فرمهايي كه محتواي زندگي را ملموس ميسازند
مترجم كتاب «تفسير در علوم اجتماعي» موضوع علم جامعهشناسي را «فرمهاي جامعهزيستي» دانست و گفت: طبق نظر «زيمل» در اين كتاب، جامعهشناسي به تبيين فرمها ميپردازد و ساير علوم نيز بررسي محتواي اين فرمها را بر عهده دارند./ شهناز مسميپرست در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ياران(ايبنا)، با بيان اين كه «فلسفه و علوم اجتماعي از يكديگر تفكيكناپذيرند» اظهار داشت: گئورگ زیمل (۱ مارس ۱۸۵۸ تا ۲۸ سپتامبر ۱۹۱۸، جامعهشناس آلمانی و فیلسوف نوکانتی) در مقالاتش مباحث فلسفي و جامعهشناسانهاي را مطرح ميكند كه در برخي موارد جدا كردن مرزهاي اين دو مبحث ناممكن مينمايد، اما متفكران پس از وي متناسب با تخصصهاي جامعهشناسي يا فلسفه، به بررسي كتابهاي او از اين دو منظر پرداختند. زيمل پس از سال 1890 و نگارش اثر بزرگش در زمينه جامعهشناسي، مطالعاتش را معطوف به فلسفه كرد.
وي افزود: زيمل طبق عادت هميشگياش به بازبيني و تجديدنظر در چاپهاي بعدي آثارش ميپرداخت، موضوعي كه سبب تغيير بسياري از مطالب كتابهايش در چاپهاي بعدي ميشد. كتاب «تفسير در علوم اجتماعي» نيز دستخوش چنين تغييراتي شد و در چاپ چهارم تغييرات اساسي در آن صورت گرفت. ترجمه اين كتاب به زبان فارسي نيز از همين نسخه تغيير يافته، انجام شده است.
مسميپرست در پاسخ به اين سوال كه «آيا ميتوان فلسفه را زمينهساز شكلگيري رشتهاي علمي با عنوان جامعهشناسي برشمرد» گفت: زيمل يكي از بنيانگذاران جامعهشناسي است. پيش از وي و انديشمند همعصر او «اميل دوركيم»، رشتهاي با اين عنوان در دانشگاهها تدريس نميشد و افرادي با علايق آنان ناچار به تحصيل در رشتههاي فلسفه و تعليم و تربيت بودند. در اين ميان، زيمل براي هويت بخشيدن به رشته علوم اجتماعي، به دنبال موضوعي براي آن بود، موضوعي كه آن را از ديگر علوم شاخص كند.
وي افزود: زيمل موضوع علم جامعهشناسي را «فرمهاي جامعهزيستي» معرفي كرد. از نظر او، جامعهشناسي به تبيين اين فرمها ميپردازد و ساير علوم نيز بررسي محتواي اين فرمها را بر عهده دارند. مقدمه اين كتاب كه توسط فيلسوفي آلماني و مترجم آن به اين زبان نگاشته شده است، به طور مفصل مباحث فلسفي كتاب زيمل را بررسي كرده، به شرح فرم و محتوا از منظر وي ميپردازد.
اين مترجم ادامه داد: از نظر زيمل جامعهشناسي فرم را بررسي ميكند و ساير علوم به محتواي فرمها كه شامل مواردي نظير انگيزهها و سلايقاند، ميپردازند. فرم را ميتوان به «مقولات كانتي» تشبيه كرد و آن را الهامگرفته از آن دانست. البته اين دو متفاوت از يكديگرند، به اين معنا كه مقولات كانتي ضروري، كلي و دايمياند، اما فرمهاي زيمل اين ويژگيها را نداشته و پي در پي در حال تغييرند.
مسميپرست با بيان اين كه «فرمها در طول زمان و از درون پديد ميآيند و ممكن است از بين رفته، دچار تغيير و تحول شوند» گفت: زبان را ميتوان استعارهاي از فرم به شمار آورد، فرمي كه به فرمهاي ديگري كه زبانهاي هر يك از مللاند تقسيمپذير است، زيرا فرمها به انواع كوچكتر خود تجزيهپذيرند. هنر نيز يكي ديگر از فرمهاست كه برخي از محتواهاي زندگي را در زير شاخههاي خود نظير موسيقي، نقاشي و ادبيات را در درون خود جاي ميدهد.
وي ادامه داد: به اعتقاد زيمل، اين فرم است كه به مفاهيم بيشكل، شكل و سامان ميدهد، زيرا محتواهاي زندگي انسانها متفاوت و غيرقابل شناسايياند و اين فرم است كه آنها را ملموس ميسازد، نظير كانت كه معتقد بود شناخت به واسطه مقولات امكانپذير است.
مسميپرست به مفهوم «فاصله» به عنوان عاملي مهم در انديشههاي زيمل اشاره كرد و گفت: اين فاصله، معناي مكاني ندارد. به اعتقاد وي، علوم مختلف از فاصلههاي مختلف به موضوعات مينگرند، به اين معنا كه تصور ما از يك شيء هنگامي كه از نزديك به آن مينگريم، با زماني كه از دور به بررسي آن ميپردازيم، بسيار متفاوت است. هايدگر نيز در بخشي از انديشههايش به ويژه در مقاله «هستي و زمان» متأثر از همين بخش از تفكرات زيمل است، چرا كه وي پيش از نگارش اين مقاله به مطالعه آثار زيمل بهويژه كتاب «view of life» به معناي «ديدگاه زندگي» پرداخته، با انديشههايش آشنا بود.
وي در پاسخ به اين سوال كه «زيمل از تاريخ در مقالات فلسفياش چه برداشتي دارد؟» گفت: او تاريخ را بر اساس انديشه محورياش، به عنوان يك فرم در نظر ميگيرد. زيمل تاريخ را روايتي از گذشته ميداند كه واقعيت ندارد و نميتوان از آن درس گرفت! جايگاه تاريخ در انديشه زيمل بسيار پيچيده است كه تشريح آن در فرصتي كوتاه امكان پذير نيست.
مسميپرست ادامه داد: زيمل در صفحهاي از كتاب «نظريه اجتماعي كلاسيك» درباره اين موضوع كه چگونه ماده خام تجربه مستقيم يا بيواسطه تبديل، به ساختاري به نام تاريخ ميشود، مطالبي بيان شده است. دگرگوني مورد نظر، ريشهايتر از آن چيزي است كه در تصور فهم متعارف ميگنجد. تشريح اين نظر كه «علم تاريخ بايد تصويري آيينهاي از گذشته آنگونه كه در واقع بوده است، به دست دهد» نيازمند بسط نقدي از رئاليسم تاريخي است.
وي افزود: چنين ديدگاه و تعريفي از تاريخ، مرتكب اشتباه ميشود، زيرا نظير رئاليسم هنر ادعاي نسخهبرداري از واقعيت را دارد، بدون آگاهي از اين كه چگونه اين نسخهبرداري، محتواي واقعيت را بهتمامي تصنعي ميسازد. بنابراين تاريخ نيز يك نسخهبرداري تصنعي از گذشته است. مقاله «زمان و تاريخ» اين اثر كه داراي مفاهيمي دشوار و پيچيده است، به بسط همين نقد از تاريخ ميپردازد.
مسميپرست زيمل را نظير ساير انديشمندان طراز اول، ارايه كننده راهكار ندانست و گفت: مقالات او حالت سوالي دارند، سوالاتي كه به توضيح و كنكاش درباره مسايل ميانجامند. اساسا نميتوان مدعي ارايه راه حل در فلسفه شد، زيرا هر فيلسوف نگاه ويژه خودش را به جهان دارد و نميتوان مفهوم درست يا غلط بودن را براي انديشههاي دو فيلسوف اصيل به كار برد. آخرين مقاله اين اثر نيز درباره تاريخ فلسفه و جايگاه فيلسوف سخن ميگويد.
وي جامعهشناسي را علمي كاملا كاربردي برشمرد و گفت: اين علم تنها فهرستي از نظريهپردازي نيست و شايد به دليل صورت نگرفتن پژوهشهاي كاربردي و به كار نبستن آنها در كشورمان است كه سبب شكلگيري چنين ديدگاهي شده است. تمامي پيشرفتهاي دنياي غرب معلول نظريهپردازيها و پژوهشهاي علوم انساني و جامعهشناسي است. اساسا علوم تجربي زاييده علوم انسانياند.
اين مترجم پيشرفتهاي بشر مدرن را بيشتر مديون علوم اجتماعي دانست تا فلسفه و گفت: فلسفه از گذشتههاي دور از پيش از ميلاد وجود داشته است، اما با ظهور علوم انساني و اجتماعي پس از انقلاب صنعتي و عصر روشنگري بود كه بشر از وضعيت زيستش آگاهي يافت و براي رهايي و پيشرفتش به تكاپو افتاد. البته شرايط ويژه اين دوران را نيز نبايد از نظر دور داشت، شرايطي كه به دليل دگرگونيهاي اقتصادي روابط انسانها را با چالش روبه رو ساخت و آنها را به فكر واداشت.
مسميپرست ادامه داد: بشر آن دوران، به دنبال توجيه و تبيين دگرگونيهاي عصرش بود. او به دليل نگراني از سرنوشتش در آينده، به فكر چارهجويي افتاد و به اين ترتيب مطالعات علوم اجتماعي شكل عميقتري به خود گرفت.
چاپ دوم كتاب «مقالاتي درباره تفسير در علم اجتماعي» با ترجمه شهناز مسميپرست در شمارگان 1500 نسخه، 264 صفحه و بهاي 45000 ريال از سوي شركت سهامي انتشار منتشر شد. کد مطلب : 61500 |
 |
|