پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی خبر چاپ و نشر

گشتي در بازار بزرگ كتابفروشي در تهران

  خيابان انقلاب، گرماي تابستان، دود، ترافيك و كتاب

27 تير 1388 ساعت 10:59
افرادي که کمتر در محدوده خیابان انقلاب و بلوار کشاورز رفت و آمد دارند و دست بر قضا جزو علاقه‌مندان کتاب به حساب می‌آیند، از مراجعه مرتب به میدان همیشه شلوغ انقلاب و جست‌وجوی کتاب، چندان دل خوشی ندارند؛ اما براي آنان كه اهل كتابند و در ميان مفاهيم ذهني شان جايي هم براي كتاب باقي مانده است، هيچ لذتي بالاتر از يافتن كتابي ناياب در ميان قفسه‌هاي خاك گرفته كتابفروشي‌هاي قديمي نيست./
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)- تهران شهر اصناف است و تهرانی‌ها بهتر از هر کسی می‌دانند برای خرید اجناس مورد نظر خود به کجا مراجعه کنند. هر جنسي در تهران بورس خود را دارد. از لوازم خانگی و صوتی ـ تصویری گرفته تا رايانه و تلفن همراه، شهروندان پایتخت سراغ خیابان جمهوری، سه راه امین حضور و میرداماد را می‌گیرند.
 
تنفس در ترنم كتاب
به هر حال، تهیه آنچه ممکن است هر چند سال یک‌بار اتفاق بیفتد به از دست دادن چندین ساعت وقت عزیز و تحمل ترافیک و تنفس هوای آلوده می‌ارزد. در واقع پاتوق اصناف، کار تهرانی‌ها را راحت‌تر کرده اما صنف کتابفروش و ناشر و جماعت اهل مطالعه با این قضیه کنار نمی‌آیند. اصولاً خرید یخچال و ماشین لباسشویی کجا و خرید کتاب کجا؟! 

افرادي که کمتر در محدوده خیابان انقلاب و بلوار کشاورز رفت و آمد دارند و دست بر قضا جزو علاقه‌مندان کتاب به حساب می‌آیند، از مراجعه مرتب به میدان همیشه شلوغ انقلاب و جست‌وجوی کتاب چندان دل خوشی ندارند. در حالی که قفسه‌های مسکین کتابفروشی‌های محلی به آن‌ها دهن‌کجی می‌کنند، فهرست کتاب‌های مورد نظرشان در میان شلختگی‌های زندگی روزمره گم می‌شود و اشتیاق مطالعه در آن‌ها روز به روز ته‌نشین‌تر.
 
راسته‌ كتابفروشي‌ها
خيابان انقلاب از ابتداي آن (ميدان انقلاب) تا چهارراه فلسطين به علاوه خيابان‌ها و كوچه‌هاي جنوبي و موازي آن، مثل خيابان شهداي ژاندارمري و ... خوابگاه انبوه كتاب‌هايي است كه در انتظار توزيع توسط انتشاراتي‌ها و عرضه در كتابفروشي‌ها به سر مي برند. 
از نخستين ساعات روز، اين خيابان مملو از جمعيت جواناني است كه جلو كتابفروشي‌ها، دنبال كتاب‌هاي مورد نظرشان مي‌گردند و همين‌طور دانشجويان، استادان و مردمي كه مي‌توانند هر نوع كتابي را از اين محل تهيه كنند و به خانه ببرند. در دست هر كسي كه از كتابفروشي بيرون مي آيد، مي‌شود چند كتاب ديد و چرخ دستي هاي كوچك حمل كتاب، مدام از انتشاراتي‌هاي پشت خيابان انبوه كتاب‌ها را دسته دسته به داخل مغازه‌ها مي‌برند. اين خيابان حتي در گرم‌ترين ساعات ظهر تابستان هم مملو از جمعيت است و علاوه بر تهراني‌ها، تعداد بسيار زيادي از خريداران كتاب‌ها هم شهرستاني اند و از ديگر شهرها براي خريد كلي و جزئي كتاب به اينجا آمده‌اند.
 
يارمهربان غنوده در گرد و خاك
براي آنان كه اهل كتابند و در ميان مفاهيم ذهني شان جايي هم براي كتاب باقي مانده است، هيچ لذتي بالاتر از يافتن كتابي ناياب در ميان قفسه‌هاي خاك گرفته كتابفروشي‌هاي قديمي نيست. مي‌گويند روزگاري سعيد نفيسي در كتابخانه ملي به كتابي برخورد كه سال‌ها به جست‌وجوي ردي يا نشانه‌اي از آن، اين‌سو و آن‌سو به كند و كاو مي‌پرداخت. با ديدن كتاب در قفسه‌هاي كتابخانه ملي، چنان از خود بي‌خود مي‌شود كه حين خواندن از محوطه كتابخانه بيرون مي‌رود و با صداي نگهبانان به خود مي‌آيد! 

عطر كتاب گمشده آنقدر در مشام اهلش دلپسند و رؤيايي است كه هيچ لذتي را نمي‌توان با آن مقايسه كرد. كافي است به برق چشمان خريداران نگاه كني كه چگونه با ديدن اثر گمشده به درخشش درآمده و بي توجه به قيمت كتاب، آن را از قفسه‌ها جدا مي‌كنند و مي‌خرند. 

راسته‌اي براي عرض اندام قديمي‌ها
كتابفروشي‌هاي دست دوم اطراف ميدان انقلاب در عصري تابستاني هنوز هم پذيراي انبوه مشتاقاني اند كه از همه جاي شهر، خود را به اينجا رسانده‌اند تا كتاب بخرند. كتاب‌هاي شاد و اندوهگين، كتاب‌هاي ديني و فلسفي. شعر و قصه و ادبيات. تاريخ، تاريخ سنگين، حكايت و ضرب المثل. كسي آمده و تاريخ روم مي‌خواهد. آن يكي به دنبال نسخه گمشده خاطرات رجلي سياسي مي‌گردد كه در صفحه ۶۶ خاطراتش نحوه خيانت يكي از رجال قاجاري را در ۱۵ خط نگاشته است. يكي ديگر، در
عطر كتاب گمشده آنقدر در مشام اهلش دلپسند و رؤيايي است كه هيچ لذتي را نمي‌توان با آن مقايسه كرد. كافي است به برق چشمان خريداران نگاه كني كه چگونه با ديدن اثر گمشده به درخشش در آمده و بي توجه به قيمت كتاب، آن را از قفسه‌ها جدا مي‌كنند و مي‌خرند
به در دنبال نسخه‌اي از تاريخ طبري مي‌گردد. كتابفروشان از پير و جوان هر روز پذيراي اين جماعت آشنا و خواب‌زده‌اند كه در سبكي خاص بعد از خريد كتاب مي‌روند و در ميان جمعيت انبوه عابران پياده‌روهاي اطراف خيابان انقلاب گم مي‌شوند. راهروهاي پيچ در پيچ و مجلد‌هاي انبوه شده روي هم. بخش عمده آثاري كه در اين نقطه به فروش مي‌رسند مربوط به كتاب تاريخي است. كتاب‌هاي ادبي، ديني و فلسفي هم جايگاه خاصي دارند. فروشندگان ساختمان سه طبقه‌اي كه در ابتداي خيابان آزادي قرار دارد و تا رسيدن به خيابان جمال‌زاده تنها ۵ متر فاصله دارند، خريداران متاع كساني‌اند كه يك عمر به عشق كلمه كتاب، بر كتاب نهاده‌اند و يك جاي كار با خون دل، كتاب و كلمه را فروخته‌اند. يكي از فروشندگان در اين باره مي‌گويد: «ما كارمان همين است. كسي هم كه كتاب‌هايش را مي‌فروشد حتما مجبور بوده. بعضي‌ها مثلا مي‌خواهند به سفر بروند و نمي‌توانند كتاب‌ها را با خودشان ببرند و  بعضي‌ها هم با اين‌كه عاشق كتابند، اما به دليل كمبود جا مجبورند كتاب‌هايي را كه يك عمر گردآوري كرده‌اند بفروشند.»
بعضي‌ها كتاب‌ها را فروخته‌اند و بر فروش آن گريسته‌اند.
 
لابه‌لاي اين آثار دست به دست چرخيده، هنوز هم مي‌توان ردي از نشاني صاحبان اوليه پيدا كرد. در گوشه يكي از آن‌ها نوشته‌اند: «تقديم به برادرم. هزار ساله شوي» در يكي ديگر مهر قديمي كتابخانه شخصي خورده و در يكي ديگر، خطي خوش با جوهري قديمي نشان از خريداري خوش ذوق مي‌دهد.
 
چوب حراج بر غذاي روح
حراج كتاب‌هاي قديمي هم يكي از پررونق‌ترين بازارهاي خيابان انقلاب است كه بيشتر در اطراف ميدان و در پاساژها اتفاق مي‌افتد. اين حراجي‌ها، به‌ويژه در روزهاي تعطيل و جمعه‌ها كه كتابفروشي‌ها تعطيلند، رونق بيشتري دارند. مجموعه شعرها، مجموعه داستان‌ها، رمان‌هاي قديمي، كتاب‌هاي پزشكي و ... در اين حراجي‌ها با قيمت ارزان به‌فروش مي‌رسند. در اين حراجي‌ها، كتاب‌ها براساس قيمت از 200 تومان، 500 تومان، 1000 تومان و ... طبقه‌بندي شده‌اند. به عنوان مثال، تاريخ بيهقي سه جلدي با قيمت روي جلد 9000 تومان به قيمت 7000 تومان يا گزيده شاهنامه فردوسي از دكتر محمد اسلامي ندوشن با قيمت روي جلد 3500 تومان با تخفيف به قيمت 2600 تومان فروخته مي‌شوند. تعداد زيادي از نمايشنامه‌هاي چاپ شده در سال‌هاي گذشته نيز با قيمت ارزان 500 تومان فروخته مي‌شوند. بنابراين اگرچه كتاب‌هاي اين حراجي‌ها بدون مشتري‌اند، اما كتاب‌هاي خوب زيادي را هم مي‌توان در ميانشان پيدا كرد. يكي از فروشندگان اين حراجي‌ها درباره نحوه تهيه و فروش اين كتاب‌ها مي‌گويد:« اين كتاب‌ها همگي آثار ارزان قيمتي اند كه بعد از خريد كتابخانه‌هاي شخصي يا پاكسازي نمونه‌هاي قديمي انتشاراتي‌ها با قيمت بسيار مناسب در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرند.» او درباره تنوع و ميزان فروش كتاب‌هايش مي‌گويد: «تقريباً در هر هفته و دوره مختلف، تعدادي از كتاب‌هاي مربوط به حوزه‌هاي گوناناگون در اين‌جا به‌فروش مي‌رسند و از كتاب آشپزي تا شعر و رمان و كتاب‌هاي فني را مي‌توان در ميان آن‌ها پيدا كرد. معمولاً ما در طول شبانه روز بيش از 400 تا 500 جلد و بعضي وقت‌ها حتي بيشتر از اين تعداد كتاب  مي‌فروشيم.»
 
تمام طول روز چه در سرمای طاقت‌فرسای زمستان و چه گرمای کشنده تابستان، راسته کتاب‌فروشی‌های خیابان انقلاب مملو از جمعیت است. با وجود این، ایران هنوز به سرانه مطالعه در حد مطلوب و استاندارد نرسيده است. بر اساس آمار خانه کتاب در سال 1384 تعداد ناشران فعال و نیمه فعال کشور حدود 4335 بنگاه بوده است. یعنی تقریباً سه برابر تعداد کتاب فروشی‌های کل کشور. به عبارتی شاید ایران به ازاي هر فروشنده کتاب سه یا چهار تولیدکننده داشته باشد. 

بازار بزرگ كتاب ايران از نخستين ساعات روز كار خود را آغاز مي‌كند و تا آخرين ساعت‌هاي شب هم برپاست. شب شده و هر لحظه، از تعداد رهگذران خيابان انقلاب كاسته مي‌شود. كتابفروشي‌ها، كم كم تعطيل مي‌شوند، اما همچنان بر تعداد بساطي‌هاي فروش كتاب افزوده مي‌شود. هنوز هم جوانان زيادي دور و بر بساطي‌ها ايستاده‌اند و كتاب‌ها را برمي‌دارند، ورق مي‌زنند، قيمت آن را در ذهن سبك ـ سنگين مي‌كنند و ...
کد مطلب : 44761
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
خيابان انقلاب، گرماي تابستان، دود، ترافيك و كتاب
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل