پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی تحليل تاريخ و جغرافيا

  پورداوود، دانشمندي دلبسته‌ ايران و فرهنگ باستاني آن

26 آبان 1388 ساعت 17:12
استاد ابراهيم پورداوود، پژوهنده و اوستاشناس نامدار ايراني، در سحرگاه آدينه بيستم بهمن‌ماه 1264 خورشيدي در محله‌ سبزه ميدان رشت زاده شد. «گاتها»، «خرمشاه»، «پوراندخت‌نامه»،يشت‌ها»، «خرده‌اوستا»، «يسنا»، «هرمزد‌نامه»، «يادداشت‌هاي‌گات‌ها»، «ويسپرد»، «ايرانشاه»، «رساله سوشيانس»، «فرهنگ ايران باستان» و «آناهيتا» از جمله كتاب‌هاي اوست.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، استاد ابراهيم پورداوود، پژوهنده و اوستاشناس نامدار ايراني، در سحرگاه آدينه بيستم بهمن‌ماه 1264 خورشيدي در محله‌ سبزه ميدان رشت زاده شد. آموزش‌هاي ابتدايي را در مكتب‌خانه‌هاي زادگاهش، و سپس در مدرسه‌ سيد عبدالرحيم خلخالي (اديبي كه بعدها چاپ او از ديوان حافظ شهرت فراوان يافت) فراگرفت. بيست ساله بود كه همراه استادش– خلخالي– و برادرش به تهران آمد و در نزد ميرزا محمد حسين، ملقب به سلطان الفلاسفه، طب قديم را خواند و به آموختن «قانون» ابن سينا و «شرح اسباب» نفيسي سرگرم شد. در همان هنگام نيز در مدرسه‌ «آليانس» پايه‌هاي زبان فرانسه را آموخت. 

پورداوود اندكي بعد بي‌اجازه‌ پدرش، كه با رفتن او به خارج از كشور مخالف بود، از راه قم، سلطان‌آباد، كرمانشاه و بغداد، راهي بيروت شد. در آنجا در مدرسه‌ «لائيك» به فراگرفتن زبان و ادبيات فرانسه پرداخت. محمدعلي جمالزاده و مهدي ملك‌زاده ( فرزند ملك‌المتكلمين و همان كسي كه بعدها كتاب «تاريخ انقلاب مشروطيت ايران» را در چند جلد نوشت) از همدوره‌ها و همدرسان پورداوود بودند. 

جمالزاده درباره‌ ساليان اقامت در بيروت و آشنايي با پورداوود مي‌نويسد: «پورداوود در بيروت از جوانان شيك‌پوش به شمار مي‌آمد و فضل و كمالش (بخصوص در فارسي و عربي) از ما جوانان بيشتر بود. در ميهمان‌نوازي از دوستان، دست و بالش بازتر بود و هميشه با خوشرويي زياد از هم‌ميهنان جوان خود پذيرايي مي‌كرد. بسيار خوش مشرب، شوخ و شيرين سخن مي‌گفت و لطيفه‌پرداز و خندان لب بود و خنده‌ي دلپذيري داشت و با نامحرمان تلخ و نيش، ولي با دوستان رايگان و مهربان بود.» 

اقامت پورداوود در بيروت 2 سال و نيم طول كشيد. سپس از راه استانبول و طرابوزان به رشت بازگشت و پس از چند هفته در شهريور ماه 1289 از راه باكو و وين رهسپار كشور فرانسه شد تا در دانشگاه پاريس رشته‌ حقوق بخواند. آشنايي او با علامه محمد قزويني، كه در آن زمان در پاريس بسر مي‌برد، نه تنها پورداوود را با شيوه‌ تحقيقات تاريخي و ادبي آشنا كرد، بلكه زمينه‌اي فراهم آورد تا به انتشار روزنامه‌اي به نام «ايرانشهر» بپردازد و از كمك‌هاي محمد قزويني بهره‌مند شود. «ايرانشهر» 4 شماره بيشتر دوام نياورد و با آغاز جنگ جهاني اول انتشار آن براي هميشه متوقف شد؛ اما بعدها كاظم‌زاده ايرانشهر با گرفتن اجازه از پورداوود، نشريه مشهوري به همين نام چاپ و منتشر كرد. 

در ساليان جنگ، پورداوود به سياست‌هاي آلمان‌ها دلبستگي نشان داد و براي همراهي با آن‌ها و ايستادگي در برابر سياست‌هاي روس و انگليس در ايران، راهي بغداد شد و در 29 رمضان سال 1332 قمري نخستين شماره روزنامه «رستخيز» را كه خط مشي ضد انگليسي و روسي داشت، منتشر ساخت. پورداوود در مقالات تند و اشعار ميهني‌اش از ايرانيان مي‌خواست كه در برابر تجاوزات نيروهاي متفقين پايداري كنند. 

زماني طول نكشيد كه تركان عثماني از ادامه‌ انتشار «رستخيز» جلوگيري كردند. پورداوود به ناچار راهي كرمانشاه شد و انتشار روزنامه‌اش را در آن‌جا پي گرفت. جمالزاده كه خود در اين زمان در كرمانشاه به سر مي‌برد، درباره‌ «رستخيز» و فعاليت‌هاي پورداوود مي‌نويسد: «در بغداد يكي از كارهايمان علم كردن روزنامه «رستخيز» بود. سهم پورداوود در اين كار بيشتر از ديگران بود و سعي و كوشش وافري در پيشرفت اين امر انجام مي‌داد. در آن گرمايي كه مار پوست مي‌انداخت، عرق مي‌ريخت و مقاله مي‌نوشت و به چاپخانه مي‌برد و نمونه‌ها را اصلاح مي‌كرد و صدها كارهاي ديگر كه با شور و شوق فراواني انجام مي‌داد.» 

با پايان جنگ جهاني اول، پورداوود به آلمان عزيمت كرد (1295 خورشيدي) و در دانشگاه «اورلانگن» برلين به آموختن حقوق و تحصيل در اين رشته پرداخت. آشنايي پورداوود با «ژوزف ماركوارت»؛ خاور شناس نامدار آلماني، تاثيري شگرف بر او گذاشت و به او انگيزه‌ افزون‌تري داد تا به تحصيل و آموختن ادبيات و فرهنگ كهن ايران بپردازد. ماركوارت دانشمندي بود كه «گاتها» را ترجمه كرده بود و آگاهي‌هاي بي مانندي درباره‌ فرهنگ باستاني ايران و دين مزديسنايي داشت.
پورداوود در شهريور 1299 با دختري آلماني پيمان زناشويي بست. 2 سال بعد يگانه دخترش «پوراندخت» به دنيا آمد. پورداوود در اين زمان يكسره به كار تحقيقات ايران‌شناسي و دين مزدايي مي‌پرداخت و به سبب آشنايي‌اش با زبان‌هاي فرانسوي، آلماني، انگليسي و عربي، از پژوهش‌هاي استادان ايران‌شناس بهره مي‌برد. آموختن زبان و ادبيات اوستايي و پهلوي از ديگر كارهاي علمي اين ساليان اوست. 

پورداوود در سال 1303 خورشيدي (ژوئن 1924) به همراه همسر و فرزندش به ايران بازگشت و يك سال بعد به دعوت پارسيان هند راهي آن كشور شد و 2 سال و نيم در آن جا بسر برد. در اين مدت نه تنها به انتشار گزارش اوستا و ايراد سخنراني پرداخت، بلكه موفق شد در آيين مذهبي «يزشن» (آيين نماز و نيايش) كه غير زرتشتيان اجازه‌ي حضور در آن را نداشتند، شركت كند و از نزديك با شيوه‌ي نيايش و اوستاخواني آشنا شود. 

پورداوود در خرداد 1307 دوباره به اروپا بازگشت و به كار تفسير «يشت‌»ها و «خرده اوستا» پرداخت و جلد نخست «يسنا» را منتشر كرد. باز در سال 1311 به دعوت «رابيندرانات تاگور» و «دينشاه ايراني» به هند رفت و در دانشگاه «ويسو بهاراتي» به تدريس فرهنگ ايران باستان پرداخت. از سويي ديگر در هفتمين كنگره شرقي هند شركت كرد و رياست شعبه پارسي و عربي كنگره را برعهده گرفت. 

اقامت او در هند تا فروردين 1313 ادامه يافت. در اين سال از راه بمبئي راهي آلمان شد و كار گزارش اوستا را پي گرفت. اما چندي بعد دولت وقت ايران قانوني تصويب كرد كه بر اساس آن از فرستادن ارز به خارج از كشور جلوگيري مي‌شد. در نتيجه پورداوود با تاسف و اندوه از اين كه نمي‌تواند تحقيقات و پژوهش‌هاي اوستا شناسي خود را در اروپا دنبال كند، در بيست و يكم بهمن 1316 به ايران بازگشت. 

پورداوود در اين باره مي‌نويسد: «آنچه كوشيدم كه دولت خود كامه آن روز باز اجازه دهد كسانم از ايران پولي براي هزينه زندگيم بفرستند و كار خود را كه خدمتي به ميهن و اين آب و خاك بوده به انجام رسانم، سودي نداد. آري نخواستند چيزي از خودم در راه خدمت به فرهنگ در ديار ديگري به خرج زندگيم برسد. اما ميليون‌ها پول مردم را به هرزه در همه جا مي‌پاشيدند. به ناچار پس از سال‌ها اقامت در اروپا، از اين ديار رخت بربسته و در بيست و يكم بهمن 1316 به ايران رسيدم. نگفته خود پيداست كه چنين مسافرتي چه گزند بزرگي است از براي كسي كه در كار مطالعه و تاليف است.» 

پورداوود در تهران به استخدام دانشگاه درآمد و در دوره‌ دكتراي ادبيات فارسي تدريس «اوستا و فرهنگ ايران باستان» را آغاز كرد. درباره‌ شيوه گيرا و تاثيرگزار تدريس او نوشته‌اند: «در هنگام سخنراني و تدريس، شنوندگان را محسور بيان خود مي‌كرد. هنگامي كه از سرزمين پهناور ايران باستان گفت‌وگو به ميان مي‌آورد، نشانه‌هاي غرور و سرافرازي در چهره‌اش نمايان مي‌شد. برق ديدگانش صد برابر درخشان‌تر مي‌شد، گردن خود را كشيده‌تر و سر خود را بالاتر مي‌گرفت. گويي چون سيمرغ مرزهاي ايران زمين بزرگ را زير بال و پر خود داشت. گفتارش هميشه دلچسب و نوشته‌هايش نغز و دلنشين بود.» 

پورداوود در اسفندماه 1322 به همراه علي‌اصغر حكمت و رشيد ياسمي براي بار سوم به هند رفت. پس از بازگشت در 6 مهر ماه 1324 انجمن ايران‌شناسي را بنيان گزارد و به كار تحقيق و پژوهش در ادبيات مزدايي و انتشار كتاب‌هايي در اين زمينه پرداخت. يكسال بعد در آبان 1325 دانشگاه تهران شصتمين سالروز تولد او را جشن گرفت و استاد بديع‌الزمان فروزانفر، دكتر محمد معين، دكتر خانلري و دكتر صورتگر، از استادان برجسته‌ي دانشگاه، به ستايش و شرح خدمات علمي او پرداختند. اندكي بعد يادنامه‌اي در 2 جلد و به كوشش محمد معين توسط دانشگاه تهران و با همكاري انجمن زرتشتيان به پاس خدمات علمي و انتشار آثار گرانبهاي استاد پورداوود چاپ و منتشر شد. 

پورداوود در سال 1339 از طرف ايران در كنگره بيست و پنجم خاورشناسان در مسكو شركت كرد و يك سال بعد براي ايراد سخنراني رهسپار ايتاليا و انگلستان شد. در ضمن چندي بعد در كنگره‌ي بيست و ششم خاورشناسان در دهلي نو شركت كرد. در سال 1343 پس از 27 سال تدريس به افتخار بازنشستگي نائل شد. دانشگاه تهران در سال 1346 عنوان استاد ممتاز دانشگاه را به او اعطا كرد. 

در اين زمان كارهاي علمي استاد پورداوود، آوازه‌اي جهاني يافته بود و بسياري از مجامع علمي و دانشگاهي سراسر دنيا به ستايش او برخاسته بودند. در 6 بهمن 1344 نماينده پاپ به پاس خدمات انسان دوستانه‌ي پورداوود نشان «شواليه سيلوستر» را به او داد و دولت هند از ميان پژوهشگران سراسر دنيا، او را شايسته دريافت برجسته‌ترين نشان دولت هند شناخت. آكادمي جهاني هنر و علم نيز پورداوود را در 15 ژوئن 1965 به عضويت خود برگزيد. 

در بهمن 1344 هم‌ميهنان او در سازمان فروهر هشتادمين سالروز زايشش را با برپايي جشني باشكوه گرامي داشتند. پورداوود در اين سال‌هاي بازنشستگي، در خانه‌ خود سرگرم پژوهش و نگارش بود و با آنكه از اواسط سال 1345 بعلت بيماري سياتيك زمين‌گير شده بود و به ناچار از چرخ (ويلچر) استفاده مي‌كرد، لحظه‌اي از تحقيق و جست‌وجو دست نكشيد. 

در 7 آذر 1347 از سوي انجمن زرتشتيان تهران مجلس بزرگداشت استاد پورداوود برگزار شد و چندي بعد انجمن فرهنگ ايران باستان و نيز دانشگاه تهران مجالس يادبود او را برپا كردند. كتابخانه گرانبهاي استاد نيز طي قراردادي كه در زمان زندگي او بسته شده بود به كتابخانه‌ي مركزي دانشگاه تهران انتقال داده شد. 

«گاتها» (1305)، «خرمشاه (گفتارها و سخنراني‌هاي او» (1306)، «پوراندخت نامه» (1306)، «يشت‌ها» (2 ج – 1307)، «خرده اوستا» (1310)، «يسنا» (2 ج – 1312 و 1337)، «هرمزد نامه» (1331)، «يادداشت‌هاي گاتها» (1336)، «ويسپرد» (1343)، «ايرانشاه» (1925)، «رساله سوشيانس» (1927)، «فرهنگ ايران باستان» (1336)، «آناهيتا» (1343)، «زين ابزار» (1345) و... شماري از آثار پورداوود است. 

پورداوود افزون بر تحقيق درباره‌ فرهنگ ايران باستان، به شاعري نيز نامبردار بود. از او مجموعه شعري به نام «پوراندخت نامه» به جاي مانده است كه بيشتر سروده‌هاي روزگار جواني و دوره فعاليت‌هاي سياسي اوست. اما ارزش والا و كار بزرگ و پيشگامانه‌ي استاد پورداوود ترجمه‌ي اوستا به زبان فارسي است. 

جليل دوستخواه؛ از شاگردان استاد، درباره‌ اهميت گزارش پورداوود مي‌نويسد: «يكي از جنبه‌هاي مفيد و آموزنده‌ گزارش اوستاي پورداوود، توجه عميق به جهات مختلف موضوع است. او در كار خود به اين اكتفا نكرده كه در چارچوب مدارك پيش از اسلام، گزارشي از اوستا به عمل آورد و مختصر جست‌وجويي در اين باره بكند و بگذرد؛ بلكه در بسياري از ديوان‌هاي شعر و كتاب‌هاي مختلف فرهنگي و تاريخي پس از اسلام (اعم از عربي و فارسي) نيز رد پاي مسأله مورد بحث را پيدا كرده و بدين سان رشته‌هاي نهايي پيوند انديشگي فرزانگان و فرهيختگان اين سرزمين را در طي سده‌هاي متمادي، آشكار ساخته است. از همين رو دوره‌ي گزارش اوستاي پورداوود را مي‌توان يك فرهنگنامه‌ي ايراني به شمار آورد كه اعتبار پژوهشي آن از بسياري جهات محفوظ مانده است‌.» 

سرانجام استاد ابراهيم پورداوود پس از ساليان بسياري كه يكسره با آموختن و آموزاندن سپري شده بود، در سحرگاه روز 26 آبان 1347 بر اثر سكته‌ قلبي در منزلش ديده از جهان فروبست و به مينوي جاودان و بارگاه فروغ بي پايان پيوست. پيكر بي جان او را به زادگاهش بردند و در آرامگاه خانوادگي‌اش به خاك سپردند.
کد مطلب : 55200
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
زنده ياد ابراهيم پورداوود
زنده ياد ابراهيم پورداوود
خبرنگار : آناهيد خزير
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل