پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی يادداشت روز اجتماعی و سياسی

  محتسب و عكاس ايبنا

7 دی 1387 ساعت 6:00
خبر دستگيري و بازداشت(!) عكاس رسمي خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، توسط حراست مستقر در " نمايشگاه جامع سي سال دستآورد وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري" ، از جنس خبرهايي است كه "چرا"يي آن بسيار تامل بر انگيز است./
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)- شبانه روز، هزاران هزار خبر كوتاه و بلند،مهم و معمولي، داخلي و خارحي و نو يا كهنه در سراسر دنيا مخابره و منتشر مي شوند كه اكثر آن ها، تمام قالب هاي حرفه اي يك خبر را رعايت كرده اند.
برخي خبرها اما، در عين كوتاهي، چنان تامل بر انگيزند كه مي توان در  باره اش، چندين نقد و تحليل نوشت.
 چنين خبرهايي، به خوبي چارچوب هاي يك خبر حرفه اي را رعايت كرده اند و مخاطب يا "گيرنده پيام"، در درك " چه كسي؟"، " كجا؟"، چگونه؟" و... آن مشكلي پيدا نمي كند اما در "چرا"يي خبر، قطعا تامل فراواني خواهد كرد. اين نكته، همين پنجره اي است كه چشم و دل مخاطب را به حقايقي گسترده، رهنمون خواهد كرد.

خبر دستگيري و بازداشت(!) عكاس رسمي خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) توسط حراست مستقر در " نمايشگاه جامع سي سال دستآورد وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري"، نيز از جنس همان خبرهايي است كه "چرا"يي آن بسيار تامل بر انگيز است.

جان مايه خبر، پيچيده نيست و همان چند سطر، همه اتفاق را مي گويد:" عكاس خبرگزاري كتاب ايران، هنگام عكاسي از آخرين روز نمايشگاه يادشده، توسط فرد يا افراد منتسب به حراست نمايشگاه، بازداشت شد."
اينجاست كه "چرا"ها شروع مي شوند.
- عكاسي كه كارت معتبر دارد" چرا " گرفتار "مفتش" يا "مفتشان" مي شود؟
- نمايشگاه، علمي و تبليغي است،" چرا" عكاسي از آن - به زعم بازداشت كنندگان - به مثابه ترويج " تهاجم فرهنگي" است؟!
- "چرا" هر توضيحي از سوي عكاس، بي نتيجه است و چرا اين "گزمه" نماها، حتي حاضر به شنيدن توضيح و تاييد ماموريت عكاس از سوي سردبير خبرگزاري هم نمي شوند؟
- "چرا " حافظه دوربين عكاس پاك مي شود در حالي كه در اين نمايشگاه هيج دستآورد محرمانه اي ارايه نشده است؟
- " وقتي هنوز هيچ عكسي از اين دوربين منتشر يا توزيع نشده، "چرا" قصاص قبل از جنايت كرده و محتسبان، عكاس ايبنا را متهم مي كنند؟
- "چرا" فرد يا افراد منتسب به حراست، چنان خاطر جمعند كه " هر كاري كه دلت مي خواهد انجام بده"  را بارها و بارها در اعتراض به حق عكاس فرياد مي كنند؟
- "چرا" چنين افرادي كه بي ترديد در قسمت هاي خدمات شهري مي توانند به حال شهروندان و همشهري هايشان، بسيار مفيدترباشند، بايد شهر فرنگ "بگير و ببند" را بيندازند؟
- ”چرا" با عكاس خبرگزاري كتاب ايران كه برخلاف بسياري از خبرگزاري ها و مطبوعاتي كه حتي به فكر پوشش يك خبر از اين نمايشگاه هم نبودند، اخبار كتابي اين نمايشگاه را پوشش داد، بايد اينگونه رفتار شود كه گويا وي، از يكي از خبرگزاري هاي خارجي آمده و قصد تخريب و تشويش اذهان عمومي را دارد( البته شايد با عكاسان چنين رسانه هايي، محتسبان مهربان تر باشند!)  
- اگر اين فرد يا افراد از حراست مصلي بوده اند، چرا رفتاري چنين غيراخلاقي انجام داده اند در حالي كه انتظار از چنين افرادي، منش محجوبانه، محترمانه و دلسوزانه "خادمان" اماكن متبركه است و اگر اينان از حراست وزارت علوم، تحقيقات و فناوري بوده اند، "چرا" بايد افراد منتسب به يك وزارتخانه - كه از وزير تا ارباب رجوعش تحصيلكرده و اهل علمند- چنين غيرمتمدنانه با يكي از اصحاب رسانه برخورد كنند؟
- "چرا" براي قانوني(!) جلوه دادن اين رفتار ناپسند، حتي بعد از تخليه حافظه دوربين و تفتيش بدني با حداقل لباس، اين عكاس به كلانتري تحويل داده مي شود؟
-"چرا" عكاسي پنجاه و چند ساله كه در آستانه  "پدربزرگ"شدن است، متهم به"عكسبرداري از نمايشگاه با هدف اشاعه تهاجم فرهنگي" مي شود؟
- "چرا" ضعف احتمالي برخي از دست اندركاران نمايشگاه، از جمله همين "گزمه نما"ها- كه احتمالا همه امور جاري و ساري را رصد مي كنند و خود را نيز ذيحق مي دانند و ظاهرا از رعايت شوونات در مصلي ناتوان بوده اند، بايد مشكلات ريز و درشت رسوب كرده از دوران كودكي تا كنونشان را با آزار واذيت يك پيشكسوت عكاسي خبري، صيقل دهند؟
-"چرا " مدعيان سلامت جامعه، آنقدر به فكر سلامت عكاس پا به سن گذاشته ايبنا نبودند كه وقتي وي از اينان درخواست حداقل چند حبه قند براي جلوگيري از افت فشار خونش مي كند، اينان، قاطعانه(!) پاسخ منفي مي دهند و او تا عصر، گرسنه و تشنه مي ماند تا تحويل كلانتري مي شود؟(راستي! چند روز به محرم مانده؟)
- "چرا" وسايل حرفه اي اين عكاس، بدون ارايه رسيد در كلانتري مي ماند و او با دوكارت ضمانت(!) از سوي همكارانش، موقتا آزاد مي شود تا پنج شنبه و جمعه را در بازداشتگاه نماند؟ اين درست كه كلانتري ضابط قانوني است و بايد به خواست شاكي عمل كند،اما مگر جرم هاي واهي چقدر سنگينند؟ 
-"چرا"...

ممانعت از فعاليت دست اندركاران حوزه هاي خبري و اطلاع رساني، اتفاق جديدي نيست و در همه دنيا متداول و در مقاطع فراواني نيز قانوني ، لازم و عقلاني است. اما، "ممانعت" يك موضوع است و "بي ادبي"،"جسارت"، "عقده گشايي"،"توهين" و "برخورد غيراخلاقي" موضوعي ديگر. 

بي شك،وجود حفاظت و حراست در هر تشكيلات و سازماني، لازم و عقلاني است اما، وجود افراد كم ظرفيت كه حتي حرمت مو و محاسن سپيد يك مرد را نگه نمي دارند، چگونه مي تواند بر اعتبار قانوني و ضروري چنين سازمان هايي بيافزايد؟

ترديدي نيست كه رنگ پريدگان بزك شده به سيماي نوراني متقين، وصله هاي ناميمون و سنجاق شده به پيكره زحمتكش نيروهاي انتظامي و امنيتي اند كه به هيچ وجه، در خور ، شايسته و زيبنده پيكره خادمان نظام مقدس اسلامي و دولت عدالت محورمان نيستند؛ نظام مقدسي كه پايبندي به اصول اخلاقي و حفظ حرمت بزرگان و پيشكسوتان، از برنامه هاي آسماني، جاودانه و انسان ساز آن است. 

شايد، كمترين انتظار از دست اندركاران اين نمايشگاه، كه اخبارشان،صادقانه و حرفه اي در خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) - حتي پيش خبرهاي مرتبط - پوشش داده شد و عكاسش به پاداش دستگيري، توهين،ضبط وسايل و.. دست يافت(!)، دلجويي و عذر خواهي از فردي باشد كه از نظر سني، حتما جاي پدر يا برادر بزرگتر مامور يا ماموران منتسب به حراست نمايشگاهند.

اين انتظار و خواست، بزرگوارانه ترين گذشت و اخلاقي ترين روش بخشش خاطي، از سوي فردي است كه مورد ظلم قرارگرفته و ماجرايش، هنوز مثل "ضرب و شتم يك خبرنگار در استاديوم ورزشي توسط افراد منتسب به باشگاه پيام خراسان"، فراگير نشده است.

 اين، همان انتظاري است كه مي تواند از تبعات بعدي پيگيري قانوني و صنفي اين ماجرا جلوگيري و آن را مختومه كند. همين! 
والسلام
سردبير
کد مطلب : 31305
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
محتسب و عكاس ايبنا
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل