تواضع علم، راهي به سوي متافيزيك
مولف كتاب «فلسفه پويش» اين اثر را معرفي نظام فلسفي و متافيزيكي «آلفرد نورت وايتهد» برشمرد و درباره دليل گرايش غربيان به متافيزيك در سالهاي اخير گفت: افتهاي نظري و تا اندازهاي تواضع علم را ميتوان از دلايل اين امر برشمرد، زيرا علم هراندازه دقيقتر شود، تواضعش بيشتر ميشود.\ حسين واله، نويسنده و استاد دانشگاه رشته فلسفه، در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين اثر را معرفي فلسفه «پويش» متعلق به «آلفرد نورت وايتهد»، فيلسوف و رياضيدان قرن بيستم دانست و گفت: اين فيلسوف آثار متعددي از خود بر جاي گذاشت كه برخي از آنها نظير «سرگذشت انديشهها» به فارسي نيز ترجمه شدهاند. وي داراي نظام فلسفي و علم متافيزيكي خاصي بود.
وي افزود:«وايتهد» به صورت منسجم، مكتبي متافيزيكي در فلسفه غرب خلق كرد كه به طور كامل با جريانهاي رايج و عام مغربزمين متفاوت است، زيرا آنان اغلب مخالف متافيزيكاند. در اين كتاب ابعاد اصلي و تفاوتهاي اين مكتب با ساير جريانهاي فكري حاكم در غرب مقايسه و بررسي شدهاند.
واله گرايش خود به ترجمه آثار انديشمندان غربي رويكردهاي متافيزيكي را تصديق كرد و گفت: ما ايرانيان در فضاي سنت فكري رشد كردهايم كه فكر متافيزيكي بر آن غلبه داشته است، اين امر به سليقه ذهنيام گره خورده و مرا به ترجمه چنين آثاري ترغيب ميكند. وي در پاسخ به اين سوال كه «آيا گرايش به متافيزيك در فلسفه سبب دور ماندن از عمل در جريانهاي انديشهاي كشورمان نشده است» گفت: نميتوان گرايش به متافيزيك را عامل اين مساله پنداشت، زيرا دور ماندن از عمل، تنها مختص فلسفه كشور ما نيست، با كمي تأمل درمييابيم ساير علوم نيز از عمل فاصله گرفتهاند و با حيات اجتماعي مردم پيوند محكمي ندارند.
اين نويسنده و مترجم افزود: از سوي ديگر بايد توجه داشت كه فكر متافيزيكي چندان نيز در ايران غالب نبوده است. طرح برخي مسايل متافيزيكي و سخن گفتن از آن در رسانهها كه در سالهاي اخير شاهد آنيم را نبايد به معناي غلبه تفكر متافيزيكي در كشورمان تعبير كرد. به صورت عمومي مزاج شرقيان نسبت به سليقه غربيها به متافيزيك نزديكتر و آشناتر بوده، اما اين موضوع غير از اعتقاد به رواج فكر متافيزيكي در ايران است.
واله با اشاره به گرايش اخير غربيان به متافيزيك بيان داشت: نميتوان با اطمينان از اين موضوع سخن گفت، زيرا اثبات آن نياز به پيمايشي دقيق دارد. بر اساس آن چه به نظر ميرسد، انديشه غربي در نيمه دوم قرن بيستم بيش از نيمه نخست و در نيمه نخست بيش از قرن نوزدهم به متافيزيك گرايش يافت. مهجور شدن متافيزيك يكي از ويژگيهاي اصلي قرن نوزدهم به شمار ميرود كه اكنون تا حدود زيادي تعديل يافته است.
وي مباني متافيزيكي كه غرب معاصر آن را مد نظر دارد با گذشته متفاوت دانست و گفت: وروديها و خروجيهاي متافيزيك در سالهاي اخير با متافيزيك دهههاي پيشين متفاوتند. گرايش به اين تفكر در غرب افزايش يافته است و دليل آن را ميتوان افتهاي نظري و تا اندازهاي تواضع علم دانست.
واله خاطرنشان كرد: بر اساس سير انديشهاي كه در اروپا سپري شد، جريان تفكر در قرون گذشته با گرايشهاي متافيزيكي يا «مدرسي» و همچنين نهاد دين گره خورد، سپس هر دو با نهاد قدرت پيوند يافتند. چنين سيري تا قرن هجدهم موجب نوعي گريز از دين و تفكر ديني و غلبه ساينتيسيسم شد، اما اكنون درمييابيم كه علم هرچه دقيقتر شود، تواضعش بيشتر ميشود.
وي در پايان اظهار داشت: بنابراين ادعاها و ايدئولوژيسازيهاي گذشته از علم رنگ باختند، تفكر از آن رها شد و به نگاه تازهتري رسيدند. البته بررسي اين مسايل نياز به مطالعات و پيمايشهاي دقيقي دارد و نميتوان آنچه بيان شد را به طور كامل منطبق با واقعيت دانست. کد مطلب : 64263 |