ترجمه هم علم است هم هنر
مراسم نكوداشت مترجمين برجسته علوم اجتماعي ايران كه به تجليل از باقر پرهام، محسن ثلاثي، منوچهر صبوري و عبدالحسين نيكگهر اختصاص داشت از سوي انجمن جامعهشناسي ايران روز دوشنبه 29 بهمنماه در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در ابتداي اين مراسم كه با حضور جمع كثيري از اساتيد، صاحبنظران و دانشجويان علوم اجتماعي ايران برگزار شد، دكتر معيدفر در سخناني گفت: انجمن جامعهشناسي ايران به عنوان يك نهاد علمي طي چند سال اخير تلاش بر آن داشته تا ضمن فعاليتهايي در جهت توليد و ترويج علم در حوزه علوم اجتماعي از شخصيتهاي علمي اين حوزه هم تجليل به عمل آورد.
رئيس انجمن علوم اجتماعي ايران با بيان اينكه جايگاه مترجمين علوم اجتماعي كه بيشترين خدمت را به اين حوزه فكري كردهاند تا كنون مغفول ماندهاست، اظهار داشت: يكي ازمظلوميتهايي كه مترجمان اين حوزه علمي دارند به خاطر سياستهاي غلطي است كه در حوزه علم در ايران بوجود آمده و آن پرهيز از ترجمه براي توجه بيشتر به توليد علم است. علي رغم اينكه جامعه علمي ما و حتي رسانههاي ما دائما نيازمند آثار جديد علمي هستند.
وي تأكيد كرد: بايد توجه داشت كه صرفا با تأليف آثار نميتوان به توليد علم رسيد بلكه توليد علم شرايط و لوازمي دارد كه در جامعه ما كمتر شاهد آن هستيم. گاهي برخي از آثار ترجمه تأثيري به مراتب بيشتر از مقالات و كتابهاي تأليفي دارند. بنابراين شايد در اين سالها كه تأكيد بر اهميت توليد علم و بيتوجهي به ترجمه بودهاست چندان اتفاق جديدي را در علم شاهد نبودهايم و گاه مطالبي به صورت كليشهاي توليد شده كه نتوانسته جايگاه واقعي خود را در جامعه پيدا كند.
معيدفر از ديگر دلايل برگزاري اين مراسم را ايجاد يك هويت صنفي در ميان اصحاب علوم اجتماعي عنوان كرد و گفت: تقريبا تمام كساني كه در كشورهاي توسعه يافته تحصيل كردهاند اين موضوع را تأييد ميكنند كه حتي در اين كشورها ميزان آثار ترجمه به مراتب بالاتر ار آثار تأليفي است. چرا كه مبادله علم يكي از ويژگيهاي گسترش علم از گذشته تا كنون بودهاست. بنابراين حتي اگر در توليد علم هم موفق باشيم از ترجمه بينياز نيستيم.
وي چهار مترجمي را كه در اين مراسم از آنها تجليل شد را از پركارترين و مؤثرترين افراد در حوزه علوم اجتماعي خواند و خاطرنشان كرد: ما در حوزه ترجمه اكنون كمتر كسي را داريم كه حتي يك اثر ترجمه نكرده باشد ولي معيار انتخاب انجمن براي اين مراسم كساني بودند كه به صورت حرفهاي در حوزه علوماجتماعي نقش داشتهاند.
در ادامه اين مراسم عزتالله فولادوند از صاحبنظران و مترجمين برجسته حوزه فلسفه و علوماجتماعي در سخناني ضمن تقدير از اين مترجمان اظهار داشت: اگر چه گاهي بعضي گرايشات را ميبينيم كه ترجمه را كم ارجتر از تأليف ميدانند اما به دلايل عمدهاي معتقدم چنين قضاوتي برخطاست.
وي در ادامه با اشاره به سابقه گرانقدر ترجمه در كشورمان اظهار داشت: خدمتي كه نهضت بزرگ ترجمه در خلافت عباسيان در توسعه فرهنگ در سرزمينهاي اسلامي داشت را نميتوان ناديده گرفت. آثار حكما و حتي متكلمان در دوره درخشش فرهنگ اسلامي سرشار از تأثير كساني است كه مكتوباتشان به همت مترجمين آن عصر به عربي در آمد و براي دانشمندان مسلمان قابل استفاده شد.
فولادوند با اشاره به تاريخچه فرهنگ ترجمه در ايران آشنايي ايرانيان با زبان يوناني را در دوره هخامنشي عنوان كرد و افزود: در دوره ساساني اردشير كساني را براي گردآوري كتابها به هند و روم فرستاد و بعد پسر او شاپور اين كوشش را پي گرفت و همه آن كتب را به پهلوي ترجمه كرد.
وي در ادامه با اشاره به سير تحول نهضت ترجمه در اروپا يادآور شد: پس از تعطيلي مدرسههاي فلسفي غير مسيحي در روم، اروپا تقريبا تا يك هزار سال در آنچه به اعصار تاريك معروف است فرو رفت و احياي علم و حكمت در آن قاره از اواخر قرون وسطي آغاز گشت. در دوره يك هزار ساله اعصار تاريك چنين نبود كه متفكران غربي دست به قلم نبرند ولي چون افكارشان از راه پيوند با انديشههاي ديگران كه بايد از راه ترجمه به آنها ميرسيد تامين ميشد به پس ماندگي و ناباروري محكوم شدند.
فولادوند با اشاره به بيان اينكه شكوفايي دانشها همواره از زماني حاصل شده كه دانشها از قالب تنگ محلي بيرون آمدهاند، تأكيد كرد: رسيدن به اين مقصود ميسر نيست جز از طريق دانستن چند زبان خارجي كه كه براي همه ممكن نيست و يا از طريق ترجمه. تمدني مانند تمدن ايران داراي پيشينههاي فرهنگي پر محتوايي است كه جامعهشناسان، اقتصاددانان، روانشناسان و ... بدون توجه به آنها ناكام خواهند ماند.
مترجم كتاب «خرد در سياست» در ادامه اظهار داشت: اگر در ميان ما توليد علم به 100 برابر آنچه امروز است هم برسد باز از ترجمه بينياز نخواهيم بود ولي بايد ديد ترجمه چيست؟ پاسخ ساده برگرداندن مطلبي از يك زبان به زبان ديگر است اما اين پاسخ چنانچه ميدانيم كافي و وافي نيست. امروز با ترجمههايي چه در ادبيات و چه در علوم اجتماعي مواجهيم كه گاه با استوارترين اراده نه ميتوانيم آنها را بخوانيم و نه طرحي بر آن بربنديم. واژههايي نامأنوس كه گاه به بهاي كاغذي كه روي آن چاپ ميشود هم نميارزد.
وي در پايان سخنان خود تأكيد كرد: ترجمه انتقال پيامي از يك زبان به زبان ديگر است با حفظ روح متن اصلي و ايجاد تأثيري هم عرض در خواننده زبان مقصد و اينجاست كه پاي هنر ترجمه به ميان ميآيد.
ترجمه بايد علاوه بر رعايت اصول ترجمه به روح و احساس متن اصلي وفادار بماند و آن را به خواننده مطلب القاء كند. پس ترجمه هم علم است و هم هنر.
عبدالله كوثري نيز در سخناني به سرگذشت ترجمه در ايران پرداخت و گفت: در تاريخ ايران بعد از اسلام دو نهضت عمده ترجمه داريم يكي نهضتي كه از قرن سوم آغاز ميشود و در قرن چهارم به اوج خود ميرسد و نهضت دوم كه تأثير مستقيمتري بر ما داشتهاست حركتي است كه كم و بيش از اواخر دوره قاجار آغاز ميشود يعني هم زمان با رويدادهايي كه ما را به دوران جديد ميراند. اين دوره متأسفانه دوره درخشان فرهنگي نيست. در آن مرحله گويي ايرانيان در يك خود بسندگي كاذب فرو رفته بودند و نه از جهان بيرون و نه از ميراث با ارزش خودمان خبر داشتند.
مترجم كتاب رمانتيسم با اشاره به اينكه از زمان فتحعلي شاه به اين سو ايرانيان به اين فكر افتادند كه ريشههاي تفاوت خود را با جهان بشناسند، اظهار داشت: در واقع ترجمه يكي از دريچههاي ورود ما به جهان جديد است و از ويژگيهاي آن شتابي است كه از آغاز به چشم ميخورد. غرب در قرن 19 ثمرات حركت خود را از رنسانس به بعد برداشت ميكرد. از سوي ديگر ما در آن زمان ضرورتهاي آني در ترجمه داشتيم كه بيشتر هم جنبه سياسي داشت.
كوثري يكي از مهمترين نكات تأثير ترجمه را جدا از آگاهي بخشي يا راه دادن فرهنگ غرب به ايران كه هنوز هم ادامه دارد، ايجاد يك زبان جديد در عرصه ادب ايران خواند و در اين خصوص گفت: ترجمه زبان روايت جديد را بهوجود آورد. منظور از اين زبان نگاهي است كه پشت رمان و داستان كوتاه نهفته و خاص دنياي جديد است. نگاهي كه از دن كيشوت شروع ميشود و نميتوانست قبل از رنسانس بهوجود آيد چون ارزشها و جايگاه فرد بايد فراتر ميرفت. مطلق انديشيها جاي خود را به نسبيت، ترديد و گستردگي نگاه نويسنده به انسان داد و در مجموع يك عالم جديد در ادبيات بهوجود آورد.
وي در پايان سخنانش در مجموع حركت ترجمه را در اين سالها مثبت و پر بركت عنوان كرد و با ذكر انتقاداتي گفت: يكي از ايرادهاي ترجمه اين است كه هنوز بسياري از سرچشمههاي فرهنگ را ترجمه نكردهايم. ايراد ديگر لطمههايي است كه ترجمه به زبان ما وارد كردهاست. ترجمه چيزي است كه در زبان فارسي اتفاق ميافتد و مهمترين شرط مترجم تسلط او به زبان فارسي است.
در ادامه اين مراسم دكتر محمد ميرزايي از اعضاي انجمن جامعهشناسي ايران به ذكر خصوصيات شخصيتي هر يك از مترجمين و خاطراتي از آنها پرداخت. همچنين دكتر عبدالحسين نيكگهر ، محسن ثلاثي و منوچهر صبوري هم به ذكر خاطرات و تجربههاي خود در ترجمه پرداختند. متن پيام باقر پرهام نيز كه در كاليفرنيا به سر ميبرد در اين مراسم قرائت شد. کد مطلب : 16212 |
 |
|