بيان نظراتش در كتاب «وضعيت پستمدرن» ناشي ميشود، اما شناخته شدن اين انديشمند به عنوان متفكري پستمدرن تصويري عامهپسند از اوست.
اكسيريفرد ادامه داد: مطالعه اين كتاب سبب ميشود نگاه عميقتري به ليوتار داشته باشيم، چرا كه اين مضامين بيانگر دغدغههاي او درباره عدالت و سياستند كه نميتوان آن را داراي رويكردي كاملا پستمدرن دانست. مقالات اين اثر ميكوشند تا او را با «مدرنيزم» آشتي دهند.
وي به جايگاه پستمدرنيزم در دنياي معاصر اشاره كرد و گفت: اين نحله فكري در زمان مطرح شدنش در دهه هشتاد، به عنوان سبكي فكري به شمار ميآمد، اما به تدريج با وجود مجادلات فكري ميان انديشمندان، به فضاي انديشه راه يافت. همچنين اين مكتب از بسياري از برداشتهاي سطحي كه آن را به نسبيگرايي مطلق تقليل دادند، عميقتر است و بهگونهاي ادامه راديكال شدن سنت مدرنيزم به شمار ميآيد. دنياي ما نيز ميراثدار پستمدرنيزم است.
اكسيريفرد با تاكيد بر اين كه «مقالات اين اثر ميكوشند رابطه ليوتار با پستمدرنيزم را تبيين كنند» تصريح كرد: حتي عدهاي از نويسندگان آن اين امكان را بررسي ميكنند كه آيا ميتوان ليوتار را پستمدرن به شمار آورد يا خير، زيرا وي شكلگيري پستمدرنيزم را پيش از مدرنيزم ميداند، به باور او پستمدرنيسم آگاهي انتقادي مدرنيسم نسبت به خودش به شمار ميرود. کد مطلب : 64057 |