نويسندهي 12 ساله: نويسندگی را از خاطرهنويسی شروع كردم
«فاطمه يوسفزاده» نويسندهي 12 سالهاي است كه نخستين كتابش را در 9 سالگي نوشت. اين نويسندهي نوجوان، قلمش را با خاطرهنويسي روزانه تربيت كرده است. ايبنا نوجوان: «فاطمه يوسفزاده» متولد ديماه 1377 است و امسال به كلاس اول راهنمايي ميرود. او در يك خانوادهي فرهنگي به دنيا آمده است: پدرش «حبيب يوسفزاده» نويسنده و مترجم و سردبير مجلهي «رشد نوجوان» است و مادرش «ليلا جليلي» هم ويراستار كتاب و مجلههاي نوجوانانه است.
«كبوتر تنها»، نخستين كتاب فاطمه خانم است كه آن را وقتي كه 9 ساله بود نوشته و امسال توسط انتشارات «سرو ياسين» منتشر شده است. موضوع اين كتاب دربارهي دختري است كه در حال نقاشي كردن است و شخصيتهاي نقاشياش زنده ميشوند و ماجراهاي جالبي ميآفرينند.
فاطمه ميگويد «كبوتر تنها» نخستين داستانش نيست و قبل از آن هم داستانهاي ديگري نوشته است:
ـ من كار نوشتن را از خاطرهنويسي شروع كردم. تقريباً هر روز خاطرهها و اتفاقات را مينوشتم. بعد كمكم شروع كردم به نوشتن قصههايي كه در ذهنم بودند.
فاطمه پيش از آنكه به مدرسه برود، به كلاسهاي پرورش خلاقيت و انديشه ميرفته و از همانجا هم نوشتن را شروع كرده است. او هنوز هم اين كلاسها را ادامه ميدهد. از آن زمان تا كنون، «احمدرضا آذر»، معلم و استاد اين نويسندهي نوجوان است و البته ناشر كتاب «كبوتر تنها» نيز هست.
فاطمه دختر قدرشناسي است: ـ موفقيتم در داستاننويسي را مديون استادم آقاي «آذر» هستم؛ چون خيلي به من كمك كردند.
اما چه شد كه فاطمه به فكر چاپ كتاب افتاد؟ از زبان خودش بشنويم: ـ اوايل فقط مينوشتم و قصد چاپ كردن آنها را نداشتم؛ اما هميشه نوشتهها و داستانهايم را به آقاي آذر نشان ميدادم و ايشان نظر ميدادند. ايشان گفتند كه داستان «كبوتر تنها» از همه بهتر است و پيشنهاد چاپ آن را دادند و چون خودشان ناشر هم هستند، آن را منتشر كردند.
گفتوگو كه به اينجا رسيد، از فاطمه پرسيديم چگونه يك داستان را مينويسي؟ و او گفت: ـ موضوع كلي داستان كه به ذهنم ميرسد، شروع به نوشتن ميكنم؛ اما دربارهي پايان داستان فكر ميكنم تا بهترين پايان را براي آن انتخاب كنم.
«ليلا جليلي» مادر فاطمه دربارهي علاقهي او به مطالعه ميگويد: «هر سال در نمايشگاه كتاب، براي مطالعهي يك سال فاطمه، كتاب ميخريم اما فقط چند هفته بعد از خريدن آنها، فاطمه همهي آنها را ميخواند!»
او همچنين ميگويد: «وقتي ما به خواهر بزرگتر فاطمه كه به مدرسه و كلاس زبان ميرفت، كمك ميكرديم؛ فاطمه هم اشتياق داشت كه همه چيز را ياد بگيرد. به همين دليل قبل از اينكه به مدرسه برود، خواندن را كاملاً ياد گرفته بود.»
آنگونه كه خانم جليلي ميگويد، فاطمه وقتي خواندن را فراگرفته است هر كتابي ميخواند؛ از كتاب قصه و داستان گرفته تا شاهنامه و ديوان پروين اعتصامي.
خودش در اين باره ميگويد: «شايد بهخاطر شغل پدرم كه هميشه با كتاب سروكار دارد، اينقدر به كتاب علاقه داشته باشم.»
دوست نوجوان و نويسندهي ما به طنزهاي «فرهاد حسنزاده» و داستانها و شعرهاي «مصطفي رحماندوست» و آثار «جعفر ابراهيمي (شاهد)» علاقهي خاصي دارد. گرچه خاطرهانگيزترين كتابي كه خوانده و روي او تأثير گذاشته، «آخرين گودال» اثر «لوييس ساكار» است. البته او ظاهراً كمي هم ماجراجوست؛ چون آثار «آر.ال.استاين» نويسندهي ژانر وحشت را دوست دارد.
فاطمه! كارهاي پدرت را قبل از چاپ ميخواني؟ ـ بعضيها را بله و بعضي را نه.
به نظرت كتابهايي كه از پدرت چاپ شده چطورند؟ ـ خوبند. من دوستشان دارم. مخصوصاً كتاب «هیندیشکا: مجموعه قصهي کوتاه» را كه پدر ترجمه كرده است.
در تابستان چه كردي؟ ـ كلاسهاي پرورش خلاقيت و انديشه را ادامه دادم و گاهي هم با دوستانم نمايش اجرا كرديم. الان هم همراه با دوستم، «ويدا فغاني»، مشغول نوشتن يك نمايشنامه هستيم تا آن را اجرا كنيم.
ناگفته نماند كه فاطمه نمايشنامهنويسي را خودش ياد گرفته و نمايش «بيژن و منيژه» را خيلي دوست دارد.
او آنقدر كتاب دارد كه آنها را به ديگران امانت ميدهد. البته به اين شرط كه در عرض يك هفته كتاب را صحيح و سالم برگردانند. در غير اين صورت جريمهي نقدي ميشوند!
نويسندهي «كبوتر تنها» علاوه بر داستاننويسي، نقاشي و تصويرگري هم ميكند و به قول خودش سبك خاص خودش را دارد. او قصد دارد در آينده تصويرگر شود.
«فاطمه يوسفزاده»، دو داستان ديگر هم نوشته است كه احتمالاً توسط همين ناشر به چاپ خواهد رسيد. نام يكي از داستانهاي او كه حال و هواي طنز دارد «كنفرانس در جاكفشي» است.
ظاهراً چارهاي نداريم كه صبر كنيم تا «كنفرانس جاكفشي» هم منتشر شود تا باز به سراغ فاطمه پوسفزاده برويم و براي گفتوگو با او تيتر بزنيم: دومين كتاب نويسندهي نوجوان منتشر شد. کد مطلب : 79519 |
 |
|