سيد جمالالدين، مصلح بزرگ اسلامي-ايراني
كتاب «سيد جمالالدين اسدآبادي؛ مصلحي متفكر و سياستمدار» نوشته احمد موثقي از سوي موسسه بوستان كتاب تجديد چاپ شد. اين اثر، شرح حال و افكار يكي از برجستهترين شخصيتهاي تاريخ اسلام، مصلح و بيدارگر بزرگ دو قرن اخير است كه از او به عنوان جمال مشرق زمين، مرد عرفان و علم و سياست نام برده ميشود.\ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، سيد جمالالدين اسدآبادي، بخشي از تاريخ بسياري از كشورهاي اسلامي را تشكيل ميدهد. از آن جا كه مصلحان بزرگ و رهبران الهي براي نجات همه ملتهاي تحت ستم مسلمان و غير مسلمان به پا خاستهاند و با انگيزههاي الهي و توحيدي قيام كردهاند، حوزه فعاليتهاي آنها و ميزان تاثير آنان، زمان و مكان نميشناسد و در همه مكانها و همه نسلها، اين نداهاي برخاسته از فطرت پاك الهي و دين حنيف، باعث تحول و برانگيختگي و انقلاب شده و حركتشان جاودانه مانده است.
سيد جمال آن «غريب فيالبلدان والطريد عنالاوطان»ي بود كه در تعقيب مقاصد عالي خويش كوشيد و مذهب و مليت خود را پوشيده نگه داشت و در سراسر كشورهاي اسلامي با استعمار و استبداد مبارزه كرد و لذا رهبر و مراد همه نهضتها وملتهاي اسلامي است.
در دوراني كه سيدجمال ميزيست (1254-1314 قمري / 1837-1897 ميلادي) جهان غرب با پشت سر گذاردن انقلاب صنعتي و انقلاب فرانسه به سرعت رو به پيشرفت صنعتي و مادي و بسط جوامع سرمايهداري ميرفت و امپرياليسم و استعمار در اوج قدرت و سلطه بود به حدي كه قرن نوزدهم را قرن امپرياليسم خواندهاند و سردمداران استعمار، اروپاي غربي و به ويژه انگلستان بودند. انگلستان مهمترين صادركننده سرمايه بود، فرانسه بعد از او قرار داشت و در پايان قرن، آلمان بعد از فرانسه مقام گرفت. اروپا بر آسياي عظيم مسلط شد؛ در شمال امپراتوري آسيايي روسيه در سراسر اين قاهره تسلط يافت و در جنوب، انگلستان نيز هند را كه بزرگترين و پرارزشترين قسمتها بود، متصرف شد.
در غرب آسيا، امپراتوري عثماني در حال تجزيه بود كه آن را «مرد بيمار اروپا» ميناميدند. ايران بهطور رسمي مستقل بود، اما زير نفوذ و سلطه انگلستان و روسيه قرار داشت، اما دشمني غرب و مسيحيت با ملتهاي شرق و جهان اسلام، سابقه تاريخي داشته و از زمان جنگهاي صليبي، خصومت و كينهتوزي آنها به اسلام و مسلمانان ادامه داشته است. آنها اروپا را متمدن و غير اروپا را به نيمه متمدن و بربر و وحشي تقسيم كرده بودند. «لئو پولد فابش» در كتاب «اسلام در راههاي تفرقه» ميگويد: «در برخورد شديدي كه ميان اروپاييان متحد از يك طرف و ميان اسلام از جانب ديگر يعني جنگهاي صليبي اتفاق افتاد... حس كينه و دشمني شديدي نسبت به مسلمانان از همان زمان در روان تمدن اروپايي ريشه دواند». سيد جمالالدين هم ميگويد: «دول غربي در مورد تهاجم و ابراز دشمني نسبت به مسلمانان و ذليل كردن آنان در نظر ديگران چنين عذر و بهانه ميآورند كه ممالك اسلامي از لحاظ انحطاط و عقبماندگي به جايي رسيدهاند كه نميتوانند با اتكاي به خود قوام و ثباتي داشته باشند.»
سيد جمال در نامهاش به جوانان مصر نوشته است: «ما در كوچهها، سرمان را از خجلت نميتوانيم بلند كنيم. رجال و زعماي قوم ما دست انگليسيها را ميبوسند. اي خواننده، اگر از وضع سپاه و لشكر ما بپرسي، همين كافي است كه بگويم، ژنرال وود انگليسي رئيس كل قواي مملكت اسلامي مصر ميباشد و او را براي اضمحلال و محو كردن ما فرستادهاند. دست فرزندان مصري را در قاهره و اسكندريه از كارها كوتاه و به جاي آن افراد انگليسي گماردهاند».
نمونه ديگري از نفوذ استعمار در كشورهاي اسلامي و حق مالكيت قائل شدن آنها براي خود، برقراري حق «كاپيتولاسيون» بين انگلستان و عثماني است.
براساس مطالب كتاب، سيد جمالالدين در شعبان سال 1254 در ده اسدآباد همدان به دنيا آمد. در حدود 1264 قمري كه ابتداي سال دهم عمر او بوده به اتفاق پدرش به قزوين ميرود و به مدت دو سال به تحصيل علوم ميپردازد. در ابتداي سال 1266 قمري در تهران با آقا سيد محمدصادق طباطبايي آشنا ميشود و به دست ايشان، در سنين يازده تا دوازده سالگي، لباس روحانيت ميپوشد. در همان سال به عتبات ميرود و به حضور شيخ مرتضي انصاري ميرسد و مدت چهار سال در خدمت شيخ كه متوجه حدت و جودت ذهن وي شده بود مشغول تحصيل و استفاده علوم ميشود و حتي مخارج وي را هم او متكفل ميشود. تقريبا در آغاز هفده سالگي، سيدجمال به بوشهر و از آن به هندوستان سفر ميكند و طي اقامت يك سال و چند ماهه خود در آنجا علوم و رياضي جديد و... را فرا ميگيرد و در حدود اواخر سال 1273 قمري يا اوايل سال 1274 قمري به مكه و كربلا و نجف ميرود. ... وي حدود اواخر سال 1309 قمري يا اوايل 1310 قمري به استانبول عزيمت ميكند كه آخرين مسافرت سيد به استانبول يا سفري است كه به مرگش در سال 1314 قمري منتهي شد.
در بخشي از سخن ناشر كتاب، درباره اين مصلح بزرگ اسلامي-ايراني ميخوانيم: «افكار و شخصيت او جاودانه است، زيرا جهاني و انساني ميانديشيد؛ جهان اسلام را وطن خود ميدانست؛ هم گذشته و سنت را ميشناخت هم غرب و مدرنيته را؛ انگيزهها و نيتهاي وي الهي بود؛ در پي حق و عدل بود. مهاجري بود كه در يك مكان نميماند و در زمان نميگنجيد و فراتر از زمان و مكان ميانديشيد و بيهيچ ترسي با استبداد و استعمار ميجنگيد و در آرزوي تمدني نو، براساس انديشهها و ارزشهاي اسلامي بود.»
چاپ دوم كتاب « سيد جمالالدين اسدآبادي مصلحي متفكر و سياستمدار» در شمارگان 1200 نسخه، 188 صفحه و بهاي 36000 ريال راهي بازار نشر شد.
کد مطلب : 60574 |