«زبانه شمس و زبان مولانا» کتابی است نوشته سیدیحیی یثربی که به طبقهبندی موضوعی ۴۰۰ غزل از دیوان کبیر اختصاص دارد. یثربی که در بخشی از این کتاب به بیان نقش شطح در تجربه عرفانی مولانا پرداخته است، در اینباره گفت: شطحگویی، مرحلهای ناگزیر در حیات عرفانی سالک است و تمام کسانی که با تجربه عرفانی درگیر بودهاند، آن را در مراحلی از سلوک خود تجربه کردهاند.
سیدیحیی یثربی در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) با اشاره به دو اثر که پیش از این در حوزه طبقهبندی موضوعی اشعار شاعران کلاسیک ایران انجام داده بود، گفت: یکی از این دو کار، مقالهای بود در طبقهبندی موضوعی اشعار نظامی با عنوان «ظرایف عشق و زبان نظامی» که در مجموعه مقالات کنگره نظامی به چاپ رسید.
وی ادامه داد: اثر دوم، در طبقهبندی موضوعی اشعار حافظ شامل غزلیات، رباعیها و مثنویهای او با عنوان «آب طربناک»، تاکنون از سوی موسسات انتشاراتی مختلف منتشر شده و اخیرا هم نشر علم آن را منتشر کرده است. قصد داشتم این کار را درباره مثنوی هم انجام دهم، ولی با توجه به کثرت منابعی که تاکنون از زوایای مختلف به بررسی مثنوی پرداختهاند، به این نتیجه

دیوان شمس غریبهای است در میان ما، و بسیاری از مخاطبان آن به دلایل مختلف سرخورده میشوند، چرا که انتظارشان از دیوان کبیر همان انتظاری است که از مثنوی دارند
رسیدم که بهتر است دیوان شمس را دستمایه این تحقیق کنم.
یثربی با بیان این که دیوان شمس غریبهای است در میان ما، خاطرنشان کرد: بسیاری از مخاطبان به امید خواندن غزلی زیبا این دیوان را به دست میگیرند و به دلایل مختلف سرخورده میشوند، چرا که انتظارشان از دیوان کبیر همان انتظاری است که از مثنوی دارند.
وی با تاکید بر این که او از خوانندهای که دیوان شمس را به دست میگیرد، انتظار دارد آنقدر آگاهی ادبی داشته باشد که لااقل بتواند متن غزلها را روخوانی کند، افزود: طبقهبندی موضوعی من به کار چنین خوانندهای میآید. بدین ترتیب که او با استفاده از این کتاب میتواند از خط خاصی وارد فضای غزل شود. برای نمونه درمییابد که غزل خاصی درباره سماع و نقش آن در تجربه عرفانی است، و در نتیجه دیگر از آن غزل انتظار دریافت نکاتی درباره فنای سالک را نخواهد داشت.
یثربی با اشاره به این که چنین طبقهبندیای تاکنون صورت نگرفته است، ادامه داد: تنها نمونه پیشین چنین پژوهشی، کاری است که مرحوم واعظ کاشفی در زمان صفویه درباره مثنوی انجام داده است.
این استاد عرفان

تنها نمونه پیشین چنین پژوهشی، کاری است که مرحوم واعظ کاشفی در زمان صفویه درباره مثنوی انجام داده است
نظری و ادبیات کهن فارسی «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون» را نخستین نمونههای تحقیقات خود در حوزه طبقهبندی موضوعی اشعار شاعران کلاسیک فارسیزبان خواند و گفت: البته اگر قرار بود کل دیوان شمس را بدین طریق طبقهبندی کنیم، حجم مطالب به حدود ۲۰ جلد میرسید. بنابراین تنها نزدیک به ۴۰۰ غزل از این دیوان برای طبقهبندی انتخاب شد.
وی به مقدمههای خود در آغاز هر یک از بحثهای این دفتر اشاره کرد و یادآور شد: خواننده پس از مطالعه مقدمه هر بخش که به توضیح نکاتی درباره اصطلاح عرفانی مورد نظر و نقش آن در نظام فکری مولانا اختصاص دارد، بازتاب آن را در دیوان شمس مشاهده میکند.
یثربی اضافه کرد: دیوان شمس بازتاب تجربههای عرفانی است. غزلیات شمس فریاد مستقیم مولانا در حال سوختن است. دیوان شمس چون مثنوی نیست که بیان بعدی و قصهوار این تجربهها باشد. بلکه از بطن و متن تجربه عرفانی او سرچشمه گرفته است.
وی در ادامه به شرح دلیل انتخاب نام این کتاب،

اگر قرار بود کل دیوان شمس را بدین طریق طبقهبندی کنیم، حجم مطالب به حدود ۲۰ جلد میرسید. بنابراین تنها نزدیک به ۴۰۰ غزل از این دیوان برای طبقهبندی انتخاب شد
«زبانه شمس و زبان مولانا» پرداخت و اظهار داشت: کلمه "زبانه" را مولانا بارها در غزلیات به کار برده. او میگوید این غزلیات، زبان نیست، که زبانه است. در واقع، غزلیات شمس، آتشی است که در جان شمس شعله میکشیده و در زبان مولانا جاری شده.
یثربی در بخش دیگری از این گفتوگو در پاسخ به پرسش خبرنگار ایبنا درباره نقش شطح در غزلیات شمس که بخشی از کتاب او را نیز به خود اختصاص داده است، گفت: همه کسانی که با تجربه عرفانی درگیر بودهاند، میدانند که شطحگویی مرحلهای است ناگزیر در مراحل سلوک سالک. من شطح را، گفتاری میدانم که معنا و مضمون آن با عقل و ادراک معمولی ما نه تصورشدنی است و نه تصدیقشدنی. ولی مسلما بیمعنی نیست و چیزی میگوید.
وی ادامه داد: شطح، بیشتر ویژه مراحل نخستین در مرحله فنای سالک است که طی آنها، سالک خود را بسیار با نشاط، و همراه با قدرتی فوقالعاده مییابد. تا جایی که تصور میکند رگ جهان در دست اوست. فارغ از این که چنین احساسی درست باشد یا غلط، درویش آن را تجربه می کند. این احساس در دیوان شمس نیز به وفور دیده میشود. برای نمونه، مولانا

غزلیات شمس فریاد مستقیم مولانا در حال سوختن است. دیوان شمس چون مثنوی نیست که بیان بعدی و قصهوار این تجربهها باشد. بلکه از بطن و متن تجربه عرفانی او سرچشمه گرفته است
میگوید: "بازآمدم چون عید نو، تا قفل زندان بشکنم/ و این چرخ مردمخوار را، چنگال و دندان بشکنم".
یثربی با اشاره به این که اگر چه این احساس بیشتر در مراحل نخستین فنای سالک ایجاد میشود، ولی خاص آن مراحل هم نیست، خاطرنشان کرد: به قول مولوی : "گل خندان چو نخندد چه کند؟". این احساس در همه مراحل فنای سالک، به ویژه در تجربه نشاطهای فوقالعاده او، ایجاد میشود. حافظ هم گفته است: "فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند/ غلمان ز روضه، حور ز جنت برون کشیم". یا باباطاهر، میگوید: "چه فرمایی؟ بسازی یا بسوزم؟".
«زبانه شمس و زبان و مولانا»، در بخشهای مختلفی به طبقهبندی موضوعی ۴۰۰ غزل دیوان کبیر پرداخته است. از جمله این بخشها میتوان به «سلوک عرفانی چیست؟»، «احوال و مقامات»، «از انسان تا سلوک»، پیامبر خدا حضرت محمد(ص)»، «انسان»، «دل»، «اوصاف و آداب درویشان»، «جذبه و عنایت معشوق» و «بهار» اشاره کرد.
«زبانه شمس و زبان مولانا»، تالیف سیدیحیی یثربی در سال جاری از سوی موسسه انتشاراتی امیرکبیر در شمارگان ۲۰۰۰ نسخه و با قیمت ۵۰۰۰۰ ریال منتشر شده است.