فيلسوفي كه با ارسطو اشتباه گرفته شد
مولف كتاب «فلسفه افلوطين» اين اثر را شرحي مفصل بر آرا و انديشههاي فيلسوف مصري، افلوطين برشمرد و گفت: انديشههاي اين فيلسوف اشراقي تأثير بسياري بر فلسفه اسلامي گذاشت، اما بسياري از اين تأثيرات به اشتباه به ارسطو نسبت داده ميشوند./ غلامرضا رحماني در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اظهار داشت: اين اثر حدود 650 صفحه است كه از ميان منابع بسياري گردآوي شده كه البته اين منابع به راحتي در دسترس نبودند. اين پژوهش كه موضوع پاياننامهام را نيز شامل ميشود، تنها به جمعآوري مطالب نپرداخته، مسايل و موضوعات را نقد و تحليل ميكند.
وي همچنين به معرفي مختصر «افلوطين» پرداخت و گفت: او فيلسوفي مصري بود كه ابتدا قصد فلسفه خواندن نداشت، اما پس از علاقهمندي به فلسفه، براي آموختن آن به ايران و هند رفت. اقامتش در ايران همزمان با بروز جنگي ميشود كه وي را ناچار به عزيمت به «انتاكيه» تركيه ميكند. او پس از پشت سر گذاشتن وقايعي به رم رفت.
نويسنده كتاب «آموزش منطق» ادامه داد: او در اين شهر مكتب فلسفياش با نام «فلسفه نوافلاطوني» را تأسيس كرد و به تأليف رسايلش پرداخت. وي با نظريات منحصر بهفردي كه داشت، شاگردان بسياري را پيرامونش گردآورد. فلسفه او اشراقيتر از افلاطون است و گرايشهاي رياضتمندانه دارد.
رحماني افزود: او در راستاي تهذيب نفس، تن به ازدواج نداد و مخالف خوردن گوشت و كشيدن نقاشي از افراد بود. به اعتقاد او، انسان سايه است و نقاشي كشيدن از سايه مفهومي ندارد. اساسا حقيقتي در اين دنيا وجود ندارد، بلكه تمام حقايق متعلق به عالم «مثل»اند.
اين نويسنده ادامه داد: او پيرواني نيز در ميان مسلمانان پيدا كرد. فارابي بخشهايي از فلسفه او را با فلسفه اسلامي درهمآميخت، به همين علت بسياري از مسايلي كه در فلسفه با آن روبهروييم، ريشه در انديشه افلوطيني دارد. حتي ملاصدرا نيز در بخشهايي از فلسفهاش نظير مباحث مربوط به عالم ماده و عالم عقل و نفس از وي تأثير ميپذيرد، زيرا بر اساس ديدگاههاي افلوطين نيز خدا فوق وجود است. او هستي را به سه بخش تقسيم كرد كه اين امر نشان ميدهد كه عرفان نيز از اين انديشمند تأثير پذيرفته است.
رحماني با بيان اين كه «فلسفه او در فلسفه اسلامي جذب شده است» گفت: شايد به همين دليل است كه نام او نظير ديگر متفكران تأثيرگذار چندان آشنا نيست. افكار او چنان به انديشه فلاسفه مسلمان آميخته است كه تشخيص آن چندان آسان نيست. با مطالعه كتاب «متافيزيك ارسطو» ميتوان به بازيابي ريشهها و شناسايي تفكرات او در فلسفه اسلامي پرداخت. مباحث مربوط به عالم «مثل» و «عقل» ريشه عميقي در انديشههاي افلوطين دارند.
وي افزود: چگونگي صدور عوالم عقل و نفس و عالم و ماده از ذات الهي كه فارابي مطرح كرده است نيز از موضوعاتياند كه توسط افلوطين بسط يافتهاند و ابنسينا نيز از اين آرا بهره برد. براي آگاهي از اين تأثير و تأثرات بايد به تاريخ فلسفههاي اسلامي مراجعه كرد، زيرا انديشمندان به هنگام وامگيري از آراي ديگران عادت به ذكر نام نداشتند.
رحماني ادامه داد: برخي از تفكرات و تأثيرگذارهاي افلوطين را به اشتباه به ارسطو نسبت ميدهند، در حالي كه ارسطو نظري متفاوت با افلوطين درباره عالم ماده دارد. وي عالم ماده را قديم ميداند، اما افلوطين اين عالم را از سوي خدا ميپندارد.
كتاب «فلسفه افلوطين» شرحي مفصل به كتاب «فلسفه عرفاني افلوطين» يكي از آثار پيشينم به شمار ميآيد. اين كتاب اكنون از سوي موسسه بوستان كتاب در دست چاپ است. کد مطلب : 61518 |