در نشست ديروز كانون ادبيات مطرح شد عرضه ادبيات اقليمي در اثري هزار تكه
جواد عاطفه در نشست ديروز نقد كتاب «مسئله زنها بودند» نوشته علي صالحي، به كاربردن نوع جديدي از ادبيات اقليمي را از ويژگيهاي كتاب علي صالحي برشمرد؛ ضمن آنكه اين داستان را روايتي از ذهني مغشوش و هزارپاره عنوان كرد._ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، فرشته احمدي در نشست ديروز( دوشنبه، 4 آبان) كانون ادبيات ايران، درباره نحوه مطرح كردن فضاهاي روستايي در آثار ماندگار ادبيات داستاني گفت: با وجود آنكه خلق داستان درباره زندگيهاي روستايي سابقه طولاني دارد، نگاه نويسندگان معاصر ما به گونهاي بود كه فضاي آن داستانها را در ذهن ماندگار ميكرد و يك از دلايل آن استفاده از فرمهاي ساختارمند و حساب شده بود.
وي درباره فرمگرايي در داستان «مسئله زنها بودند» افزود: اين مجموعه از نظر فرم با داستانهاي كوتاه صالحي فاصله دارد و نوعي بيساختاري بر فضاي كتاب حاكم است كه خوشايند نيست و در تك تك فصلها ديده ميشود.
احمدي افزود: البته گاه به نظر ميرسد كه اين بيساختاري عمدي است و گاهي هم شايد از روي بياهميتي باشد. در اين حال اين سوال به ذهن متبادر ميشود كه آيا اين نوع رها شدن نويسنده به نفع او بوده يا خير... نويسنده «پري فراموشي» در ادامه با توضيحاتي درباره شخصيت زن كتاب كه «حليمه» نام دارد، گفت: از «حليمه» كه شخصيت برساخته ذهن نويسنده است، اين انتظار ميرفت كه برتر از بقيه زنها باشد و به لحاظ ساختاري همه نقصها و پراكندگيهاي ذهني نويسنده را شكل بدهد. ولي ميبينيم كه او شخصيتي موازي با زنهاي ديگر دارد. در ادامه اين نشست جواد عاطفه نيز درباره برخي اختصاصات اين كتاب و اثر داستاني پيشين صالحي، به لحاظ توجه به فضاهاي بومي و اقليمي توضيح داد: چيزي كه «لكههاي گل» را در ادبيات اقليمي ايران مشخص كرد، نگاه خاص علي صالحي بود. او فضاهاي شهري را همراه با نگاه بوميگرايش بيان ميكند و تمام تلاش او با آوردن فضاي اقليمي نشاندهنده درد آن جامعه است.
عاطفه افزود: صالحي در اين اثر قصد داشته تجربه جديدي را خلق كند كه البته تا حدودي ناموفق است. در داستان «مسئله زنها بودند» زنهاي بيشماري مطرح ميشوند؛ زنهايي كه هر كدام ذرهاي از شخصيت خودشان را در حليمه باقي ميگذارند.
اين منتقد درباره نقش و جايگاه زنان داستان توضيح داد: اينكه اين زنان قرار است چه پيامي داشته باشند، گنگ است و نويسنده در نهايت در يك برهوت گم ميشود.
نويسنده «تا مقصد ميخوابم بيدارش نكن» همچنين اضافه كرد: ويژگي اصلي كار صالحي اين است كه او زبان اقليم خود را به بهترين نحو استفاده ميكند و سعي دارد نوع جديدي از ادبيات اقليمي را عرضه كند. البته هذيانهاي ذهني وارد شده در اثر روايت مغشوش هزارپارهاي بوجود آورده؛ ضمن آنكه از شاخصههاي توصيفي قوي در اين داستان نيز نميتوان غافل ماند.
رمان «مسئله زنها بودند» اسفند سال گذشته(87) از سوي نشر «ثالث» روانه بازار كتاب شد.
کد مطلب : 53284 |