در نشست سراي اهل قلم عنوان شد روزهداري، عاملي براي تقويت انگيزههاي فراجسمي
| 12 شهريور 1388 ساعت 12:59 |
محمود ميرسليمي در نشست «بهداشت رواني در ماه مبارك رمضان» كه عصر ديروز چهارشنبه (11 شهريور) در سراي دائمي اهل قلم برگزار شد، روزهداري را به دليل ايجاد و تقويت انگيزههاي فراجسمي در انسان و در نتيجه عاملي براي حفظ بهداشت روان معرفي كرد.\ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين نشست با حضور «محمود ميرسليمي»، «محمد قرباني» و «فضلالله خاموشي» از متخصصان روانشناسي برگزار شد، مير سليمي انگيزه را عاملي مهم در علم روانشناسي دانست و گفت: انگيزه فرد عاملي تعيينكننده در نوع رفتار و در نتيجه سلامت روان اوست.
وي در تشريح گفتههاي خود گفت: روزهداري به دليل ايجاد و تشديد گرسنگي در فرد، ميتواند زمينهساز و عاملي براي افزايش پرخاشگري باشد، اما انگيزه روحاني و فراجسمي فرد روزهدار او را از چنين اختلالي دور ميدارد.
ميرسليمي به مبحث نتوانستن و نخواستن در روانشناسي اشاره كرد و گفت: با درك مفهوم اين دو واژه ميتوان به معناي انگيزه و مهار كردن واكنشها دست يافت، آن چه كه در فرد روزهدار بروز ميكند مفهوم نخواستن است، زيرا او قادر به انجام اعمال و رفتارهايي است كه به دليل انگيزههاي فراجسمي كه پيش از اين به آن اشاره شد، از انجام آنها خودداري ميكند.
در ادامه اين نشست فضلالله خاموشي تعاريف، اساس و ويژگيها و كاربردهاي بهداشت رواني را تشريح كرد. وي گفت: مفهوم بهداشت رواني قدمتي يكسان با پيدايش انسان دارد و بقراط سالها پيش از ميلاد مسيح سخن از بيماريهاي رواني به ميان آورد و درمان آنها را مانند درمان بيماريهاي جسمي ضروري دانست. اولين كنگره بهداشت رواني نيز به طور رسمي در سال 1930 ميلادي تشكيل و سببساز ايجاد مراكز رواندرماني و روانپزشكي در كشورها شد.
وي به تعريف سازمان بهداشت جهاني از بهداشت رواني مبني بر اين كه «بهداشت رواني در درون مفهوم كلي بهداشت قرار دارد و به معناي توانايي كامل براي ايفاي نقشهاي رواني و جسماني است» اشاره كرد و گفت: هيچگاه نبايد تصور كرد كه انساني كاملا از بهداشت رواني برخوردار است، چرا كه تمامي افراد از نوعي اختلال رنج ميبرند. خاموشي ادامه داد: منظور از اين اختلالات، بيماريهاي رواني نيستند، بلكه اين اختلال تا اندازهاي است كه سبب مختل شدن و ايجاد حالتهاي غيرعادي رواني در فرد نميشود.
وي در ادامه به تعريف انجمن بهداشت رواني كانادا از بهداشت رواني اشاره كرد و گفت: به زعم اين انجمن، بهداشت رواني به معناي توانايي سازگاري با ديدگاههاي خود و ديگران و رويارويي با مشكلات است. منظور از سازگاري در اين تعريف تسلط بر خود و احساس كنار آمدن با محيط است.
خاموشي به معناي محيط در روانشناسي اشاره كرد و گفت: مراد از اين مفهوم در روانشناسي محيط درون و بيرون است و اگر كسي توانايي سازگاري با اين محيطها و توانايي حل مشكلات خود را داشته باشد از بهداشت رواني برخوردار است.
وي سپس اهداف بهداشت رواني را عاملي براي پيشگيري اختلالات رواني دانست و گفت: يكي از مقاصد عمده اين مفهوم، اهداف خدماتي است به معناي استفاده از ابزارها براي تأمين سلامت فكر جامعه در چارچوبهاي پيشگيري، اهداف آموزشي براي حفظ بهداشت رواني، اهداف پژوهشي براي علتشناسي و درمان اختلالات رواني و طرح و برنامهريزي براي بيماران رواني، از ديگر مقاصد تعريف و قالببندي بهداشت رواني است.
خاموشي به ارتباط روزهداري و بهداشت رواني اشاره كرد و گفت: روزه عاملي موثر در پيشگيري از بروز اختلالات اخلاقي و رفتاري و در نتيجه حفظ بهداشت رواني است، در روزهداري بركاتي است كه شايد اهميت آنها را بهخوبي درنيافتهايم، زيرا اين رفتار در پس اعمال ظاهري آن نظير نخوردن و نياشاميدن، بر بخشهايي از روح و روان و حتي جسم چنان تأثيرات مثبتي بر جاي ميگذارد كه از آنها بي خبريم.
در ادامه ميرسليمي به «توبه» به عنوان يكي از مسايلي كه در ماه مبارك رمضان بر آن تأكيد ويژهاي شده است، اشاره كرد و گفت: توبه داراي جنبههاي رواني است، زيرا به دليل ايجاد احساس بخشودگي، سببساز احساس معنوي و آرامش دروني در فرد ميشود.
وي احساس بخشودگي و يا احساس گناه را تأثيرگذارتر از خود اين مفاهيم دانست و گفت: اين احساس فرد است كه وي را از آلودگيهاي معنوي صوتي و تصويري كه سبب تفكرات انحرافي در ذهن افراد ميشود دور نگه ميدارد، با اين توضيحات ميتوان باز هم به اين نتيجه رسيد كه روزهداري تأثير به سزايي در تأمين بهداشت رواني دارد.
در ادامه اين نشست محمد قرباني در پاسخ به ادعاي خاموشي مبني بر اين كه تمامي افراد به نوعي از اختلالات رواني رنج ميبرند، گفت: بايد توجه داشت كه بهداشت رواني در مقابل بيماري رواني و اختلالات قرار نميگيرد، بلكه گستره اين مفهوم بسيار كليتر از امراض رواني است.
وي برآورده شدن نياز انسانها در حد متعادل را عاملي اساسي براي دستيابي به بهداشت رواني دانست و گفت: فرد روزهداري كه به نيازهاي اوليه خود نظير خوردن و آشاميدن پاسخ مثبت نميدهد، مطمئن است كه در آيندهاي نزديك قادر به پاسخگويي آنهاست و يا مواد لازم براي رفع نيازهايش را در اختيار دارد، بنابراين روزه هنگامي به سلامت روان كمك ميكند كه امكان تأمين نيازهاي نخستين انسانها قطعي شده باشد.
قرباني ادامه داد: برطرف نشدن نيازهاي اوليه به صورت متعادل سبب نامتعادل شدن رفتارهاي دشوار در افراد نظير پرخاشگري، بياعتمادي، ترس، درخود فرورفتگي و اضطراب شده و سبب از دست رفتن بهداشت و سلامت روان ميشود.
وي در ادامه روزهداري را يك رفتار خواند و گفت: اين رفتار به بهداشت رواني كمك ميكند، زيرا مقاومت و قدرت كنترل افراد را افزايش داده و سبب تقويت توانايي حل مشكلات در او ميشود، فرد روزهدار ميآموزد كه به برخي از خواستههاي خود نه بگويد، البته فردي كه به معناي واقعي روزهدار است.
قرباني روزهداري را نوعي يادگيري دانست و گفت: اين يادگيري ميتواند در قالب رفتارگرايي محض كه بر مبناي شرطي شدن است يا رفتارشناسي محض كه بر شناخت و درك استوار است بروز كند كه البته نوع دوم آن از ارزش بالاتري برخوردار است.
در ادامه اين نشست ميرسليمي به فوايد جمعگرايي در ماه مبارك رمضان اشاره كرد و گفت: هنگاهي كه در جامعه روح روزهداري و خودداري از برخي اعمال وجود دارد، اين روح در افراد غيرروزهدار نيز تأثيرگذار ميشود.
وي در پاسخ به اين سوال خبرنگار كه «آيا همگوني و جمعگرايي تأثيرات مثبت خود را در جامعهاي كه بسياري از همگونسازيها توسط قانون انجام ميشود، امكانپذير است يا خير» گفت: بديهي است كه قانون در برخي موارد به افراط كشيده ميشود، اين موضوع نيازمند اين مطلب است كه رعايت هنجارها در افراد بايد دروني شود و جامعه به مصالح خويش آگاه شود تا قادر به درك خط قرمزها و هنجارها و رعايت آنها شود.
در ادامه اين نشست قرباني در پاسخ به سوال يكي از حضار مبني بر اين كه اگر هدف، ايجاد تعادل است، چرا در ماه مبارك رمضان خوردن و آشاميدن در قسمتي از روز كاملا ممنوع و در قسمتي مجاز است، گفت: اين موضوع از حيطه روانشناسي خارج است، زيرا اين دستورات امري الهي است كه بايد اجرا شوند و در پس تمامي دستورات خداوند نيز حكمتي نهفته است. کد مطلب : 49036 |