نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » پرونده » پرونده

محمل پژوهش و تعامل

10 اسفند 1389 ساعت 18:59

مريم مقيمي - فرهنگ هاي اصيل، حلقه اي طلايي اتصال ملت ها به يكديگرند؛ ملت هايي كه ممكن است هريك به زباني سخن گويند و بر مسلكي، نيايش كنند. سرزمين هايي كه در روزگاران دور و نزديك، يكي بودند و گرچه از يكديگر جدا افتادند، اما بسياري از ميراث گرانبهاي فرهنگي كهن خود را حفظ كرده اند و عجيب نيست كه هرگاه در يكي از اين سرزمين ها قدم مي زني يا آثار فرهنگي و هنري آنها را تورق مي كني يا زبان شعر و انديشه شان را مي فهمي، چنان به وجد مي آيي كه گويي، فرهنگ و هنر و شعر و انديشه سرزميت را مرور كرده اي. شگفتي آور نيست وقتي كسي كه به مسلك و زبان و فرهنگي ديگر تعلق دارد، دل به بزرگ و امير انديشه و فرهنگ ديگري بدهد و نهج البلاغه را بزرگترين كتاب حكمت بداند. پژوهشگري كه در دو فرهنگ اصيل غور مي كند و به هر دو عشق مي ورزند، قافله سالار كارواني است كه راه ابريشم "صلح و دوستي" را مي پيمايد تا به منزل وحدت و همدلي بيشتر برسد. چه خوب است وقتي چنين قافله سالاري، در محمل خود، مشعل علم و پژوهش و آمار و محاسبات را حمل مي كند و مسير را آگاهانه و هشيارانه، گام به گام پيش مي رود. دكتر لينا ملكميان، پژوهشگري ارمني است كه ريشه هاي فرهنگ اصيل ايراني و ارمني را كاويده و به مرواريد صدف صداقتش دست يازيده است. پژوهشگري كه با چراغ "تدبر"، با كوله بار" تحقيق" و با "آيينه آمار"، اشتراكات فرهنگي دو ملت راخوب ديده و به نيكي نمايانده است./

خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)- دكتر لينا ملكميان، در سال 1318 در جلفاي اصفهان به دنيا آمد. در مدرسه شهربانو درس خواند و سپس تحصيلاتش را در دبيرستان بهشت‌آيين كه از دبيرستان‌هاي معروف آن زمان بود ادامه داد. ملكميان خود درباره زندگي‌اش مي‌گويد: «كلاس اول دبستان كه بودم مي‌توانستم كتاب سال سوم را به راحتي بخوانم زيرا در يك خانواده 6 فرزندي به دنيا آمدم. من فرزند چهارم آن‌ها بودم و در مورد كتاب‌هاي فرزندان قبلي كه مدرسه رفته بودند كنجكاو بوده و به خواندن آنها مي‌پرداختم. كلاس چهارم كه بودم پاورقي‌هاي سياسي و پليسي را به دقت مي‌خواندم و براي ديگران توضيح مي‌دادم. بنابراين از همان ابتدا به مطالعه و تحقيق علاقه داشتم و البته همه زندگي آموزشي و فرهنگي‌ام را مديون مادر و خاله‌ام هستم. خاله‌ام ازدواج نكرده بود و مطابق سنت آن زمان در منزل ما سكونت داشت و من تقريباً فرزند او بودم. رياضي خوب مي‌دانست و بسيار به من كمك مي‌كرد. وقتي براي ادامه تحصيل به تهران آمدم او هم با من آمد. مادرم هم درباره نظافت و درس خواندن سخت‌گير بود و به همه ما 6 فرزند رسيدگي زيادي داشت و از اين بابت خدا را شكر مي‌كنم. پدرم وضع مالي خوبي داشت و بنابراين دوران جواني راحت و خوبي داشتم. بعد از گذراندن دوره دبيرستان در اصفهان در آزمون دانشگاه آمريكايي بيروت در رشته پزشكي پذيرفته شدم، اما هر كاري كردم نتوانستم پزشكي را ادامه دهم، زيرا هميشه دوست داشتم معلم باشم. خاطره‌اي كه باعث شد به معلمي علاقه‌مند شوم قابل توجه است. خاله‌ام در امداد خيريه به روشندلان كمك مي‌كرد و گاهي من را با خودش به آنجا مي‌برد. يكي از روزهايي كه به آنجا رفته بودم معلمي كه براي بچه‌هاي روشندل داستان مي‌خواند نيامده بود، خاله‌ام از من خواست كه براي بچه‌ها كتاب داستاني را بخوانم، من با سن كمي كه داشتم به علت مطالعه زياد به خواندن كتاب تسلط داشتم. آن روز من روي پله‌اي ايستادم و شروع كردم به خواندن داستان و چون بچه بودم و صداي بچه‌گانه‌اي داشتم آنها از خواندن من بيشتر از خواندن معلم خودشان خوششان آمده بود. تكاني كه به سرشان مي‌دادند و مي‌خنديدند، در قلب من بنيان سفت و محكمي ساخت كه تصميم‌گرفتم حتماً معلم شوم و بر آن تصميم ماندم تا حالا كه معلم هستم و اميدوارم معلم از دنيا بروم. به هر حال در رشته پزشكي ادامه تحصيل ندادم و به اصفهان برگشتم و بعد از مدتي براي ادامه تحصيل در رشته مورد علاقه‌ام به تهران آمدم. آن زمان دانشسراي عالي تهران 2 مدرك ليسانس مي‌داد. يكي ليسانس تعليم و تربيت كه ليسانس يك بود و يكي هم در رشته‌هاي فرعي و من چون در دبيرستان رشته طبيعي خوانده بودم و نمي‌توانستم در رشته رياضي ادامه تحصيل بدهم و از طرفي به رياضي علاقه‌ زيادي داشتم بدون اينكه رسماً عنوان دانشجو را داشته باشم در كلاس‌هاي فرعي دانشگاه هم شركت مي‌كردم. بنابراين در كنار ليسانس تعليم و تربيت به دروسي كه به آن علاقه داشتم نيز پرداختم. بعد از آن در مؤسسه مطالعات و تحقيقات علوم اجتماعي وارد مقطع كارشناسي ارشد شدم. در دوره فوق‌ليسانس در اين مؤسسه، دموگرافي و جمعيت‌شناسي را هم همراه با جامعه‌شناسي خواندم، اما به اين دو تنها قانع نبودم و وارد رشته آمار پيشرفته شدم و موفق به كسب دانشنامه اين رشته از دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران هم موفق شدم كه آن زمان مؤسسه مطالعات تحقيقاتي اجتماعي بود. بعد، بلافاصله به عنوان حق‌التدريس در آن جا استخدام شدم اما چون فارغ‌التحصيل دانشسراي عالي بودم و بايد حتماً 5 سال در وزارت آموزش و پرورش خدمت مي‌كردم نمي‌توانستم به عنوان نيروي رسمي باشم. بعد از اتمام 5 سال خدمت در آموزش و پرورش به دانشكده علوم اجتماعي منتقل شده و تا سال 1362 در آن جا بودم. در سال 62 به آمريكا مهاجرت كردم اما نمي‌توانستم دوري از وطن را تحمل كنم و بنابراين به ايران بازگشتم. البته ابتدا همسرم با بازگشتم به ايران مخالف بود اما بعدها به ايران بازگشت و از اين بابت بسيار خوشحالم زيرا بستر خدماتي شد كه امروز مردم از آن بهره‌ورند و بيشتر پلات‌فرم‌هاي ايستگاه‌هاي متروي تهران را او ساخته است. آن زمان در رشته‌ تحصيلي من مقطع دكترا نبود. تا زمان استقلال ارمنستان يعني 1991. بعد از فروپاشي شوروي، چند سال به طور غيرمستقيم در دانشگاه دولتي ارمنستان رفت و آمد كردم تا اينكه دانشجوي دولتي آن جا شدم. در آن جا تشخيص دادند كه دانشگاه براي سطح من كم است و بنابراين به آكادمي فرهنگستان علوم رفته و درس خواندم و به جاي اينكه مدرك دكترا بگيرم كانديداي پست دكترا بودم. ارمنستان مدرك را به مسكو فرستاد اما بايد 2 سال هم در مسكو اقامت مي‌داشتم كه برايم امكانش نبود. زيرا در ارمنستان دانشجوي ترددي بودم و بالاخره از همان جا فارغ‌التحصيل شدم. در طي 6 سالي كه در آكادمي فرهنگستان علوم درس مي‌خواندم موضوع تحقيقي را انجام دادم كه هم تاريخي است و هم به رياضي مي‌پردازد. اين تحقيق براساس منطق و رياضي نوشته شده كه نتيجه آن 7 جلد كتاب به زبان فارسي و 7 جلد به زبان انگليسي است. همه زندگي‌ام را آمار و روش تحقيق درس دادم و بسيار كم به جمعيت‌شناسي پرداختم. گفتني است، هر جا كنگره رياضي و كنگره جمعيت‌شناسي بوده شركت كرده‌ام. از آفريقاي جنوبي گرفته تا اسكانديناوي و فنلاند و اروپا و ... فقط 2، 3 كشور نرفته‌ام.
زماني كه تصدي تدريس در دانشكده علوم اجتماعي با حفظ سمت معاون امور دانشجويي دانشگاه تهران را برعهده داشتم، توسط آقاي دكتر گل‌نراقي به من پيشنهاد شد كه در دانشكده دندانپزشكي مشغول به كار شوم و بنابراين آغاز مشاوره آماري‌ام در آن جا بود كه اگر اغراق نكرده باشم، تزهاي آماري بيش از 1000 پايان‌نامه دكتراي عمومي و تخصصي را انجام داده‌ام. در تزهاي آماري، پروپوزال مهم است و نيز حجم نمونه و آزمون‌ها كه من بر همه اين موارد تسلط دارم. تا حالا هم در اين دانشكده مشغول به كارم. آنچه به طور خلاصه از زندگي فرهنگي‌ام مي‌توانم بگويم اين است كه با تحصيل در مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران، عضو هيأت علمي دانشكده علوم اجتماعي و تعاون دانشگاه تهران بودم. دوره مقطع فوق ليسانس تا دكترا و رشته تعليم و تربيت رياضي و آمار و جمعيت‌شناسي و تاريخ تطبيقي را در دانشگاه ايروان ارمنستان گذراندم و الآن در سمت مشاور آمار معاونت پژوهشي دانشكده دندانپزشكي دانشگاه تهران مشغول به كارم. فعاليت‌هاي جنبي ديگري دارم كه عبارتند از مديريت واحد آمار و جمعيت دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، همكاري با دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي در تنظيم مداخل ارجاعي، استاد پروازي و همكار تحقيقاتي فرهنگستان علوم دانشگاه دولتي ايروان و دانشگاه آرياي ايروان و مشاور در سمينارهاي پايان‌نامه‌هاي فوق‌ليسانس و دكترا.
در ضمن سابق بر اين به عنوان استاد در دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن در دوره فوق ليسانس تدريس مي‌كردم و الآن راهنمايي و مشاوره برخي پايان‌نامه‌ها را در اين دانشگاه برعهده دارم.

درباره كتاب‌هايتان بگوييد.
نخستين كتابم با عنوان كاربرد نمونه‌گيري در علوم اجتماعي است. كتاب هفت جلدي دارم با عنوان «بررسي تاريخي تعاملات و تشابهات فرهنگي بين ايران و ارمنستان» كه گزيده آن در يك جلد به چاپ رسيده است.

اين كتاب به زبان فارسي است يا ارمني؟
در ارمنستان به زبان ارمني منتشر و به زبان انگليسي هم برگردان شده است. البته به زبان فارسي هم نوشته‌ام.

و بقيه؟
كتاب ديگري دارم با عنوان «كليساهاي ارامنه ايران» كه در سال 1380 در مجموعه «از ايران چه مي‌دانم» به چاپ رسيد. اين كتاب به مناسبت 1700 سال مسيحيت در ارمنستان در دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي به چاپ رسيد كه البته با همكاري مركز بين‌المللي گفت‌وگوي تمدن‌ها بود. كتاب‌هاي ديگري كه بر طبق ليست عنوان آن‌ها را در اختيارتان خواهم گذاشت.

با توجه به اين كه شما بر مسايل آماري تسلط كافي داريد، روش تحقيق و آمارگيري چقدر در كشور ما استاندارد است؟
ما از دانشكده بهداشت تبعيت مي‌كنيم و آنجا از مراكز نادري است كه با برنامه سالانه‌اش را با WHO تنظيم مي‌كند. در همه جا براي آزمايش‌ها از spss استفاده مي‌كنند و كارمان بسيار علمي است. مثلاً در نوشتن يك پايان‌نامه دكترا كه مهمترين بخش آن تهيه پروپوزال است، دقتمان بر اين است كه اين پروپوزال، علمي و بدون نقص و قابل اجرا باشد و بتواند براي مطالعات مشابه الگو قرار بگيرد.

منظورم آمار ايران نسبت به استانداردهاي جهاني است؟
خوشبختانه بسياري از كتاب‌هاي آماري به روز كه در جهان وجود دارند توسط ناشرين ايراني برگردان مي‌شوند. من يك جلد كتاب آماري از «جان هاراوي ـ john harraway» برگردان كرده‌ام و حل‌المسائل آن را درآورده‌ام كه اين كار براي نخستين بار انجام شده است؛ اين 2 كتاب‌ كه يكي متد متريال آن و كاربرد آمار در روش تحقيق است و يكي هم حل‌المسائل آن كه مدل‌سازي آمار است، در دانشگاه تهران و دانشگاه شهيد بهشتي و علامه طباطبايي كساني هستند كه فعاليتشان با آمار آميخته و در اين زمينه بسيار خوب كار مي‌كنند.

و استفاده‌هايي كه از اين فعاليت‌ها در ايران مي‌شود؟
البته آمار ايراد بزرگي كه دارد اين است كه به راحتي مي‌توان آن را تغيير داد. مثلاً در پاتالوژي نمي‌توان چيزي را زياد كرد و زماني كه از بيمار نمونه‌برداري مي‌شود، نشان مي‌دهد كه وي در چه درجه‌اي از بيماري‌ است يا اصلاً بيماري دارد يا نه. اما متأسفانه آمار را مي‌توان از پايه عوض كرد. مثلاً در سرشماري براي محاسبه رشد، به جمعيت پايه نياز داريم و همينطور جمعيت مبداء كه اگر واقعي ثبت شود و جمعيت پايه هم همين كه در دست است (زيرا نمي‌توان به آن دست زد) در اين صورت اگر جمعيت مبدأ و پايه واقعي باشد‌، رشد واقعي است، اما اگر جمعيت پايه، كم يا زياد ثبت شده باشد، ميزان و آمار رشد كم و زياد و غيرواقعي خواهد بود. و اين بسيار بد است. مخصوصاً استفاده از آمار در مسايل مربوط به جمعيت كه وقت زيادي مي‌خواهد. گاهي درباره آمار يك موضوع، مجموعه‌ها و زيرمجموعه را پيدا مي‌كنيم، اما زيرمجموعه‌ها از مجموع كمتر يا بيشتر است. اينگونه درست نيست، مثلاً خانواده‌اي داراي 6 فرزند است؛ سه پسر و سه دختر اما جاي ديگري مي‌بينيد زير مجموعه 3 پسر و 4 دختر را نشان مي‌دهد. در مسائل جمعيت مي‌شود با آمار بازي كرد و مي‌توان آمار را ساخت.

كساني كه اين كار را در ايران انجام مي‌دهند حتماً بايد دوره آكادميك را گذرانده باشند؟
بله، الآن دانشگاه شهيد بهشتي در ايران مهمترين مركزي است كه دكتراي آمار مي‌دهد و همينطور دانشگاه تربيت مدرس و اگر دكتراي آمار نداشته باشند به هيچ وجه در استخدام گروه آمار درنمي‌آيند و حتي براي ارتقاء درجه علمي مقالات تهيه شده را پرفسورهاي بزرگ جهان مي‌بينند.

بنيان‌گذار اين تحقيقات آماري در ايران چه كسي بوده است؟
دانشكده بهداشت، آن را بنيان‌گذاري كرده و افراد برجسته‌اي از نظر علمي اين كار را انجام داده‌اند و همه توسط (WHO) سازمان بهداشت جهاني يا جمعيت‌شناسان (unfp) تأييد شده‌اند، مثل دكتر حبيب‌ا... زنجاني كه از جمعيت‌شناسان طراز اول دنياست.

رشته آمار با چه رشته‌هاي ديگري مرتبط است؟
در جامعه جايي نيست كه آمار به كار نرود. حتي در امر غذا پختن وجود آمار لازم است. هيچ فعاليت علمي نيست كه در آن اطلاعات آماري وجود نداشته باشد. بنابراين در تمام علوم، جهان‌گير است.

در كشور ما چقدر به طور صحيح و كاربردي از آن استفاده مي‌شود؟
در مسائل پايه‌اي راه‌هاي علمي، دو مرحله و دو گام وجود دارد؛ يكي گامي است كه از اهداف تبعيت مي‌كند و يكي گام كاربردي است. در گامي كه از اهداف تبعيت مي‌كند 75 درصد آمارها نقش دارند ولي در گام‌ كاربردي اينگونه نيست. آمار در حقيقت سند است براي اثبات در علوم مختلف.

اين سنديت در سازمان‌ها و نهادهاي ما در استفاده از آمار چگونه است؟ آيا مورد اعتمادند؟
خير. زيرا هنوز در واحدهاي مختلف افرادي كه آمار كاربردي را بدانند، يعني آماري كه سنتز و نتيجه‌اش كاربردي باشد، نداريم. متأسفانه گاهي گزارشاتي به من مي‌رسد كه بارها گريسته‌ام. حتي اگر به آمار كاربردي آشنا هم باشند همانطور كه گفتم، آمار مي‌تواند به راحتي دستكاري شود. اگر مثلاً در فيزيك ضريب انكسار زيادتر از حد معمول شود آينه را خورد مي‌كند اما در آمار، ضريب هر چيزي را مي‌توان زياد كرد و اصلاً معلوم نمي‌شود. به عنوان مثال اگر نرخ اميد زندگي را بخواهيم حساب كنيم، نرخ اميد زندگي مدل‌سازي دارد و اگر كسي كه اين كار را مي‌كند حتي در يك گام اشتباه كند و مدل را به بزرگ‌نمايي بگيرد كه با كشورمان تطابق نداشته باشد، نرخ اميد زندگي به راحتي تغيير خواهد كرد.

بنابراين اصلاً يقيني نيست؟
خير و براي همين است كه يكي از موضوع‌هاي اساسي آمار، احتمالات است و در تمام شئون آن ديده مي‌شود. مثلاً اگر تتراسايكلين را كه يك نوع آنتي‌بيوتيك است، آزمايش كنيم و نتايج به دست آمده را با P.value مشاهده كنيم، يعني اينكه ميزان احتمال آن چقدر است، مثلاً چند درصد اشتباه دارد و اگر P.value مثلا هشتاد و سه درصد را نشان دهد، اين آزمون درست نيست و در حال حاضر ميزان احتمال هر فعاليت آماري با آن نشان داده مي‌شود.

آيا مركزي وجود دارد كه به وضعيت آمار سازمان‌ها و درصد احتمال صحيح يا غلط آن رسيدگي كند؟
اگر هم باشد من اطلاعي ندارم.

خودتان با توجه به تسلط بر موضوع آمار در ايران به اين فكر كرده‌ايد كه براي رسيدگي به اين مسأله مركزي را راه‌اندازي كنيد؟
در حيطه كار خودم وقتي در مسأله‌اي شك مي‌كنم به مسوولاني كه در اين امر دست دارند اطلاع مي‌دهم و از آنان براي رسيدگي به اين كار ياري مي‌خواهم. مثلاً نمونه‌ها در بسياري از تحقيقات، اپتي مايز يعني بهينه نيستند و اگر اين كار با همه هزينه‌اي كه براي آن انجام مي‌دهند يك مطالعه موردي دانست و در همان مورد مصداق دارد. در حالي كه اگر نمونه‌برداري بهينه باشد يعني به اندازه‌اي كه بايد نمونه در نظر گرفته شود، آن وقت است كه مي‌توانيم نتايج آن را در موارد مشابه تعميم دهيم. اصول علمي مدوني وجود دارد اما جايي كه آمار را چك كنند نمي‌شناسم.

درباره يكي از مقالات چاپ شده‌تان با عنوان "روزهاي زيارتي مسيحي" كه در IUAES به چاپ رسيده بگوييد.
در خانه هنرمندان كنگره‌‌اي برگزار شده بود و از من خواسته شد آماري را درباره روزهاي زيارتي مسيحيان تهيه و ارايه كنم و من درباره اين روزها سخنراني كردم و مقاله در IUAES به چاپ رسيده است.

در بين آثارتان موضوعي درباره ارتباط ايران و ارمنستان نوشته‌ايد. چرا اصلاً سراغ ايران و ارمنستان رفته‌ايد؟
زيرا ارمنستان از كشورهايي است كه فرهنگش در زمان اتحاد جماهير شوروي تراز اول بوده و از نظر منابع فرهنگي (كتاب و مقاله پژوهشي) بسيار قوي است. در اين باره در هفته كتاب در سراي اهل قلم در مورد مقاوله نامه‌ها و عهدنامه‌هايي كه بين ايران و ارمنستان وجود دارد سخنراني كردم. همه اين‌ها در كتابخانه ملي ارمنستان نگهداري مي‌شوند و تاريخ مقاوله و اينكه در چه سالي و در زمان چه پادشاهي و با چه مضموني و با چه كسي بسته شده و چه نتايجي داشته، همه را دسته‌بندي كرده‌ام. درباره دموگرافي اقليت‌هاي مذهبي در ايران يعني ارامنه ـ آشوري‌ها ـ يهوديان ـ زرتشتي‌ها كتابي نوشته‌ام و اين نخستين كتابي بود كه نشر دانشگاهي آن را به چاپ رسانده بود.

درباره دموگرافي اين كتاب بگوييد.
دموگرافي دو نوع است. يكي حركت در زمان و يكي حركت در مكان. حركت در زمان به تولد و مرگ و مير مي‌پردازد و حركت در مكان به مهاجرت و ازدواج. اين كتاب درباره آمار اين حركت‌هاست.

فرهنگ ايران و ارمنستان چقدر به هم شباهت دارند؟
ارمنستان داراي قدمت تاريخي و اساس و پايه تاريخي دارد، روي جلد يكي از كتاب‌هايم عكسي از معبدي از زرتشتي‌ها به نام گارني به چاپ رسيده كه متعلق به سه هزار سال پيش است. روابط ايران و ارمنستان را مي‌توان تشبيه به جز و مد دريا كرد. يك زمان ارمنستان تابع ايران بوده و زماني ديگر ايران از ارمنستان تبعيت مي‌كرده است، اين دو كشور ارتباط تاريخي بسياري با هم دارند. الآن اگر كسي در خيابان‌هاي آن جا برود كه اثري از ايراني بودن داشته باشد، مورد احترام قرار خواهد گرفت و چون مي‌دانند كه فردي ايراني است ارج و قرب خاصي برايش قائلند. در زمان اتحاد جماهير شوروي به دليل اينكه روس‌ها بسيار معامله‌گر بودند، بررسي‌هايي انجام دادند و متوجه شدند كه ارمنستان بيشترين خميرمايه را در بخش فرهنگ دارد؛ بنابراين فرهنگ را در ارمنستان گسترش دادند و در حالي كه در هر گوشه‌اي به بخشي مي‌پرداختند كه در آن زمينه آمادگي لازم را داشتند مثلاً در جايي تكنولوژي در جاي ديگر پزشكي و ... در ارمنستان فرهنگ را توسعه دادند. اين كشور جزء جمهوري‌هاي نادري بود كه در زمان كمونيست‌ها كه زبان همه جمهوري‌ها مثل قزاقستان، قرقيزستان، تركمنستان، آذربايجان و ... تغيير و زبان روسي زبان رسمي بود، زبان ارمنستان را كه زبان ارمني بود، حفظ كرد و دچار تغيير نشد. مسكو نيز براي قشر فرهنگي بورس‌هايي را در نظر مي‌گرفت و الآن عده بسياري از پروفسورهاي ارمني، تحصيل كردگان شوروي‌اند. گفتني است كه «مادراداران» كتابخانه ملي ارمنستان و كتاب‌هاي آن در خاورميانه بي‌نظير است.

با توجه به اينكه كشور ارمنستان دينشان مسيحي است و ايران از سا‌ل‌هاي بسيار دور اسلام آورده‌اند و فرهنگ ايراني آميخته با فرهنگ اسلامي است، چگونه فرهنگ اين دو كشور با هم همخواني دارند؟
در زمان كمونيست‌ها مذهب نقش اصلي را نداشت. اما ارمنستان مدتي در دوره كمونيست‌ها داراي دفتري در ايران شد. البته مدت زيادي روابط ايران و ارمنستان رونق خاصي نداشت تا زماني كه محمدرضا پهلوي با همسر دوم خودش ثريا در زمان استالين به شوروي رفت و از ارمنستان نيز ديدن كرد، قبل از آن ارتباط ايران و ارمنستان نه از نظر بازرگاني و نه از منظر ديگر قابل توجه نبود. اما بعد از دوره كمونيستي اين ارتباط بيشتر شد. فرهنگ اين دو كشور به لحاظ تاريخي به هم پيوند خورده ‌و هر دو غني بوده‌اند و اين تأثيري در ارتباط اعتقادي و ديني آنها ندارد. گذشته پربار فرهنگ هر در دو كشور آن‌ها را به هم نزديك مي‌كند.

يكي از تحقيقات شما درباره مهاجرت ارامنه ايراني به ارمنستان در سال 1946 است و كتابي را هم با همين موضوع به چاپ رسانده‌ايد، در اين باره بگوييد.
روستاهاي زيبا وخوبي در منطقه چهارمحال و بختياري وجود داشتند همچنين روستاهايي از فريدن كه در حال حاضر يكي از توابع گلپايگان است، ارمني‌نشين بودند، در اطراف اراك و آذربايجان غربي و شرقي نيز ارامنه سكونت داشتند؛ كليساي كندي هم در آنجاست. در آن زمان خليفه‌اي در نقش اسقف به خليفه‌گري جلفاي اصفهان آمد كه براي كوچ ارامنه به ارمنستان تبليغ مي‌كرد. در آن وقت حدود 27 هزار ارامنه كوچ كردند. اسناد اين مهاجرت در سفارت شوروي در ارمنستان بايگاني شدند. مطابق قوانين روسيه، هر سند محرمانه‌اي 50 سال بعد باز مي‌شود. اين قانون از زمان استالين به دليل كشتار زيادي كه انجام داده بود در شوروي برقرار شد و علت آن هم اين بود كه در مدت 50 سال افرادي كه مرتكب جرم شده بودند، زنده نمي‌ماندند و پرونده آن‌ها خود به خود بسته مي‌شد. در سال 1996 پنجاه سال اين پرونده تمام شد و بعد از 3 سال به اداره آرشيو ملي داده شد. زماني كه اين مهاجرت انجام شد، من كودك بودم و خاطرات آن در ذهنم باقي مانده و هميشه به آن فكر مي‌كنم. نخستين بار كه به ارمنستان رفتم براي همين كار بود. به مركز اداره آمار ارمنستان رفتم، اما متوجه شدم كه به مسايل امنيتي مربوط است؛ بنابراين از سفير ايران در ارمنستان به نام آقاي محمد فرهاد كليني كمك خواستم و از طريق وزارت امور خارجه ارمنستان توانستم به اين مدارك دست پيدا كنم. حدود 6 هزار دلار هزينه نسخه‌برداري پرداختم و اطلاعات مهاجران را به ايران آوردم و با نرم‌افزار spss استنتاج كردم.

كتاب‌هايي كه نوشته‌ايد در ايران بيشتر استقبال شده يا در ارمنستان؟
در ارمنستان، خصوصاً در آكادمي ايروان.

چرا؟
زيرا اهميت بسياري برايشان داشت و روابط في‌مابين را به وضوح تفسير مي‌كرد. همه هزينه‌هاي اين تحقيق را همسرم پرداخت.

ـ چرا به فكر گزيده كتاب‌هاي 7 جلدي افتاديد؟
چون انتشار اين هفت جلد مقدور نبود، بنابراين تصميم گرفتم از هفت جلد، يك كتاب برگزيده‌اي به زبان فارسي بنويسم كه مقدمه آن را سفير ايران در ارمنستان نوشته‌ و هزينه چاپ آن را نيز رايزني فرهنگي ايران پرداخته است. اين كتاب برگزيده از 7 جلد، برنده جايزه طلا در ارمنستان شد.

اهل شعر هم هستيد و اگر بله به كدام شاعر علاقه‌مند‌يد؟
اصلاً به ادبيات علاقه‌اي ندارم. البته گاهي به طور تصادفي شعر مي‌خوانم. از طرف دانشجويانم حدود 20 نوع از رباعيات خيام را هديه گرفته و همه را مي‌شناسم. با سبك‌هاي ادبي هم آشنا هستم. اما اينكه علاقه به شعر و شاعري داشته باشم، خير. اصلاً موضوعي را كه در آن رياضي نباشد دوست ندارم.

بنابراين حتماً به موضوعات فلسفي علاقه‌منديد؟
بله. فلسفه يكي از رشته‌هايي بوده كه در آن مطالعه دارم و در مقطع دكترا فلسفه 1 و 2 و 3 را امتحان دادم.

از بين فلاسفه اسلامي كدام را بيشتر دوست داريد و مطالعه مي‌كنيد؟
برخي از فلاسفه ايراني را مي‌پسندم و بزرگترين فيلسوف اسلامي را حضرت علي (ع) مي‌دانم و فكر نمي‌كنم كه در اسلام از نظر فلسفي ـ ادبي و حكمت كتابي بالاتر از نهج‌البلاغه باشد.

نهج‌البلاغه را خوانده‌ايد؟
بله. مطالبي در نهج‌البلاغه‌اند كه اگرچه به نظر فلسفي نمي‌آيند اما عمق كار و ريشه آن‌ها فلسفي‌اند. هميشه فرمايشات حضرت علي (ع) به مالك‌اشتر را در كلاس‌هايم مي‌گويم و ايشان را يك حكيم اسلامي مي‌دانم. اخيراً ترجمه فارسي نهج‌البلاغه را جناب آقاي دكتر درريز به من اهداء كرده‌اند كه مطالب آن بسيار جالب و آموزنده است. ايشان را خيلي دوست دارم. از بين فيلسوفان ايراني هم از ابوعلي‌سينا خوشم مي‌آيد.

و از فلاسفه اروپايي؟
خير. فقط فلاسفه‌اي جديدي كه داراي تحقيقات*** فلسفي‌اند. دليل آن هم اين است كه من استاد راهنما هستم و در ارايه پايان‌نامه‌هاي دانشجويي و پژوهشي نظريه‌پردازي وجود دارد. بنابراين خواندن نظرات فلاسفه برايم الزامي است.

چند سالي است كه موضعي مطرح شده كه بيشترين نقش را در آن به آمار و احتمالات مي‌دهند كه در نگاه فلسفي بسياري از فيلسوفان جديد تأثير‌گذار بوده، بنام فيزيك كوآنتوم. در اين باره مي‌دانيد؟
هنوز به طور كامل فيزيك كوآنتوم را نخوانده‌ام. دكتر شمشيري كتابي را در اين باره به من هديه داده‌اند، اما هنوز وقت خواندش را پيدا نكرده‌ام البته در اينترنت مطالبي را درباره‌اش ديده‌ام اما نه به طور كامل.

اگر از آمار و رياضي خسته شويد چه موضوع ديگري را براي مطالعه انتخاب مي‌كنيد؟
مطالب متفرقه. آن چيزي را مي‌خوانم كه مطابق زمان باشد.

بين صحبت‌هايتان گفتيد براي دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي مدخل مي‌نويسيد.
بله مدخلي از زندگي‌نامه دكتر صديقي نوشتم زيرا او استاد من بوده است و مدت 6 ماه روي تنظيم آن كار كردم. الآن قرار است درباره كليساها برايشان بنويسم. تاريخ بوجود آمدن كليساها و تغييراتشان در ايران مثلاً اينكه در 1600 سال پيش در خارك كليسا داشتيم و ساير رخ‌داده‌هاي كليسائي.

گفته‌ايد درباره شكل‌گيري جمعيتي در انتخابات هم اثري را به چاپ رسانده‌ايد. درباره‌اش بگوييد؟
اين كتاب درباره شكل‌گيري جمعيتي در انتخابات مجلس دوره ششم و پژوهش جالبي بود و در حد بهترين پژوهش شناخته شده است. آمار رأي‌دهندگان را با حوزه‌هاي انتخابي‌شان در اين كتاب آورده‌ام. اين رأي‌دهندگان در زمان محمدرضا پهلوي در دوره انتقالي، كساني كه براي نخستين بار رأي مي‌دادند و كساني كه از گذشته رأي داده بودند. براي تهيه اين كتاب، از چهار نرم‌افزار الكترونيكي استفاده كردم. 

درباره كتابتان با عنوان جمعيت بگوييد.
پژوهش مهمي درباره توسعه روستاهاي همدان در زمان جنگ تحميلي انجام شده. براي نوشتن اين كتاب در همدان تحقيق كردم. كتابي 8 جلدي است كه جلد مربوط به جمعيت آن را من نوشته‌ام.

كاري كه الآن در دست داريد چيست؟
كتابي به عنوان «روش تحقيق كيفي» در دست دارم كه در حال برگردان آن هستم و 5 بار در آمريكا تجديد چاپ شده است.

براي انتشار و چاپ آثارتان مشكلي نداريد؟
طبق وصيت همسرم هر منفعتي از چاپ اين كتاب‌ها مربوط به ارمنستان است و من حق برداشت منفعت و سود ندارم. بنابراين اطلاعي ندارم كه رايزني با ناشر چه صحبتي مي‌كند و چگونه به چاپ مي‌رسند.(در مورد كتاب برگزيده تعاملات و تشابهات فرهنگي بين ايران و ارمنستان...) 

چه كاري دوست داشتيد انجام دهيد كه انجام نداده‌ايد؟
هر كاري كه مي‌خواستم انجام داده‌ام. به كارهاي خيريه و امدادي علاقه دارم و به بچه‌هاي «محك» كمك مي‌كنم و همينطور به انجمن بيماران كليوي. هر جا كه كمكي بخواهند در حد توان كمك خواهم كرد.

اهل ورزش هم هستيد؟
بسيار زياد. دونده بوده‌ام و در المپيادهاي دانشجويي بلغارستان به من كارت بين‌المللي مادام‌العمر داور كنار را دادند. در مسابقات بسياري در كشورهاي تركيه و چين شركت كرده‌ام. 

و با موسيقي؟
بسيار دوست دارم. زماني كه بچه بودم مي‌خواستم به من اجازه دهند تا ويلون بنوازم يا هارمونيكا. مادرم هميشه بين بچه‌ها عدالت را رعايت مي‌كرد و مي‌گفت اگر براي تو وسايل موسيقي بخرم پس بچه‌هاي ديگر را چه كار كنم؟ موسيقي ايراني را در بعضي از دستگاه‌ها دوست دارم. در كتابم درباره موسيقي‌هاي ايران و غزل‌هاي خوانده شده كه در ارمنستان شهرت دارند و نيز موسيقي ارمنستان كه شهرت جهاني دارد، نوشته‌ام. بخش مهمّي از درآمد كشور ارمنستان از ساز و آواز است. بيشتر موسيقي ارمني "سايات نوا" را گوش مي‌دهم كه با ساز كمانچه همراه است. وي بين گرجستان و ايران و ارمنستان آواز مي‌خوانده. هم خواننده بوده، هم آهنگ‌سرا و هم شاعر. اشعارش با فارسي بسيار آميخته است.

با هنر و نقاشي و ... آشناييد؟
كاردست‌هاي بي‌نظيري دارم. زيرا پايه اصلي كار دستي‌‌ها رياضيات است. تمام خانه‌ام پر است از كوبلن‌ها و تابلوهاي گلدوزي. نقاشي را دوست ندارم و در كارهاي فني اگر از من امتحان بگيرند، از صفر كمتر مي‌شوم! در آشپزي هم مهارت دارم و غذا را با رعايت حفظ خواص غذايي و زيبايي آن درست مي‌كنم.

حرف آخر
حاصل عمرم سه سخن بيش نيست. خام بودم، پخته شدم، سوختم! 


فهرست كتاب‌هاي چاپ شده
1. مقدمه كتاب جمعيت به مناسبت سال جهاني جمعيت (1374)/ ترجمه
2. بررسي دموگرافي اقليت‌هاي مذهبي در ايران (اولين اثر كه پس از انقلاب در مركز نشر دانشگاهي به چاپ رسيد)/ تأليف
3. كاربرد روش‌هاي نمونه‌گيري در علوم اجتماعي/ تأليف
4. سيماي جمعيت اصفهان/تأليف
5. آمار زيستي كاربرد تحليل داده‌ها در دندانپزشكي/ ترجمه
6. كليساهاي ارامنه ايران (چاپ دوم)/ تأليف
7. درآمدي بر روش‌هاي آماري، كاربرد آمار در پژوهش (چاپ دوم)/ ترجمه
8. راهنماي تمرين‌هاي درآمدي بر روش‌هاي آماري/ تأليف
9. تعاملات و تشابهات فرهنگي ين ايران و ارمنستان در 7 جلد:
1. جلد اول:
ـ فصل اول: مقدمه، روش و اهداف تحقيق، توجيه عملياتي متغيرها.
ـ فصل دوم: چارچوب نظري ـ فرهنگ ـ تعاملات فرهنگي ـ زمينه‌هاي پيدايش روابط بين‌الملل ـ ارتباطات و رسانه ـ گفت‌وگوي تمدن‌ها. (238 صفحه)
2. جلد دوم:
ـ فصل سوم: متغيرهاي هويتي: ـ تاريخ ـ نژادـ دين ـ زبان. (221 صفحه)
3. جلد سوم:
ـ فصل چهارم: آداب و رسوم.
ـ فصل پنجم: جهانگردي. (224 صفحه)
4. جلد چهارم:
ـ فصل ششم: هنر: معماري ـ مجسمه‌سازي ـ تئاتر ـ نقاشي ـ گرافيك ـ موسيقي ـ سينما. (335 صفحه)
5. جلد پنجم:
ـ فصل هفتم: ورزش
ـ فصل هشتم: مهاجرت
ـ فصل نهم: ايثار و شهادت
ـ فصل دهم: نقش نهادهاي فرهنگي ايران و ارمنستان (202 صفحه)
6. جلد ششم:
ـ فصل يازدهم: تبادلات و تعاملات فرهنگي بين جمهوري اسلامي ايران و ارمنستان.
فصل دوازدهم: ايرانيان ارمني.
نتيجه‌گيري ـ كتابنامه ـ ضمائم. (273 صفحه)
7. جلد هفتم:
چكيده
به زبان‌هاي فارسي ـ ارمني ـ انگليسي. (117 صفحه)
جمعاً 1610 صفحه (داراي 84 تصوير رنگي و 25 جدول) مي‌باشد.

10. روابط تاريخي فرهنگي ايران و ارمنستان (چاپ ايروان)/ تأليف
11. برگزيده‌اي از تعاملات و تشابهات فرهنگي بين ايران و ارمنستان از ديرباز تاكنون/ تأليف
12. در حال حاضر ترجمه كتاب Qualitative Researching در دست ترجمه است و عنقريب چاپ خواهد شد./ ترجمه

فهرست تحقيقات كاربردي در اجراي طرح‌هاي مملكتي كه از سال 1343 تا 1381 در وزارتخانه‌هاي مختلف چاپ شده‌اند
1. بررسي وضعيت همه جانبه اردوهاي تابستاني فرزندان كارگران صنعت نفت در دو دوره
2. بررسي جمعيت شهرستان دزفول كاربردي در ساخت فرهنگسرا
3. بررسي جمعيت شهرستان تبريز و كاربردي در ساخت فرهنگسرا
4. بررسي جمعيت شهرستان رودبار كاربردي در ساخت فرهنگسرا
5. طرح مطالعاتي توسعه روستاهاي استان همدان (جمعيت و نيروي انساني)
6. بررسي جمعيت شهرستان بابل كاربردي در ساخت فرهنگسرا
7. منوگرافي كليساهاي ارامنه ايران
8. تحقيق اجتماعي ـ اقتصادي و ايجاد بانك اطلاعات رايانه‌اي در خصوص بيماران دياليزي وابسته به انجمن حمايت از بيماران كليوي
9. پژوهشي پيرامون بيماران مبتلا به سرطان (محك)
10. بررسي جمعيتي وضع موجود منطقه 7 شهر تهران زمينه‌ها و كانون‌هاي بحران‌زاي اجتماعي ـ شهري
11. مطالعه جمعيت طرح جامع كيش
12. ارزيابي دروني از دانشجويان دانشكده دندانپزشكي (در 6 جلد)
13. بررسي اجمالي آمارهاي حياتي اقليت‌هاي مذهبي در تهران
14. سيما جمعيت شهرستان قشم
15. پيش‌بيني‌هاي جمعيتي در شكل‌گيري انتخابات ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي
16. طراحي نظام حقوق و مزاياي كاركنان دولت (مطالعات ميداني)
17. خانه ملت و فرهنگ عمومي (گزارش آماري 20 ساله)
18. بررسي وضعيت بهداشتي درمانگاه‌هاي خصوصي و دولتي دندانپزشكي شهر تهران

برخي مقالات و سخنراني‌ها از سال 1370 تا 1389
1. گزارش پژوهش كودكان مبتلا به سرطان جهت who (سازمان بهداشت جهاني) به دو زبان انگليسي و فارسي/ دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي
2. بررسي اجمالي آمارهاي حياتي اقليت‌هاي مذهبي در تهران (برنده جايزه)/ فصلنامه علمي ـ پژوهشي سازمان ثبت احوال شماره 21 و 22
3. Culture and The Individual / مجموعه مقالات دانشكده شرق‌شناسي ايروان
4. بنيان‌هاي معماري ارمنستان/ مجله معماري و فرهنگ شماره 20
5. مقايسه اثر كلُر هگزيدين با انتي بيوتيك در كاهش عوارض لثه بعد از جراحي مولرسوم نهفته فك پايين (بخش آزمون‌هاي آماري) (مجله دانشكده دندانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي)
6. The Mass Repatration The Armenians from Iran in 1946 – 1974 -Some Statical Data
7. Pilignimge Days of Armenians
8. بررسي عوامل اجتماعي مؤثر بر جرم زنان زنداني/ فصلنامه علمي پژوهشي (پژوهش اجتماعي)
9. بررسي روند فعاليت‌هاي پژوهشي اساتيد و عوامل مؤثر بر آن در دانشگاه آزاد اسلامي واحد علي‌آباد كتول/ فصلنامه علمي پژوهش (پژوهش اجتماعي).