پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی گزارش ادبيات

فرزان سجودی در نشست «تحليل گفتمان و ادبيات»:

  ادبیات و زبانشناسی آشتی کرده‌اند

27 بهمن 1387 ساعت 19:55
فرزان سجودي در نشست «تحليل گفتمان و ادبيات» گفت: خوشبختانه زبانشناسان واستادان ادبيات فارسي به اين نتيجه رسيده‌اند كه اين دو علم به يكديگر نياز دارند و بايد هم راستای يكديگر فعاليت كنند. امروز شاهد آشتی این دو گروه در دانشگاه‌های کشور هستیم._

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، نشست «تحليل گفتمان و ادبيات» با سخنراني آقاگلزاده و فرزان سجودي از ساعت ۱۵ امروز یکشنبه ۲۷ بهمن در سالن همايش پژوهشكده اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس برگزار شد.

در اين نشست، دكتر ابراهيم خدايار و جمعي ديگر از استادان،‌ دانشجويان و علاقمندان به زبانشناسي و اعضاي انجمن زبانشناسي ايران حضور داشتند. 

در ابتداي جلسه، ابراهيم خدايار، عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس در شروع اين نشست توضيحي در مورد تحليل گفتمان ارایه داد.

ابراهیم خدایار و تذکر نقش زلیگ هریس در تحلیل گفتمان
به اعتقاد وي،‌ تحليل گفتمان حوزه‌اي ميان رشته‌ايست كه از دهه ۶۰ میلادی به بعد پس از مطالعات زليگ هريس با استفاده از ميراث زبانشناسان پيش از خودش به بحث كشيده شد. این حوزه را به عنوان يكي از مباحث ميان‌رشته‌اي در راه تشخيص اهداف برون‌متني و درون‌متني به كار مي‌بندند. 

به گفته خدایار، هریس سه مرحله را براي تحليل گفتمان در نظر مي‌گيرد: اول متن خطابه و بلاغت كه از زمان ارسطو و به عنوان ميراث او به جاي مانده است؛ به‌ويژه توسط ايرانياني مانند سيبويه ودوم ساختارگرايي و بعد نشانه‌شناسي.

فرزان سجودی: ادبیات و زبان‌شناسی آشتی کرده‌اند
سخنران اول اين نشست فرزان سجودي،‌ دكتراي زبانشناسي از دانشگاه علاوه طباطبايي و عضو هيات علمي دانشگاه هنر بود. وی با موضوع «تحليل انتقادي گفتمان و كاربردش در مطالعه ادبيات» سخن گفت.

سجودي با اشاره به برگزاري اين نشست از سوي گروه ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس و انجمن زبانشناسي ايران اعلام كرد: از يك دهه پيش بين گروه‌هاي ادبيات فارسي عدم همكاري بي‌معني‌اي بين گروه‌هاي زبانشناسي و ادبيات فارسي وجود داشته است كه باعث تحميل خسارت‌هايي به هر دو گروه شده. خوشبختانه هم زبانشناسان و هم استادان ادبيات فارسي به اين نتيجه رسيده‌اند كه اين دو علم به يكديگر نياز دارند و بايد همراستاي يكديگر فعاليت كنند.

به اعتقاد او تحليل گفتمان و دستاوردهايي‌ كه در مطالعات ادبي وجود دارد به طور جدي وارد حوزه ادبيات شده است.

وي ادامه داد: در بسياري از موارد، «گفتمان» به اين ايده كلي اشاره دارد كه زبان داراي گفتمان‌هاي متفاوتي است و نظام معنايي‌اش در قالب‌هاي مختلفي شكل مي‌گيرد.

او به كتاب «تحليل گفتمان انتقادي» نوشته آقاگلزاده اشاره كرد و متذكر شد: هدف تحليل گفتمان و كار تحليل‌گران گفتمان اين است كه الگوهاي كلامي توليدي در بافت محتوا و چگونگي عملكرد آنها را بررسي کنند.

او ادامه داد: ما با يك رويكرد در تحليل گفتمان روبرو نيستيم. اين رويكردها بسته به اعتباري كه در جايگاه گفتمان دارد، متفاوت است. 

سجودی پيوستاري را ترسيم کرد و ادامه داد: در يك سوی این پيوستار، اعتقاد بر اين ا‌ست كه هيچ عامل غيرگفتماني وجود ندارد و تمام ساز و كارهاي اجتماعي همه ناشي از گفتمان‌ها هستند. در واقع اين گفتمان است كه نقش‌ها را تعريف مي‌كند. در اين جا گفتمان، سازنده است.

و اما در نقطه مقابل آن، ‌رويكردي كاملا ماركسيستي وجود دارد. ساز و كارهاي اقتصادي و زيربنايي، ‌به گفتمان شكل مي‌دهند. در واقع اينجا گفتمان ساخته مي‌شود. در ميان اين ديدگاه‌ها ديدگاه‌هاي مختلفي وجود دارد كه در همان پيوستار ديده مي‌شود. اين ديدگاه‌ها نسبت به دانش رويكردي انتقادي دارند.

او اضافه كرد: گفتمان‌ها ويژگي‌هاي خاص تاريخي و فرهنگي دارند. در تحليل گفتمان به دنبال قواعد جهان‌شمول نيستيم. گفتمان‌ها ويژگي‌هايي بومي و تاريخي دارن؛ چرا كه ما موجوداتي تاريخمند هستيم.

سجودي در ادامه شعري را به عنوان نمونه از كتاب «۵۳ ترانه عاشقانه» اثر شمس لنگرودی انتخاب، و آن را از اين ديدگاه تحليل كرد.

فردوس آقاگلزاده و تبیین سه لایه‌ای تحلیل گفتمان
در ادامه این نشست، فردوس آقاگلزاده عضو هيات علمي و مدير گروه زبانشناسي دانشگاه تربيت مدرس، سخنراني خود را با موضوع «معرفي الگوي تحليل گفتمان انتقادي در توصيف و تبيين متون ادبي» آغاز كرد.

او که تالیف کتاب «تحليل گفتمان انتقادي» را در كارنامه خود دارد، هم‌اکنون كتاب «زبانشناسي كاربردي» را برای انتشار به ناشر سپرده است. 

آقاگلزاده در ابتدا به اين نكته اشاره كرد كه زبانشناسي در خدمت ادبيات است و حوزه ادبيات اقيانوسي است كه در آن نمي‌توان فعاليت‌هاي هنري را در قالب زبانشناسي پروراند. ما با آنچه توليد شده از جمله شعر، داستان و ... سر و كار داريم. مي‌توان اين آثار را در قالب‌هايي ريخت و از نظر هنري و زبانشناختي ارزش‌گذاري كرد. آنگاه زبانشناس مي‌تواند با پيكره عظيمي كه در اختيار دارد به يك يا چند الگوي محدود دست یابد.

او ادامه داد: تحليل گفتمان در زمينه نقد ادبي و تعيير و تبيين متون مي‌تواند در سه زمينه وارد كار شود: سبك‌شناسي،‌ نقد ادبي، و كاربرد نظريه‌ها.

به اعتقاد او، الگوي تحليل گفتمان از سه لايه تشكيل شده است. لايه اول توصيف است كه در اين لايه با صورت زبان سر و كار داريم و وابسته به متن هستيم. اينكه ساخت‌هاي به كار رفته داراي چه ارزش‌ها و وجه‌هايي است و يا شخصیت‌های اين متن برخوردار از چه فرهنگ و دانشي هستند، در اين مرحله بررسي مي‌شود. 

وی ادامه داد: مرحله بعد، تفسير است. دراين مرحله از كاربردشناسي متن فاصله مي‌گيريم. متن وارد بافت مي‌شود و آن چه اهميت پيدا مي‌كند فرهنگ و جامعه‌اي است كه اين متن در آن وجود دارد و افراد با توجه به ديدگاه‌ها‌يي كه دارند، درك‌های مختلفي پيدا مي‌كنند.

این پژوهشگر خاطرنشان کرد: اگر اين متن را با توجه به عواملي مثل نهادي كه در آن عضو هستيد، بررسي كنيد، به تبيين متن پرداخته‌ايد. چون در این صورت از گفتمان خاص و مريوط به آن استفاده مي‌كنيد و معمولا تحت‌تاثير آن نهاد با توجه به دانش و زمينه‌اي كه داريد، هستيد. 

او تاكيد كرد: تحليل‌گر با توجه به اين‌كه خودش عضو اين جامعه است، نگاهش به متن در سیر از مرحله توصيف به تبيين، تغییر می‌کند.
 متن، خود، بخشي از گفتمان است و بر گفتمان تاثير متقابل دارد.

اين نشست با پرسش و پاسخ حاضران، در ساعت ۱۷ به پايان رسيد.

کد مطلب : 34168
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
نمایی از نشست «تحلیل گفتمان و ادبیات» در دانشگاه تربیت مدرس
نمایی از نشست «تحلیل گفتمان و ادبیات» در دانشگاه تربیت مدرس
گزارشگر : نسترن صادقی
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل