با حضور مراد فرهادپور و مرتضی کربلاییلو «پس از بابل» نقد شد
مراد فرهادپور در نشست نقد كتاب «پس از بابل» با بيان اينكه در اين كتاب نوعي مقاومت در برابر ستايش هنر براي هنر وجود دارد، گفت: هنر خطي است كه بيرون و درون را مجزا و در ساختار دروني خود ساختار بيروني جامعه را بازتوليد ميكند. مرتضي كربلاييلو نيز ذهنيت نويسنده در اين كتاب را وامدار منطق ديالكتيك دانست. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، فرهادپور، نويسنده و مترجم فلسفه، در نشست نقد كتاب «پس از بابل» نوشته شهريار وقفيپور كه عصر ديروز(دوشنبه، يكم شهريور) در دفتر انتشارات افراز برگزار شد، گفت: نظريه و تاكيد روي نظريه، با حقيقت مرتبط است و از آنجايي كه هيچ پيوند ارگانيكي با هويتهاي خاص ندارد، نميتوان پيگيري حقيقت از طريق نظريه را دگماتيسم خواند.
وي افزود: نظريه از آنجايي كه خودش شكلي از زندگي نيست، بحراني است كه اجازه نميدهد تفاوتها سر جاي خودشان باقي بمانند و در مبادلات اقتصادي و ايدئولوژيكي اوضاع اقتصادي جهان را بيان كنند.
اين نويسنده همچنين با اشاره به ذهنيت نويسنده كتاب درباره نظريه، سوالي را مطرح كرد و توضيح داد: خود نظريه طبق مقدمه، نوعي بيماري است و مقاومت در برابر آبهاي متعفن فرهنگ است و تكيه بر آن يعني مقاومت در برابر آن. بر اين اساس ميتوان گفت كه آيا اين كتاب علاوه بر تاكيد بر نظريه، توانسته است خودش نظريهپردازي كند؟
مترجم «درخت و برگ» با بيان اينكه احساس تهوع از فرهنگ مدرن، ويژگي انسان مدرن است، سخنانش ر ا درباره اين كتاب اينگونه تكميل كرد و گفت: در اين كتاب تلاش شده تا اين درد در قالب مفاهيم جستوجو شود و از اين حيث ارزشمند است و ارزش نقد را دارد.
در ادامه اين نشست خليل درمنكي نيز در ابتدا با بيان اينكه بايد ديد اين كتاب با يك نگاه توپولوژيك و جايگاهشناسي در تاريخ نقد ايران چه جايگاهي دارد، نقد نو در ايران را به چهار مرحله تقسيم كرد و گفت: دوره اول نقد نو در ايران، دوران معرفي نقد است و در دوره دوم، انطباق نظريات غرب بر آثار ايراني نمود مييابد. در دوره سوم اما، گروهي از نويسندگان و محققان درمييابند كه اين مفاهيم ناكافياند و در مرحله چهارم، اين ديدگاه كه بايد از نظريه غرب دست برداشته و به دنبال مفاهيم نوبنياد باشيم، در نقد ما شكل گرفته است.
اين منتقد افزود: اگر نقد قول و چند صدايي و چند سطحي بودن نقد ادبي ايران را قبول داشته باشيم، بايد بدانيم كه رفرنس دادن، مهم است و عدم ارجاع در متن، خود جنبه ديگري از روحيه نقد ادبي در ايران را افشا ميكند. بر اين اساس در اين كتاب نوعي خصلت غير دموكراتيك وجود دارد و نوعي نارسيسيسم در پشت آن ديده ميشود. من اميدوارم ايشان در آثار بعدي با احترام و همدلي بيشتري به موضوع فرهنگ، تاريخ و ادبيات ايران بپردازند. رضا عامري كه منتقد ديگر اين جلسه بود نيز درباره كتاب وقفيپور گفت: وقفيپور در اين كتاب ادبيات را به ادبيات قبل و بعد از بوف كور تقسيم ميكند كه ميتوان با آن موافق نبود. در اين كتاب نسبت به تاريخ و سنت بيتوجهي شده و نويسنده خوانش جديدي را از بوف كور مطرح ميكند و هنوز در ثنويت مانوي كه بزرگترين معضل بوف كوري است، حركت ميكند. مرتضي كربلاييلو نيز در اين جلسه نقد درباره اين كتاب گفت: در «پس از بابل»، منتقد نميتواند نظريه را بر اثر ادبي منطبق كند و معتقد است كه نقد نظريهپردازانه آن است كه در خودش خلاقيت داشته باشد و از سويي هم ويرانگر باشد.
اين داستاننويس در ادامه سخنانش، اين كتاب را وامدار منطق ديالكتيك دانست و گفت: در اين كتاب ذهنيت نويسنده به شدت وامدار منطق ديالكتيك است.
وي اضافه كرد: وقفيپور در اين كتاب، اثري خلاقه ارايه كرده و بوفكور نيز در خدمت كار خلاقهاي است كه او ميخواهد انجام دهد؛ البته با اين توضيح كه او در ديالكتيك اجرا شده وفادار نمانده است.
«پس از بابل» توسط انتشارات مروارید منتشر شده است.
وقفيپور در اين كتاب كه با نگاهي به بوف كور نوشته شده، رويكردي انتقادي به نقد و نظرهاي ادبي در ايران دارد و از نظريههاي بنيامين، لاكان و دولوز استفاده كرده است. کد مطلب : 79349 |