اقتصاد كتاب
اسماعيل همتي، نويسنده و مدرس ادبيات نمايشي: آنان كه به طور حرفهاي در چرخه اقتصادي نشر فعال هستند، نيك ميدانند كه کتاب صرف نظر از ارزشهای معنوی و تاثیر فرهنگی، آموزشی و سرگرمی آن، یک کالای فرهنگی اقتصادی محسوب می شود که در جدول برنامه هاي اقتصادي کشور، تاکنون توجه جدی به آن نشده است._ خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اسماعيل همتي، نويسنده و مدرس ادبيات نمايشي: مدتی است درباره جنبه اقتصادی کتاب به عنوان یک محصول و کالای اقتصادی فرهنگی صحبت بيشتري میشود؛ اما هنوز به يك نتيجهگيري مشخص كه مجلس و دولت محترم را برانگيزد تا يك راهكار اجرايي اقتصادي نيز برگزينند و اقتصاد نشر كتاب را به عنوان يك چرخه اقتصادي درونزا و برونزا كه ارزآور نيز ميتواند باشد به رسميت بشناسند نرسيدهايم.
اين در حالي است كه بسياري از ناشران ما با وجود شمارگان محدود كتاب در كشور، ثابت كردهاند كه توانايي انتشار كتابهاي مورد نياز جامعه را به بهترين كميت و كيفيت لازم دارند. بنابراين اميد است اين صحبت تا مرحله رفع موانع و كسب نتيجه ادامه يابد.
از ميان موانع رشد اقتصاد كتاب، به نظر اينجانب كه فعاليت اصلياش نويسندگي است، سه مانع آشكار وجود دارد:
يك؛ واقعيت این است که هر کتابی در قدمهای نخست نیاز به معرفی جدی و صمیمانه دارد. خصوصا كتابهاي چاپ اول يا آثار نویسندگان نو پا و بخصوص در ایران که آثار برجستهای توسط نویسندگان نوپا پدید آمده و هنوز هم آثار درخشانی پدید میآید که نیاز جدی به معرفی دارند.
در بسیاری از کشورها، دولتها روی نویسندگان و کتابهایشان سرمایهگذاری مادی و معنوی میان مدت و بلندمدت میكنند و حتی اگر موافق مواضع سیاسی یک نویسنده نیز نیستند براي حرکت چرخه نشر و اقتصاد نشر، کتابش را به مردم خود و جهان معرفی و تبلیغ میکنند و به قول معروف از زنده و مرده نویسندگانش برای رونق اقتصاد نشر و كشور خود بهره می برند. بنابراین پیشنهاد می کنم دولت به امور نشر کتاب توسط بخش خصوصی اهمیت بدهد و بودجه مراکز انتشارات دولتی غیر تخصصی خود را به بخش خصوصی تخصیص دهد تا آنان بتوانند قويتر از گذشته به انتشار كتابهاي مورد نياز بخشهاي گوناگون جامعه بپردازند.
دو: کتاب نیز مثل هر کالای دیگر به عرضه و تقاضا وابسته است و در صورت توجه به واقعیت آن رشد خواهد کرد. اما فراموش نکنیم که هنوز چند انتشارات غیر تخصصی دولتی هستند که جدا از نوع تقاضای مخاطبان گوناگون جامعه، فقط کتابهای دلخواه خود از نویسندگان مورد نظر را با بودجه دولتی یا با استفاده از رایانه دولت چاپ و منتشر میکنند و به مشتریهای عمده و دولتی خود در بخشهای دیگر عرضه میکنند که درصد قابل توجهي از این کتابها خوانده هم نمیشود. این عمل یعنی ایجاد اختلال در مناسبات عرضه و تقاضا. هر گاه این اختلالات در کشور طولانی شده، مخاطب به طور کلی از کتاب فاصله گرفته است. چون چندبار دنبال کتاب دلخواه خود گشته، اما چون پیدا نکرده، دیگر برای همیشه دست از جستوجوي آن كشيده است. در صورتی که شاید در میان همان گونه کتابها، آثار ارزشمندی نیز بوده و باشند، اما آنها نیز در نهایت قربانی اخلال در مناسبات عرضه و تقاضا شدهاند.
سه: واقعیت دیگر اینکه ما هنوز عضو کپیرایت نیستیم و به همین دلیل بازاری در جوامع دیگر نداریم. در حالی که توانایی اولیه برای حضور در بازارهای جهانی کتاب را چه با زبان فارسی و چه با زبانهای ترجمه داریم. دولت باید این ضرورت را دوباره بررسی کند و به نظر من شجاعانه از سود نازل ناشی از عدم عضویت که فقط تعداد محدودی از ناشرین و مترجمان از آن بهرهمند میشوند بگذرد و به پیمان جهانی کپی رایت بپیوندد تا هم ادبیات و فرهنگ ما به همه کشورهای جهان راه یابد و هم با ارزآوری حاصل از صدور کتاب و حقوق مربوط به تالیف آن، هم اقتصاد نشر کتاب ما رونق جهانی گیرد و هم نویسندگان کشور بهرهمند شوند.
کد مطلب : 80662 |
 |
|