گزارشی از کتابهای طنز در حال انتشار سونامی طنز مکتوب در ایران
گزارشها نشان میدهد در ماههای گذشته کتابهای طنزآمیز با استقبال خوبی مواجه شدهاند. هماکنون موج جدیدی از کتابهای داستانی با محوریت طنز در راه کتابفروشیهای ایران است. گزارش ایبنا از این موج و یادداشتی از محمدعلی علومی، طنزنویس، درباره روند طنزنویسی ایران. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از بازار کتاب ایران خبر میرسد فروش داستانهای طنز در ماههای اخیر رونق قابل توجهی داشته است. گویا به همین علت چندین مجموعه جدید از کتابهای طنز زیر چاپ رفتهاند. بازار کتاب ایران به زودی موج جدیدی از کتابهای طنزآمیز را تجربه میکند.
هفت مجموعه طنزآمیز از هفت نویسنده مختلف ایرانی زیر چاپ رفته است. اکثر این نویسندگان برای اولین بار شانس خود را در طنزنویسی امتحان میکنند.
یک نفر میخواهد رییسجمهور شود؛ ۶ طنزنویس محمد رمضانی نویسنده ۴۴ ساله اهل آذربایجان، مجموعهای از داستانهای طنزآمیز خود را برای انتشار به نشر «تکا» سپرده است. این کتاب ۲۳۰ صفحهای «دست زدن ممنوع» نام دارد و اولین تلاش رمضانی در طنزنویسی برای بزرگسالان است. این نویسنده قبلا چند کتاب طنز برای کودکان و نوجوانان منتشر کرده است.
نویسنده دیگری که برای اولین بار وارد وادی طنز شده است، محمد سادات اخوی نام دارد. او پیشتر با داستانهای مذهبی و عرفانی دمخور بوده است. البته اخوی سال گذشته یک مجموعه شعر طنز با نام «بچه مثبتا» سرود تا تواناییهای طنزپردازی خود را آزموده باشد. اکنون کتاب «آخرین دفاعیات کوتولهها» از سادات اخوی توسط نشر «حوا» زیر چاپ رفته است. این کتاب کوتاه، چند داستان و یادداشت طنز از این نویسنده را در بر میگیرد.
سال گذشته نویسندهای به نام محمدرضا محمدیجرقویهای کتابی با نام «نان تو کاسبی است و بس» منتشر کرد. این کتاب که اولین تجربه نویسندگی جرقویهای بود چند داستان انتقادی طنز را در خود جای داده است. جرقویهای هماکنون دومین کتاب طنز خود را با نام «من میخواهم رییسجمهور شوم» به ناشر تحویل داده است. انتشارات «نقش نگین»، به زودی دومین کتاب طنز این نویسنده ۳۸ ساله اصفهانی را روانه بازار کتاب ایران میکند.
کاوه میرعباسی نام مترجمی است که دوستداران ادبیات پلیسی با ترجمههای او آشنایی دارند. این مترجم امروزه دیگر به ترجمه علاقهای نشان نمیدهد و به حوزه تالیف روی آورده است. اولین آثار تالیفی او نیز در ماههای گذشته منتشر شد. اما خوب است علاقهمندان به طنز بدانند که اولین کتاب طنز میرعباسی با نام «چه کردند ناموران» به زودی از سوی نشر افق به بازار کتاب ایران عرضه میشود. در این کتاب ۲۰ روایت طنزآمیز از میرعباسی جمعآوری شده است.
«طنزهای نفتی» به کوشش احمد راسخی لنگرودی، «تبسمی در خاکریز» به قلم عبدالرحیم سعیدی راد و «یه مثقال لبخند» اثر طاهره احتشامزاده، سه کتاب طنزآمیز دیگر هستند که آخرین مراحل انتشار را سپری میکنند.
وودی آلن، یک گربه و یک گوساله دریایی همیشه ترجمه از تالیف پر رونقتر است. اما این در مورد کتابهای طنز صدق نمیکند. کتابهای طنز در حال انتشار، بازی را ۷ بر ۵ به کتابهای تالیفی باختهاند.
مجموعه «عوارض جانبی» اثر وودی آلن، نویسنده و فیلمساز امریکایی با ترجمه لادن نژادحسینی، دو کتاب طنز «بازگشت گربه» و «انتقام گربه» از آثار فیلیپ گلوک، کاریکاتوریست و طنزپرداز فرانسوی با ترجمه تینوش نظمجو و «گوساله دریایی» مجموعهای از داستانهای طنز آلبرتو موراویا، نویسنده ایتالیایی، با ترجمه رضا قیصریه، چهار کتاب از مجموع پنج کتاب طنزی هستند که از زبانهای دیگر به فارسی ترجمه شدهاند.
این کتابها آخرین مراحل انتشار خود را سپری میکنند تا کتابهای ترجمه شده هم در بازار پر رونق کتابهای طنز حضور داشته باشند.
زنان طنزپرداز آلمانی پنجمین کتاب ترجمه شده با محوریت طنز، اثر یک نویسنده زن آلمانی است.
مترجمی به نام مهشید میرمعزی یک مجموعه هشت جلدی از آثار زنان طنزپرداز آلمانی را برای انتشار در ایران به فارسی ترجمه میکند. اولین کتاب از این مجموعه با نام «گاهی اوقات دوست دارم مجرد باشم» سال گذشته توسط نشر گل آقا به انتشار رسید. این کتاب توسط کریستینه نوستلینگر، نویسنده اتریشی تالیف شده است. میرمعزی دومین کتاب از این مجموعه را به ناشر سپرده است. این کتاب که «نوشتن از من، خواندن از شما» نام دارد، توسط کوردولا اشتراتمن، نویسنده و کمدین ۴۵ ساله آلمانی، به رشته تحریر در آمده است و در ۱۴۷ صفحه، توسط انتشارات نگاه به بازار کتاب ایران عرضه میشود.
در حواشی طنز
نوشتن در حوزه طنز نیازمند شناخت آن است. همانگونه که انتشار داستانهای طنز رونق گرفته است، چاپ آثار تئوریک در این باره نیز کم رونق نیست. چند ماه پیش انتشارات امیرکبیر سه کتاب پژوهشی از محمدعلی علومی روانه بازار نشر کرد. این سه کتاب به ریشهیابی طنز در آثار مولانا و سعدی میپردازند.
همچنین جلد چهارم از مجموعه «کتاب طنز» توسط نشر سوره مهر منتشر شده است. این مجموعه که توسط عبدالجواد موسوی گردآوری میشود، مقالهها و یادداشتهایی را درباره طنز فارسی در خود جای داده است.
طنز از دیدگان یک طنزنویس آیا رویکرد بازار کتاب ایران به طنز طبیعی است؟ آیا این روند با ادبیات فارسی همخوانی دارد؟ طنز چیست و چرا اینروزها به مخاطبان زیادی دست یافته است؟ از محمدعلی علومی، طنزنویس و برنده جایزه کتابسال طنز خواستیم نظراتش در جواب این سوالها را مکتوب کند. چنین نوشت:
«طنز مکاشفه جهان است از منظری رفیع. آنهنگام که در جریان سیلاب زندگی قرار گرفتهای و در اعماق آن غوطه میخوری، جهان و هرچه در آن است برایت عادی مینماید و شاید سختیهایش برایت حکم تراژدی یافته باشد. تنها اگر بتوانی نگاهت را وسعت بخشی و از خود نظارهگری بسازی که از بیرون به ماجرا مینگرد، آنگاه به مرزهای سرزمین طنز وارد شدهای. اینک هنگام آفرینش است. هنر طنزنویس در همین عروج اوست. وقتی آدمیان روزمرهگی را تکرار میکنند، طنزنویس از بندها رها میشود و از بالا به بازی نگاه میکند؛ سپس طنز خود را چون صاعقه بر میکوبد و مخاطب را با دیدگاهی جدید از زندگی تکراری روبرو میسازد. خنده تنها واکنشی موقت است برای مخاطب طنز که خود را غافلگیر شده مییابد.
طنز در ادبیات فارسی ریشهای عمیق دارد. داستانهای منظوم طنز در ادبیات کلاسیک ما بسیار رواج داشتهاند و نمونههای بسیاری را از آن میتوان در آثار نظامی، عطار، مولانا و حتی فردوسی یافت. شناختن و موشکافی این میراث کهن ما را یاری خواهد کرد تا مرعوب شیوهها و مکتبهای غربی نشویم و چنان طنز پرباری خلق کنیم که شایسته پیشینه هزاران ساله سرزمینمان باشد. مجموعهای سهگانه از نگارنده این سطور، در معرفی شیوههای طنز در سه اثر جاوان «مثنوی معنوی»، «بوستان سعدی» و «گلستان سعدی» که اخیرا به همت انتشارات امیر کبیر منتشر شدهاند، گام کوچکی است در همین راستا. میتوان با جرات ادعا کرد که طنزپردزان امروزی میتوانند با اتکا به پیشینه غنی خودمان، طنز کلاسیک را با شیوههای نوین داستان و رمان بیامیزند و اگر این فرآیند به شیوهای هنرمندانه صورت پذیرد، حاصل بسیار خوشآیند خواهد بود.
تنها یک نکته باقی است: ما هنوز طنز را جدی نگرفتهایم. «طنز داستانی» بخشی پر قابلیت از ادبیات ما است که اگر دلسوزانه و موشکافانه بهآن پرداخته شود، احیاگر شاخصهای هویت ملی و بیانگر تواناییهای خارقالعاده ادبیات فارسی خواهد بود.
روند طنز داستانی در تاریخ معاصر ادبیات فارسی را میتوان به دو بخش پیش و پس از انقلاب تقسیم کرد. پیش از انقلاب عامه مردم تفاوت طنز راستین با هزل و هجو فکاهی را درک نکرده بودند. هرچند بزرگانی چون دهخدا با بینش و شناخت وسیع از ادبیات فارسی در راه طنز میکوشیدند. اما پس از انقلاب جامعه ایران ناگهان با فضای نسبتا باز مواجه شد. ابتدا حرکتهایی در طنز داستانی صورت گرفت؛ اما تحولات خشونت باری چون جنگ، جای را برای عرصه طنز تنگ کرد.
سپس ترجمه آثاری از طنزنویسان جهان و افرادی چون مارک تواین و چخوف، تحولاتی در طنزنویسی پدید آورد که از آن جمله میتوان به برخی از آثار داستانی زنده یاد عمران صلاحی، برخی از یادداشتهای نجف دریابندری و طنز مطبوعاتی-داستانی زندهیاد کیومرث صابری اشاره کرد.
در سالهای اخیر نیز جوانان طنزنویس و تازه واردان این عرصه استعدادها و قابلیتهای امیدوارکنندهای از خود به نمایش گذاشتهاند. تنها نباید فراموش کرد که عرصه طنزنویسی معاصر ایران، عرصهای بسیار بکر است و به دشتی پر برف میماند که هرآنکس در آن گام نهد، ردپایش برجای خواهد ماند. بنابراین بر همه ما و از جمله بر نویسندگان نوجو، واجب است گامهایی حساب شده بردارند؛ مبادا که اشتباه نسلهای قبلی تکرار شود. مبادا که طنز به سیاهچاله هزل و فکاهی دچار شود و مبادا طنزهای سیاسی زودگذر و ژورنالیستی جای آثار عمیق و بدون تاریخ مصرف داستانی را بگیرد.» کد مطلب : 33637 |