پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی گزارش اجتماعی و سياسی

جعفر ابراهيمي(شاهد):

  تفسير در ترجمه باعث از بين رفتن زيبايي ترجمه مي‌شود

28 شهريور 1387 ساعت 11:16
نشست «بايدها و نبايدهاي ترجمه قرآن براي كودكان و نوجوانان» از ساعت 15:30 تا 17:30 ديروز چهارشنبه 27 شهريورماه در سراي اهل قلم بررسي شد._

 به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، ‌اين نشست ‌با حضور جعفر ابراهيمي(شاهد)، عليرضا رحيمي و حميد باباوند برگزار شد و اين كارشناسان به بررسي ابعاد مختلف ترجمه قرآن براي گروه سني كودك و نوجوان پرداختند. 

جعفر ابراهيمي در پاسخ به سوال باباوند در خصوص ترجمه‌پذيري قرآن با اشاره به كتاب « باغ سبز قرآن » اظهار داشت‌: در تأليف كتابم، سعي كردم حركات قرآني را به زبان كودكان و به شعر درآور‌م و تاثير قرآن را در ادبيات فارسي نشان دهم، از اين رو به اشعار شعراي قديم رجوع‌ و از آن‌ها استفاده كردم. 

وي افزود: اگر در ترجمه بخواهيم به تفسير بپردازيم، زيبايي‌هاي ترجمه از بين مي‌رود‌. من در كتاب خودم سعي كردم اين تفاسير را به صورت زيرنويس بياورم.

ابراهيمي تاكيد كرد: اما واقعيت اين است كه قرآن در برخي موارد ترجمه‌پذير است و در برخي موارد قابل ترجمه نيست. ولي تفاسير براي همه مردم لازم است چه فارسي‌زبان و چه عرب‌زبان و به‌خصوص براي نوجوانان اين نياز بيشتر حس مي‌شود و فكر مي‌كنم شايد قصه‌هاي قرآني براي بچه‌ها جذابيت داشته باشد.

عليرضا رحيمي در پاسخ به همين سوال عنوان كرد: از نظر قواعدي كه بر ترجمه حاكم است، ميان قرآن و متن‌هاي ديگر تفاوتي نيست ولي سوال مهم اينست كه آيا خود قرآن تا چه حد اجازه ترجمه مي‌دهد. قران يك هدايت شنونده دارد و يك هادي و يك فرايند هدايت و اگر قرار است اين فرايند هدايت بدرستي انجام شود، بايد رابطه صحيحي ايجاد شود و اين پيام بايد توسط مردم گرفته شود چه كودك، چه بزرگسال، چه فارسي‌زبان و چه عرب‌زبان. 

وي ادامه داد: آن‌چه از ترجمه در ذهن ما وجود دارد، پيچيدگي‌هاي خاص خودش را دارد و ما در ترجمه مجبوريم به متن و واژگان پايبند باشيم. اگر قرار بود كه فقط قرآن را از طريق تفاسير درك كنيم، نيازي نبود كه قرآن به اين شكل در دست همگان قرار گيرد. پس با اين اوصاف حتما قابل ترجمه است.

حميد باباوند ادامه داد: از آن‌جايي‌كه در قرآن آمده كه قرآن ذكر است و باور بر اينست كه آن‌چه كه ذكر است، بايد به همين كيفيت و ميزان انجام شود يا در مساله نماز گفته مي‌شود كه نماز حتما بايد به زبان عربي خوانده شود، اگر از اين منظر به اين مساله نگاه كنيم، باز مي‌توان قرآن را ترجمه كرد؟

ابراهيمي در پاسخ گفت: قرآن باید ترجمه شود، هم ترجمه ظاهری هم باطنی. اما اگر حتی ما معنی آن را متوجه نشويم، چون کلمات آسمانی است تاثیراتی بر فرد می‌گذارد. چه برسد که معنی آن‌را کامل متوجه شویم. 

وی تصريح كرد: حضرت علی بر فهمیدن آیات در کنار خواندن آن تاکید داشت. اما امروزه در جامعه ما فقط به یک جنبه قرآن یعنی حفظ آن بسیار تاکید شده است و از مسائل دیگر باز مانده‌ایم. خیلی از بچه‌های ما حافظ قرآن می‌شوند. در مدارس شکل ظاهری قرآن هم بیشتر اهمیت داده شده‌است. کار براي کودکان به تنهایی کاری دشوار است. گاهي ما فکر می‌کنیم بچه‌ها برخی کلمات را چون به كار مي‌برند، می‌فهمند اما آیا واقعا آن‌ها معنی کلماتی مثل عشق را می‌فهمند؟

رحيمي در پاسخ به‌ سوال باباوند گفت: اين حرف در اين‌جا كاربردي ندارد به خصوص در ادبيات كودك. به نظرم نويسنده بجاي اين‌كه قرآن را تر‌جمه كند، بهتر است آن را آموزش بدهد و براي اين آموزش از ترجمه، تفسير و يا هر امكان ديگري بايد استفاده كرد تا بتواند پيام لازم را برساند. 

وي تاكيد كرد: زبان عربی و فارسي کاملا از هم جدا هستند اما چون کلمات زیادی از عربي وارد فارسی شده این دو زبان را به‌هم نزدیک کرده‌است.‌ لفظ بسیار مهم است قران باید به زبان عربی خوانده شود ولی اگر بخواهیم کودک را قرانی بار بیاوریم فقط کافی نیست که حفظ کردن الفاظ را به او آموزش دهیم و در مورد ترجمه قرآن هم اگر بخواهيم ترجمه فلسفی انجام بدهيم، خیلی پیچیده می‌شود.

باباوند در ادامه به موضوع دیگری پرداخت و گفت: قرآن براي همه مردم نازل شده نه برای قشر و طبقه خاصی. آيا مخاطب قرآن کودکان و نوجوانان هم هستند یا خیر‌؟

رحیمی در این خصوص چنین گفت‌: افلاطون گفته‌‌‌:« در دوره‌اي انسان عقلش کامل نیست و با ما باید خیلی مراقب باشیم که این رشد عقلانی اتفاق بیفتد.». اما من با این گفته مخالفم. چه زمانی می‌توان گفت که عقل شکوفا می‌شود. آیا زمان دارد؟ یک کودک در کودکی خودش هم قادر به تمیز دادن هست. اما اطلاعات اشتباهی که والدین به کودک ممکن است بدهند، باعث مشکلاتی می‌شود. 

وي‌ اضافه كرد: به کودک باید قرآن را آموخت. اما آیا آن‌ها را بايد لبريز از اطلاعات کرد. کودکان باید قرآن را دوست داشته باشند به طوری‌که خود بچه‌ها علاقمند به یادگیری قرآن شوند. بايد به نوعی کودکان را جذب کرد، آن‌وقت خودشان به سمت قرآن می‌آیند. 

ابراهيمی در‌‌باره سؤال باباوند، اظهار داشت: بسياری از کلماتی که از عربی وارد فارسی شده‌است را به مفهومی می‌گیریم که در عربی به گونه دیگری است. مثل کتاب يا عشق و هر کلمه‌ای که معادل این‌ها را در فارسی قرار دهيم عینا همان معنا نمی‌شود. 

او ادامه داد: اگر بین علمای قرآنی با نویسندگان و شاعران هماهنگی ایجاد شود، خیلی موثرتر خواهد بود. مثلا کتاب باغ سبز، کتابیست كه چند طلبه علاقمند کار کرده بودند و برای این‌که برای بچه‌ها جذاب شود به من پبشنهاد دادند.

باباوند در این نشست پرسش دیگری را مطرح كرد و گفت: در ایران به تولیدات جنبی در زمينه قرآن توجه چندانی نشده‌است. در دیگر کشورها دیده شده که آموزش اعداد یا حروف را حتی با کمک انجیل انجام داده‌اند. علت نبود این تولیدات جنبی چیست؟ در این زمینه کم‌كاري شده‌ يا نویسندگان و شعرا نخواستند که به بخش کوچکی از قرآن یا یک آيه بپردازند؟

ابراهيمی پاسخ داد: متاسفانه در سال‌هاي پیش از انقلاب به قرآن و کتاب‌های دینی کمتر توجه می‌شد. نویسندگان گمنام، طراحي‌های نا‌مناسب، کیفیت نامرغوب کاغذ و ... همه باعث می‌شد که کتاب‌های دینی جذابیت دیداری لازم را نداشته باشند.

باباوند در بخش ديگري از صحبتهايش گفت: اگر مترجم به قدر کافی ار متن لذت ببرد دوست دارد همان عین متن را در اختيار دیگران بگذارد ولی اگر احساس کند، متن کشش و قدرت کافی را ندارد، بیشتر به بازآفرینی دست می‌زند.

رحیمی با تایید این مطلب بيان كرد: متن شامل واژه و عبارت است که وارد ذهن می‌شود و پردازش ذهن ما، تولید جدیدی دارد. اگر متن فاخری نباشد، مترجم به راحتی دست‌درازي مي‌‌كند ولي اگر متنی فاخر و عالی باشد، مترجم به خود اجازه نمی‌دهد كوچكترین تغییری در آن ایجاد کند.

وي ادامه داد: ولي بايد به اين توجه داشت كه برخي قصص قرآن براي كودكان مناسب نيست و چون مشخصه‌هاي قرآن، عذاب، بهشت و جهنم است، اين موارد براي بچه‌ها كشش ندارد. قرآن افسانه نيست كه اين‌ها بخواهد جذابيت خاصي براي كودكان داشته باشد. در حال حاضر قصه‌هاي موجود در بازار قصه‌هاي قرآني براي كودكان نيست. كار براي بچه‌ها مشكل است.

‌حميد باباوند در بخش پاياني مباحث اين نشست عنوان كرد:‌ كدام جنبه از قرآن براي كودكان بايد ترجمه و كار شود؟ قصه‌هاي قرآني، مباحث حكمي و هدايتي آن، و يا قرآن به عنوان يك منشور اخلاقي؟ 

رحيمي در پاسخ به اين سوال اشاره كرد: قرآن كتاب هدايت نيست. قرآن خود هدايت است.‌‌ اين‌كه چه برشي از قرآن را انتخاب كنيم، به هدف ما از آموزش بر‌مي‌گردد. قرآن به ما فلسفه مي‌آموزد اگر از ديد فلسفي به آن نگاه كنيم. قرآن، توليد‌كننده اخلاق است اگر ديدي اخلاقي داشته باشيم.‌ به هرحال معتقدم اين‌كه ما از قرآن چگونه بهره‌برداري كنيم و آن‌را به كودكان بفهمانيم كار بسيار مشكلي است. 

وي افزود: اديبان با كارشناسان قرآني و كارشناسان آموزش و پرورش بايد در كنار هم كار كنند و متاسفانه در حال حاضر نهادي وجود ندارد كه بتواند تمام اين‌ها را در كنار هم قرار دهد. 

‌ابراهيمي هم در پايان تصريح كرد: سيستم تربيتي و آموزشي ما سيستمي سنتي‌ است. در حال حاضر سيستم آموزشي نوين بر اساس روانشناسي كودك ايجاد شده‌ ولي متاسفانه ما هنوز نتوانسته‌ايم به صورت كامل از سيستم سنتي جدا شويم و به سيستم مدرن رو بياوريم.

اين نشست ساعت 17:30 به كار خود پايان داد.

کد مطلب : 25293
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
تفسير در ترجمه باعث از بين رفتن زيبايي ترجمه مي‌شود
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل