پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی مصاحبه ايبنا نوجوان

احوال‌پرسي

  شهلا انتظاريان: كتاب خواندن، تمرين زندگي است

6 مرداد 1389 ساعت 12:56
شهلا انتظاريان يكي از مترجمان فعال حوزه‌ي كودك و نوجوان است. براي اين‌كه بدانيم اين مترجم چطور به دنياي كتاب پا گذاشته و بسياري از كتاب‌هاي محبوب را ترجمه كرده است به سراغش رفتيم و احوالش را پرسيديم. او گرچه در حوزه‌ي كتاب بزرگسالان هم فعاليت دارد؛ اما خودش را مترجم ‌كودكان و نوجوانان مي‌داند.
ايبنا نوجوان: «شهلا انتظاريان» متولد سال 1339 و مترجم زبان انگليسي است. او كه از سال 1379 به شوراي كتاب كودك پيوسته، در نشريات كودكان و نوجوانان فعاليت داشته است: دوچرخه، سه چرخه، کیهان بچه‌ها، سلام بچه‌ها و کتاب ماه کودکان و نوجوان. 

وقتي از او مي‌پرسيم كه چطور شد وارد كار ترجمه‌ي كتاب كودك و نوجوان شديد، مي‌گويد: «من از كودكي به كتاب علاقه‌مند بودم. آشنايي و همكاري با شوراي كتاب كودك و نوجوان باعث شد تا اين علاقه بيش‌تر شود. به همين دليل هم وارد اين كار شدم. اگرچه من ترجمه‌ي كتاب براي بزرگسال هم انجام داده‌ام؛ اما خودم را مترجم ‌كودك و نوجوان مي‌دانم.»
 
سرگرمي مترجم كتاب «پرنده‌ي بي آشيان» در سنين كودكي و نوجواني كتاب خواندن بوده: «زمان ما كتاب مخصوص كودك و نوجوان خيلي كم بود، مثلاً يكي از آن‌ها كتاب «ماهي سياه كوچولو» نوشته‌ي صمد بهرنگي بود. به همين دليل بيش‌تر كتاب‌هايي كه در دوران كودكي و نوجواني خواندم در حوزه‌ي ادبيات بزرگسال و آثار كلاسيك بود.»
 
«به ياد دارم كه كتاب «وداع با اسلحه» اثر «ارنست همينگوي» را وقتي كلاس دوم دبستان بودم خواندم و چون كتاب‌هاي كمي وجود داشت، آن كتاب را تا كلاس سوم راهنمايي چندين بار ديگر خواندم! كتاب‌هاي «بالزاك» و «تولستوي» را هم دوست داشتم. شايد همين كمبود باعث شد كه هر كتابي را كه به دستم مي‌رسيد، بخوانم و بيش‌تر وقتم را صرف كتاب خواندن كنم.»
 
«با اين‌كه رشته‌ي من در دبيرستان رياضي - فيزيك بود؛ اما به خاطر علاقه‌ام سعي مي‌كردم كتاب‌‌هايي را كه در
در واقع، يكي از وظايف كار ترجمه، آشنايي با فرهنگ‌هاي مختلف است و اگر كتاب جذاب باشد بچه از اين آشنايي لذت خواهند برد
كتاب ادبيات و آيين نگارش معرفي شده بودند، بخوانم. مثلاً با كتاب «كمدي الهي» «دانته» به همين شكل آشنا شدم.»

اما الان زمانه فرق كرده است: «الان ديگر بچه‌ها، ادبيات مخصوص به خودشان را دارند و به ترجمه‌ي آثار آن‌ها هم توجه مي‌شود. اميدوارم بچه‌ها قدر اين نعمت را بدانند.»

حالا كه ديگر شهلا انتظاريان خودش مترجم كودكان و نوجوانان شده، آثار كدام نويسنده را بيش‌تر دوست دارد؟ 
ـ الان آنقدر تعداد نويسندگان و آثار كودكان و نوجوانان زياد شده است كه نمي‌توانم فقط يك نويسنده را انتخاب كنم؛ اما «ديويد آلموند» يكي از نويسندگاني است كه آثارش را دوست دارم و دو كتاب از او هم كه ترجمه كرده‌ام؛ ولي هنوز به چاپ نرسيده‌اند. البته امثال «ديويد آلموند» زياد هستند. در كل، نويسندگاني را دوست دارم كه آثارشان بيش‌تر به واقعيت نزديك و در زندگي روزمره قابل لمس باشند؛ مانند «ژانت تيلور». معمولاً سعي مي‌كنم آثار اين نويسنده‌ها را مطالعه و ترجمه كنم.»

به عنوان يك مترجم كتاب‌ها را چگونه براي ترجمه انتخاب مي‌كنيد؟ 
ـ سعي مي‌كنم كه موضوع كتاب‌ها تكراري نباشند. ضمن اين‌كه نگاه جهاني آن كتاب هم برايم مهم است. يعني به اين نكته توجه مي‌كنم كه نگاه و نظر ديگران به آن كتاب چگونه است. هم‌چنين سعي مي‌كنم كتاب‌هايي را ترجمه كنم كه هم جذاب باشند و هم صرفاً سرگرم‌كننده نباشند و بچه‌ها با خواندن آن كتاب چيزي بياموزند. 

براي ترجمه‌ي كتاب‌ها موضوع خاصي را در نظر مي‌گيريد؟
ـ نه. چون به نظر من زندگي جنبه‌هاي مختلف دارد. هيچ‌وقت دنبال موضوع خاصي نبوده‌ام؛ اما هميشه سعي مي‌كنم كتابي را كه مي‌خواهم ترجمه كنم،  چند بار بخوانم و خودم را جاي نوجوانان بگذارم و آن‌ها را درك كنم. 

يكي از موضوعاتي كه در انتخاب كتاب برايم مهم است، اين است كه كتاب براي بچه‌ها مفيد
الان ديگر بچه‌ها، ادبيات مخصوص به خودشان را دارند و به ترجمه‌ي آثار آن‌ها هم توجه مي‌شود. اميدوارم بچه‌ها قدر اين نعمت را بدانند
باشد و كمبودهايشان را پر كند. مثلاً مجموعه‌ي سه جلدي «نان‌آور» نوشته‌ي «دبورا اليس» راجع به زندگي بچه‌هاي افغانستان در زمان جنگ است. چنين كتابي براي آشنايي بچه‌هاي ما با كودكان افغاني لازم است؛ چون تصويري كه از آن‌ها در ذهن ما هست، كامل و درست نيست. ضمن اين‌كه اين كتاب جبهه‌گيري خاصي ندارد و عوارض جنگ و تأثير آن بر زندگي بچه‌ها را نشان مي‌دهد. اين رمان گرچه تلخ است؛ اما بخشي از زندگي بچه‌هاي افغاني است و لزوم توجه به حقوق كودكان را نشان مي‌دهد. شايد كتاب «نان‌آور» خيلي تلخ باشد؛ اما بچه‌هاي ما مي‌توانند با خواندن آن شناخت كامل‌تر و درست‌تري از زندگي بچه‌هاي هم‌سن خود در افغانستان داشته باشند. 

كتاب «پرنده‌ي بي‌آشيان» هم كه راجع به زندگي زنان و دختران هندي است، همين‌طور است. يعني طوري بچه‌ها را با فرهنگ آنان آشنا مي‌كند كه شايد از طريق ديگري نتوان اين كار را كرد. در واقع، يكي از وظايف كار ترجمه، آشنايي با فرهنگ‌هاي مختلف است و اگر كتاب جذاب باشد بچه از اين آشنايي لذت خواهند برد.

خانم انتظاريان! بعضي از بچه‌ها مي‌پرسند كه اصلاً چرا بايد كتاب بخوانيم؟
ـ من به اين بچه‌ها مي‌گويم كه كتاب خواندن تمرين زندگي است. آدم با كتاب مي‌تواند بخندد، گريه كند، بترسد و حتي مسائل اجتماعي را بياموزد. به علاوه، وقتي ما كتابي مي‌خوانيم، هم مي‌توانيم با شخصيت‌هاي كتاب هم‌ذات‌پنداري كنيم، هم اوقات فراغت‌مان را به شكل مفيدي سپري كرده‌ايم.

اين مترجم، از اينكه بچه‌ها اين روزها كم كتاب مي‌خوانند ناراحت است و مي‌گويد: «شايد يكي از دلايل كم‌توجهي بچه‌ها به كتاب، جذابيت تكنولوژي باشد. اين روزها اينترنت و بازي‌هاي گوناگوني كه بچه‌ها در اختيار دارند باعث مي‌شود كه بچه‌ها كم‌تر به سراغ كتاب خواندن بروند. 

با جمعيت كودك و نوجواني كه ما داريم،
كتاب خواندن تمرين زندگي است. آدم با كتاب مي‌تواند بخندد، گريه كند، بترسد و حتي مسائل اجتماعي را بياموزد. به علاوه، وقتي ما كتابي مي‌خوانيم، هم مي‌توانيم با شخصيت‌هاي كتاب هم‌ذات‌پنداري كنيم، هم اوقات فراغت‌مان را به شكل مفيدي سپري كرده‌ايم
شمارگان  1500عددي كتاب يعني خيلي از بچه‌ها از انتشار كتاب‌ها اطلاعي ندارند. مثلاً وقتي بچه‌ها به كتاب‌فروشي مي‌روند، چون از محتواي كتاب‌ها اطلاعي ندارند نمي‌توانند به‌راحتي كتاب انتخاب كنند و نهايتاً بر اساس جلد كتاب‌ها دست به انتخاب بزنند.
به نظر من صدا و سيما مي‌تواند نقش خيلي مهمي در معرفي كتاب‌ها به بچه‌ها داشته باشد و آن‌ها را به مطالعه تشويق كند. هم‌چنين ما و دست‌اندكاران حوزه‌ي كتاب كودك و نوجوان بايد از كساني كه در اين كار موفق هستند الگو و كمك بگيريم و كتاب‌ها را درست به بچه‌ها معرفي كنيم تا همه‌ي بچه‌هاي ما لذت كتاب خواندن را تجربه كنند.»

در پايان به ما بگوييد چه كتابي در دست ترجمه يا زير چاپ داريد؟
ـ كتاب‌هاي زيادي هستند. يك كتاب به نام «زنجيره‌ي دروغ» از يك نويسنده‌ي اهل آفريقاي جنوبي به نام «كلرلي بورلي» ترجمه كرده‌ام. البته جلد اول اين كتاب را خانم مليحه محمدي ترجمه كرده است. احتمالاً اين كتاب تا يكي ـ دو ماه آينده توسط نشر چشمه به چاپ برسد. 

يك مجموعه‌ي 4 جلدي علمي هم با نام‌هاي «من در برابر باد مي‌ايستم»، «من خودم را مي‌بينم»، «من خيس مي‌شوم» و «من به زمين مي‌افتم» ترجمه كرده‌‌ام كه به ترتيب در حوزه‌ي مسائل علمي مربوط به «باد»، «آيينه»، «آب» و «نيروي جاذبه‌ي زمين» نوشته شده‌اند و اين موضوعات را با زباني ساده و تصاويري جذاب به خردسالان آموزش مي‌دهند. كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان قرار است اين كتاب را چاپ كند. 

يكي ديگر از مجموعه‌هايي كه ترجمه كرده‌ام و قرار است نشر پنجره آن را چاپ كند، «خانواده‌ي عوضي» نام دارد. البته ابتدا نام آن «خانواده‌ي عجيب و غريب» بود؛ اما بعداً نام آن را تغيير داديم.
نويسنده‌‌ي استراليايي اين مجموعه‌ي طنزآلود و مصور «جكي فرنچ» است كه در كتاب خود به مسائلي مانند محيط زيست، مسائل اجتماعي و زندگي مهاجران مي‌پردازد.
 
«مادر‌بزرگ من ،گوريل است»، «پدر‌بزرگ من، اژدهاست» و «مادر من، دزد دريايي است» برخي از عنوان‌هاي اين مجموعه‌اند.
کد مطلب : 76603
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
شهلا انتظاريان: كتاب خواندن، تمرين زندگي است
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل